Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
unapt
U
نامناسب غیر محتمل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
unfit
U
نامناسب نامناسب کردن
probable
U
محتمل
verisimilar
U
محتمل
promising
U
محتمل
apt
U
محتمل
posse
U
محتمل
plausible
U
محتمل
so so
U
محتمل
posses
U
محتمل
likly
U
محتمل
likeliest
U
محتمل
feasible
U
محتمل
likely
U
محتمل
likelier
U
محتمل
snake in the grass
U
خطر محتمل
oddson
U
بیشتر محتمل
presumable
U
فرض محتمل
unlikely
U
غیر محتمل
improbable
U
غیر محتمل
contingency
U
محتمل الوقوع
contingencies
U
محتمل الوقوع
plausive
U
وسیع محتمل
contingents
U
محتمل الوقوع
contingent
U
محتمل الوقوع
likelihoood
U
امر محتمل
unsuspected
U
غیر محتمل
impend
U
محتمل الوقوع بودن
improbably
U
بطور غیر محتمل
oddson
U
محتمل به بردیا موفقیت
potentia propinqua
U
امر محتمل الوقوع
rule out
U
غیر محتمل شمردن
to exclude something
[as something]
U
چیزی را غیر محتمل شمردن
to rule something out
U
چیزی را غیر محتمل شمردن
improbability
U
استبعاد حادثه یا امر غیر محتمل
unsuitably
U
نامناسب
misbecoming
U
نامناسب
maladapted
U
نامناسب
unmeet
U
نامناسب
infelicitious
U
نامناسب
unhandsome
U
نامناسب
inapt
U
نامناسب
untoward
U
نامناسب
unsuitable
U
نامناسب
foreign
U
نامناسب
inappropriate
U
نامناسب
improper
U
نامناسب
malapropos
U
نامناسب
timeless
U
نامناسب
unrighteous
U
ناصالح نامناسب
inconveniently
U
بطور نامناسب
incommensurate
U
نارسا نامناسب
mismarriage
U
پیوند نامناسب
unplayable
U
زمین نامناسب
inutile
U
بیهوده نامناسب
ill sorted
U
نامناسب ناجور
inappropriate
U
نامناسب ناجور
bad break
U
قطع نامناسب
unpleasantness
U
وضع نامناسب
bad soil
U
خاک نامناسب
improper
U
نامناسب نادرست
incompatible
U
ناجور نامناسب
misplaced
U
نامناسب نابجا
inadequately
U
بطور نامناسب
inopportune
U
بی موقع نامناسب
Irrelevent. I nappropriate. Out of place.
U
بیجا ( بی مورد ؟نامناسب )
mismate
U
وصلت نامناسب کردن
out of order
<idiom>
U
برخلاف قانون ،نامناسب
misbecome
U
نامناسب بودن برای
misalliance
U
اتحاد وائتلاف نامناسب
malinvestment
U
سرمایه گذاری نامناسب
dissocial
U
نامناسب برای معاشرت
aliens
U
متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
flames
U
ارسال پیام نامناسب به کاربر
alignments
U
قرار گرفتن نامناسب در صفحه
add insult to the injury
<idiom>
U
[بدتر کردن یک وضعیت نامناسب]
alignment
U
قرار گرفتن نامناسب در صفحه
alien
U
متفاوت یا نامناسب با سیستم فعلی
bad page break
U
قطع یا مکث نامناسب صفحه
inapplicable
U
غیر قابل اجرا نامناسب
flame
U
ارسال پیام نامناسب به کاربر
scratch file
U
نوار مغناطیسی برای فایل نامناسب
junk surf
U
امواج نامناسب برای موج سواری
flag days
U
روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
unhandy
U
ناراحت نامناسب برای حمل ونقل دور از دسترس
de scrambler
U
وسیلهای که یک پیام نامناسب را به حالت اصلی و مط لوب برمی گرداند
fix
U
تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
power approach
U
تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
de scramble
U
سازمان دادن مجدد پیام یا سیگنالی که حالت نامناسب دارد
fixes
U
تابع هدایت ارتباطی که مسیرهای کارا یا نامناسب را در نظر نمیگیرد
self-
U
سیستمم کد گذاری حروف خطا یا نامناسب را تشخیص دهد ولی نمیتواند ترمیم کند
logic
U
بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند
playback rate scale factor
U
نقط های که اجرای ویدیو در آن ملایم نیست و به علت فریمهای گم شده نامناسب به نظر می رسد
abrash
U
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
self-
U
سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند
degradation
U
کمبود کیفیت تصویه به علت اختلال در سیگنال یا کپی گرفتن نامناسب از سیگنال ویدیویی
NetBEUI
U
گونه پیشرفته پروتکل شبکه NetBios ساخت ماکروسافت NetBECI در شبکه قابل سیریابی نیست و برای شبکههای مابین بزرگ نامناسب میشود
improperly
U
بطور غلط بطور نامناسب
defective
U
خطایی در دیسک سخت که داده روی برخی شیارها به درستی قابل خواندن نیست که میتواند ناشی از سطح دیسک آسیب دیده یا قرار گرفتن نامناسب نوک باشد
corn-effect
U
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
trojan horse
U
برنامه وارد شده در سیستم توسط سک شخص کلاهبردار. یک تابع نامناسب انجام میدهد درحین کپی کردن اطلاعات در فایل با اولویت کمتر که از آن پس آن شخص بدون اجازه کاربر به آن دسترسی خواهد داشت
shoulders
U
[اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
orphaned
U
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphans
U
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
orphan
U
خط اول پاراگراف یا متن که جداگانه در پایین ستون نوشته شود و بقیه پاراگراف در بالای ستون بعدی نوشته شود. باعث می شوند و متن نامناسب دیده شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com