Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
high frequency range
U
ناحیه ی فرکانس بالا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
vhf range
U
ناحیه فرکانس خیلی بالا
Other Matches
frequency region
U
ناحیه فرکانس
infrasonic frequency range
U
ناحیه فرکانس مادون صوت
high frequency region of a spectrum
U
ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
radio frequency
U
فرکانس بالا
h.f.
U
فرکانس بالا
high frequency
U
فرکانس بالا
high frequency transformer
U
مبدل فرکانس بالا
high frequency transmission
U
انتقال فرکانس بالا
high frequency transistor
U
ترانزیستور فرکانس بالا
high frequency telephony
U
فن تلفن فرکانس بالا
high frequency welding
U
جوشکاری فرکانس بالا
high frequency speaker
U
بلندگوی فرکانس بالا
high frequency responce
U
پاسخ فرکانس بالا
high frequency resistance
U
مقاومت فرکانس بالا
high frequency heater
U
گرمکن فرکانس بالا
high frequency generator
U
ژنراتور فرکانس بالا
high frequency discharge
U
تخلیه فرکانس بالا
high frequency furnace
U
کوره فرکانس بالا
high frequency field
U
میدان فرکانس بالا
high frequency heating
U
گرمایش فرکانس بالا
high frequency performance
U
رفتار فرکانس بالا
high frequency energy
U
انرژی فرکانس بالا
high frequency pentode
U
پنتود فرکانس بالا
high frequency engineering
U
مهندسی فرکانس بالا
high frequency oscillation
U
نوسان فرکانس بالا
high frequency voltage
U
ولتاژ فرکانس بالا
high frequency tube
U
لامپ فرکانس بالا
high frequency bias
U
بایاس فرکانس بالا
high frequency alternating current
U
جریان فرکانس بالا
high frequency alternator
U
مولد فرکانس بالا
first detector
U
یکسوساز فرکانس بالا
high frequency choke
U
پیچک فرکانس بالا
high frequency amplification
U
تقویت فرکانس بالا
hight frequency current
U
جریان فرکانس بالا
high frequency circuit
U
مدار فرکانس بالا
high frequency cable
U
کابل فرکانس بالا
radio frequency biasing
U
بایاسینگ فرکانس بالا
high frequency alloy juction transistor
U
ترانزیستور الیاژی فرکانس بالا
high frequency alternating current
U
جریان متناوب فرکانس بالا
high frequency amplification stag
U
طبقه تقویت فرکانس بالا
high frequency palsmagenerator
U
مولد پلاسمای فرکانس بالا
high frequency equivalent circuit
U
مدار معادل فرکانس بالا
highfrequency measuring bridge
U
پل اندازه گیری فرکانس بالا
high frequency heating equipment
U
تاسیسات حرارتی فرکانس بالا
high frequency induction furnace
U
کوره القایی فرکانس بالا
high frequency electrical engineering
U
مهندسی برق فرکانس بالا
high frequency coil
U
سیم پیچ فرکانس بالا
high frequency signal generator
U
سیگنال ژنراتور فرکانس بالا
high frequency conductivity
U
قابلیت هدایت فرکانس بالا
high frequency carrier cable
U
کابل کاریر فرکانس بالا
high frequency sound
U
موج صوتی فرکانس بالا
high frequency winding
U
سیم پیچی فرکانس بالا
high frequency current gain
U
تقویت جریان فرکانس بالا
high frequency radio station
U
ایستگاه رادیویی فرکانس بالا
high frequency amplifier
U
تقویت کننده فرکانس بالا
high frequency radio direction finding
U
جهت یابی رادیویی فرکانس بالا
high frequency induction hardening
U
سخت گردانی القایی فرکانس بالا
high frequency gas discharge breakdown
U
شکست تخلیه گازی فرکانس بالا
high frequency biasing
U
پیش مغناطیس کنندگی فرکانس بالا
high frequency interference
U
تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
high frequency stabilized arc
U
قوس نوری تثبیت شده ی فرکانس بالا
middleman
U
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
middlemen
U
دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
carriers
U
حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carrier
U
حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
blitter
U
عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
wobbulator
U
تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
high frequency
U
دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
botany
U
گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
resonance
U
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonances
U
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
frequency division multilexing
U
مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
superheterodyne
U
گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
critical frequency
U
فرکانس متنافر با فرکانس طبیعی تیغه
baseband
U
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
base band
U
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
fm
U
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
instantaneous frequency
U
مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
spinwriter
U
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vertically
U
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
reached
U
ناحیه
reaches
U
ناحیه
district
U
ناحیه
situs
U
ناحیه
reaching
U
ناحیه
districts
U
ناحیه
region
U
ناحیه
local
<adj.>
U
ناحیه ای
zones
U
ناحیه
realms
U
ناحیه
realm
U
ناحیه
reach
U
ناحیه
regional
<adj.>
U
ناحیه ای
shires
U
ناحیه
sector
U
ناحیه
shire
U
ناحیه
sectors
U
ناحیه
zone
U
ناحیه
range
U
ناحیه
sympatric
U
هم ناحیه
regions
U
ناحیه
areas
U
ناحیه
area
U
ناحیه
partitions
U
ناحیه
partition
U
ناحیه
output area
U
ناحیه
ward
U
ناحیه
wards
U
ناحیه
ranges
U
ناحیه
ranged
U
ناحیه
demesne
U
ناحیه
proclimax
U
ناحیه
subregion
U
ناحیه
climatic region
U
ناحیه اقلیمی
silva
U
ناحیه جنگلی
hypnogenic zone
U
ناحیه خواب زا
part
U
سهم ناحیه
range of variation
U
ناحیه تغییر
input area
U
ناحیه ورودی
commutation zone
U
ناحیه کموتاسیون
regions
U
ناحیه عملیات
sectors
U
خط کش ریاضی ناحیه
range of variation
U
ناحیه انحراف
territorialization
U
ایجاد ناحیه
telephone area
U
ناحیه اتصال
critical area
U
ناحیه بحرانی
oral zone
U
ناحیه دهانی
regionalism
U
ناحیه گرایی
arid area
U
ناحیه خشک
output area
U
ناحیه خروجی
overflow area
U
ناحیه سرریز
sector
U
خط کش ریاضی ناحیه
regions
U
ناحیه نظامی
fixed area
U
ناحیه ثابت
area search
U
جستجوی ناحیه
slum
U
ناحیه فقیرنشین
slums
U
ناحیه فقیرنشین
Equator
U
ناحیه استوایی
suppressor area
U
ناحیه بازدارنده
range of storke
U
ناحیه ضربه
range of adjustment
U
ناحیه تنظیم
radius of action
U
ناحیه رانندگی
erogenous zone
U
ناحیه شهوتزا
erogenous zones
U
ناحیه شهوتزا
pyramidal area
U
ناحیه هرمی
common area
U
ناحیه مشترک
sector commander
U
فرمانده ناحیه
regions
U
ناحیه فضا
region
U
ناحیه عملیات
forbidden zone
U
ناحیه ممنوع
region
U
ناحیه نظامی
region
U
ناحیه فضا
soft spot
U
ناحیه نشست
terrain
U
زمین ناحیه
districts
U
ناحیه نظامی
indifference zone
U
ناحیه خنثی
skid row
U
ناحیه پست
littoral
U
ناحیه ساحلی
goldfield
U
ناحیه زرخیز
gold field
U
ناحیه زرخیز
intermediate zone
U
ناحیه ی میانی
active area
U
ناحیه فعال
edge zone
U
ناحیه لبه
critical region
U
ناحیه شاخص
critical region
U
ناحیه بحرانی
lumbar
U
ناحیه کمر
zone
U
منطقه ناحیه
buffer area
U
ناحیه میانگیر
broca's area
U
ناحیه بروکا
baffle area
U
ناحیه کور
dead space
U
ناحیه کور
motor area
U
ناحیه حرکتی
two phase region
U
ناحیه دو فازی
touch spot
U
ناحیه بساوشی
Sept
U
ناحیه محصو
scan area
U
ناحیه پیمایش
sciatic
U
ناحیه چاربند
recording eara
U
ناحیه ضبط
audio range
U
ناحیه صوتی
the abdominal region
U
ناحیه شکم
naval district
U
ناحیه دریایی
wernicke's area
U
ناحیه ورنیکه
depletion barrier
U
ناحیه تخلیه
depletion area
U
ناحیه تخلیه
measuring range
U
ناحیه ی سنجش
residential area
U
ناحیه مسکونی
magnetic domain
U
ناحیه مغناطیسی
boom swing
U
ناحیه لرزش
zone of contact
U
ناحیه تماس
geiger muller region o. plateau
U
ناحیه قطع
work area
U
ناحیه کاری
heat affected zone
U
ناحیه پیوند
district
U
ناحیه نظامی
storage area
U
ناحیه انبارش
depletion layer
U
ناحیه تخلیه
zones
U
منطقه ناحیه
depletion zone
U
ناحیه تخلیه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com