English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
controller U نافر کنترل کننده
controllers U نافر کنترل کننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
observer U نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers U نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
inhibitor U کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
control officer U افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
controllers U کنترل کننده
controller U کنترل کننده
vasomotor U کنترل کننده رگها
cluster controller U کنترل کننده گروهی
aircontroller U کنترل کننده هوایی
controller card U کارت کنترل کننده
communications controller U کنترل کننده ارتباطات
disk controller U کنترل کننده دیسک
drum controller U کنترل کننده درام
peripheral controller U کنترل کننده جنبی
channel controller U کنترل کننده مجرا
print controller U کنترل کننده چاپ
micro controller U ریز کنترل کننده
peripheral controller U کنترل کننده جانبی
dual channel controller U کنترل کننده دو کاناله
disk controller U کنترل کننده گرده
control member U عضو کنترل کننده
loop control variable U متغییر کنترل کننده حلقه
disk controller card U کارت کنترل کننده دیسک
input output controller U کنترل کننده ورودی- خروجی
ground control U دستگاه کنترل کننده زمینی
line printer controller U کنترل کننده چاپگر خطی
spelling checker U کنترل کننده حروف لغات
floppy disk controller U کنترل کننده فلاپی دیسک
tidal sluice U مجرای کنترل کننده جزر و مد
silicon controlled restifier U یکسو کننده کنترل شده سیلیکانی
control ship U ناو کنترل کننده عملیات دریایی
herwitz bishops U فیلهای کنترل کننده دو قطر مجاورشطرنج
air raid reporting control ship U گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
administrators U شخص یا نرم افزار کنترل کننده و پیشبرنده
administrator U شخص یا نرم افزار کنترل کننده و پیشبرنده
freddie U اشاره به ایستگاه یا یکان کنترل کننده در درگیریهای هوایی
cascade control U چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
homing adaptor U تطبیق کننده مسیر پروازهواپیما با جهت امواج راداریا ایستگاه کنترل
basic U بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
processor U تقسیم کننده سیگنال که توسط ریز پردازندهای در شبکه کنترل میشود
basics U بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
layouts U 1-قوانین کنترل کننده داده ورودی و خروجی از یک کامپیوتر. 2-روش استفاده از یک ورق کاغذ
open loop system U مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
layout U 1-قوانین کنترل کننده داده ورودی و خروجی از یک کامپیوتر. 2-روش استفاده از یک ورق کاغذ
control buoy U بویه کنترل کننده مینها دستگاهی که محل مینهای شناور زیر دریا را نشان میدهد
auto lean U مخلوط رقیق سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده اتوماتیک در کاربوراتور ثابت نگاهداشته میشود
control point U نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
mechanical mouse U mouse حرکت داده میشود و توپ درون آن می چرخد و به احساس کننده ها که حرکات افق و عمودی را کنترل می کنند برخورد میکند
peripheral U مدیر و کنترل کننده وسیله ورودی /خروجی یا وسیله جانبی
Hayes Corporation U تولید کننده مودم که زبان کنترل استاندارد برای مودم ها ایجاد میکند
disk operating system U کنترل کننده دیسک خوان سیستم عامل دیسک
auto rich U مخلوط غلیظ سوخت و هوا که نسبت ان توسط کنترل کننده مخلوط اتوماتیک درکاربوراتور ثابت نگهداشته میشود
tokens U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token U بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task U نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
apt U زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor U پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel U صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
loop U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
control and reporting center U تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
executive U دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
looped U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
real time U سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
loops U عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control U کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control U کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron U کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible U کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
lookers-on U نافر
supervisor U نافر
controller U نافر
bailiffs U نافر
looker on U نافر
beholder U نافر
viewers U نافر
viewer U نافر
steward U نافر
supervisors U نافر
onlooker U نافر
stewards U نافر
onlookers U نافر
bailiff U نافر
beholders U نافر
observers U نافر
surveillant U نافر
trailers U نافر
manciple U نافر
looker-on U نافر
trailer U نافر
warden U نافر
intendant U نافر
butler U نافر
by stander U نافر
observer U نافر
overseer U نافر
wardens U نافر
controllers U نافر
overseers U نافر
butlers U نافر
emission control U کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
IRQ U سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
stewards U مباشر نافر
nonproductive U نافر اور
chamberlains U نافر مالی
steward U مباشر نافر
warden U نافر نگهبان
warden U نافر بازرس
superintendents U نافر مباشر
wardens U نافر نگهبان
wardens U نافر بازرس
elevated pole U قطب نافر
pollster U نافر انتخابات
superintendent U نافر مباشر
majordomo U نافر خوانسالار
supervisory system U سیستم نافر
chamberlain U نافر مالی
proctor U نافر نایب
overseer U نافر سرپرست
overseers U نافر سرپرست
proctor U نافر امتحان
progress chaser U نافر پیشرفت
spectator U بیننده نافر
test protectors U نافر ازمایشات
official receiver U عضو نافر
bystanders U بیننده نافر
supervisor call U فراخوانی نافر
supervisor engineer U مهندس نافر
supervisor request U درخواست نافر
pollsters U نافر انتخابات
probation officer U مامور نافر
bystander U بیننده نافر
supervisory routine U روال نافر
supervisory program U برنامه نافر
probation officers U مامور نافر
inventory control U کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controls U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling U سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
zenith distance U فاصله ارتفاع نافر
chamberlain U نافر پرده دار
tutored U نافر درس دانشجویان
chamberlains U نافر پرده دار
tutor U نافر درس دانشجویان
juries U مقامات رسمی نافر
forward air controller U نافر مقدم هوایی
tutors U نافر درس دانشجویان
aircontroller U نافر مقدم هوایی
major-domos U نافر خوان سالار
major-domo U نافر خوان سالار
word processing supervisor U نافر پردازش کلمه
tutorials U نافر درس دانشجویان
svc U فراخوانی نافر یا سرپرست
stewardess U نافر خرج مونث
stewardesses U نافر خرج مونث
jury U مقامات رسمی نافر
tutorial U نافر درس دانشجویان
zenith U نقطه قائم بر نافر
sidewalk superintendent U نافر عملیات ساختمانی
major domo U نافر خوان سالار
nadir U پای عمود نافر خط ندیر
ctrl U کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt U یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement U حکم کنترل دستور کنترل
control sheet U صفحه کنترل چارت کنترل
block plot U صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
corrector U جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
control stick U سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
visitors U بازرس و نافر شرکتها مامور بررسی وضع مجانین
visitor U بازرس و نافر شرکتها مامور بررسی وضع مجانین
parallax U اختلاف رویت با در نظر گرفتن محل دید نافر
chief army censor U افسر نافر فرماندهی عملیات مشترک نیروی زمینی
circle of position U دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
tactical air controler U افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation U مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine U تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie U علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
remote control U کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
climb mode U روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
technical observer U بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
simple network management protocol U سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- U ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basic U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics U توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode U روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests U ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control U دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
embarkation officer U افسر مسئول بارگیری یا سوارشدن افسر نافر سوار شدن ستون
vertical circle U دایره عظیمه ماربر راس القدم و سمت القدم نافر
airlift control element U عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody U مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
altitude/height hold U متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller U هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder U ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
supervisory U مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
quick disconnect coupling U کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor U گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com