English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
buffer area U ناحیه میانگیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blitter U عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
botany U گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
buffer U میانگیر
buffered U با میانگیر
elastic buffer U میانگیر ارتجاعی
thread rubber separator U میانگیر نخدار
output buffer U میانگیر خروجی
storage buffer U میانگیر انباره
buffer U استفاده از میانگیر
wood separator U میانگیر چوبی
buffer register U ثبات میانگیر
buffer stage U مرحله میانگیر
buffer condenser U خازن میانگیر
battery insulator U میانگیر باتری
buffer storage U انباره میانگیر
disk buffer U میانگیر دیسک
buffer storage U حافظه میانگیر
input output interface U میانگیر ورودی- خروجی
general purpose interface U میانگیر همه منظوره
ping pong buffering U میانگیر پینگ پنگی
general purpose interface bus U مسیر میانگیر همه منظوره
gpib U مسیر میانگیر همه منظوره
pad character U کاراکتر میانگیر برای پر کردن فصای خالی
buffer pool U تعدادی میانگیر که در دسترس سیستم کنترل ورودی-خروجی هستند
double buffering U روش انتقال اطلاعات میان کامپیوتر و دستگاه جانبی میانگیر مضاعف
ranged U ناحیه
district U ناحیه
reaches U ناحیه
reaching U ناحیه
demesne U ناحیه
proclimax U ناحیه
sectors U ناحیه
sector U ناحیه
reached U ناحیه
range U ناحیه
output area U ناحیه
reach U ناحیه
districts U ناحیه
ranges U ناحیه
shires U ناحیه
realms U ناحیه
realm U ناحیه
shire U ناحیه
wards U ناحیه
subregion U ناحیه
ward U ناحیه
regions U ناحیه
area U ناحیه
sympatric U هم ناحیه
areas U ناحیه
situs U ناحیه
zone U ناحیه
zones U ناحیه
partition U ناحیه
regional <adj.> U ناحیه ای
local <adj.> U ناحیه ای
region U ناحیه
partitions U ناحیه
edge zone U ناحیه لبه
frequency region U ناحیه فرکانس
fixed area U ناحیه ثابت
two phase region U ناحیه دو فازی
wernicke's area U ناحیه ورنیکه
touch spot U ناحیه بساوشی
forbidden zone U ناحیه ممنوع
active area U ناحیه فعال
zone of contact U ناحیه تماس
climatic region U ناحیه اقلیمی
common area U ناحیه مشترک
work area U ناحیه کاری
commutation zone U ناحیه کموتاسیون
critical area U ناحیه بحرانی
critical region U ناحیه بحرانی
critical region U ناحیه شاخص
dead space U ناحیه کور
depletion area U ناحیه تخلیه
depletion barrier U ناحیه تخلیه
depletion zone U ناحیه تخلیه
depletion layer U ناحیه تخلیه
broca's area U ناحیه بروکا
geiger muller region o. plateau U ناحیه قطع
oral zone U ناحیه دهانی
suppressor area U ناحیه بازدارنده
output area U ناحیه خروجی
storage area U ناحیه انبارش
residential area U ناحیه مسکونی
soft spot U ناحیه نشست
skid row U ناحیه پست
silva U ناحیه جنگلی
overflow area U ناحیه سرریز
sector commander U فرمانده ناحیه
sciatic U ناحیه چاربند
pyramidal area U ناحیه هرمی
radius of action U ناحیه رانندگی
scan area U ناحیه پیمایش
range of storke U ناحیه ضربه
range of variation U ناحیه تغییر
naval district U ناحیه دریایی
genital zone U ناحیه تناسلی
gold field U ناحیه زرخیز
goldfield U ناحیه زرخیز
heat affected zone U ناحیه پیوند
hypnogenic zone U ناحیه خواب زا
indifference zone U ناحیه خنثی
input area U ناحیه ورودی
the abdominal region U ناحیه شکم
territorialization U ایجاد ناحیه
intermediate zone U ناحیه ی میانی
recording eara U ناحیه ضبط
telephone area U ناحیه اتصال
littoral U ناحیه ساحلی
magnetic domain U ناحیه مغناطیسی
measuring range U ناحیه ی سنجش
motor area U ناحیه حرکتی
range of variation U ناحیه انحراف
districts U ناحیه نظامی
regions U ناحیه فضا
regions U ناحیه نظامی
regions U ناحیه عملیات
part U سهم ناحیه
Sept U ناحیه محصو
zone U منطقه ناحیه
range of adjustment U ناحیه تنظیم
zones U منطقه ناحیه
lumbar U ناحیه کمر
regionalism U ناحیه گرایی
terrain U زمین ناحیه
Equator U ناحیه استوایی
sector U خط کش ریاضی ناحیه
sectors U خط کش ریاضی ناحیه
erogenous zone U ناحیه شهوتزا
district U ناحیه نظامی
region U ناحیه عملیات
region U ناحیه فضا
slum U ناحیه فقیرنشین
baffle area U ناحیه کور
arid area U ناحیه خشک
area search U جستجوی ناحیه
audio range U ناحیه صوتی
boom swing U ناحیه لرزش
slums U ناحیه فقیرنشین
erogenous zones U ناحیه شهوتزا
region U ناحیه نظامی
palest U ناحیه محصور قلمروحدود
paler U ناحیه محصور قلمروحدود
motor perceptual region U ناحیه حرکتی- ادراکی
pale U ناحیه محصور قلمروحدود
domains U ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
long wave range U ناحیه موج بلند
local area network U شبکه ناحیه محلی
primary sensory area U ناحیه حسی نخستین
naval district U ناحیه عملیات دریایی
catchment areas U ناحیه تحت پوشش
catchment area U ناحیه تحت پوشش
coalfields U ناحیه ذغال خیز
palatinate U ناحیه قلمرو کنت
pierian U وابسته به ناحیه پیریا
poplitaeal U مربوط به ناحیه رکبی
popliteal U مربوط به ناحیه رکبی
primary projection area U ناحیه فرافکنی نخستین
coalfield U ناحیه ذغال خیز
zones U ناحیه دسته بندی
winging U قسمتی از یک بخش یا ناحیه
wing U قسمتی از یک بخش یا ناحیه
domain U ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
to level off U یکنواخت شدن [ناحیه ای]
coagulation U تجمع مواد در یک ناحیه
zonule U منطقه یا ناحیه کوچک
neck of the woods <idiom> U ناحیه یا قسمتی از کشور
tertiary projection area U ناحیه فرافکنی سوم
sylva U درختان جنگلی یک ناحیه
space charge U ناحیه بار فضا
regionalist U منطقهای ناحیه گرای
regionalistic U منطقهای ناحیه گرای
reverse flow regin U ناحیه جریان معکوس
rimland U حومه ناحیه مرکزی
zone U ناحیه دسته بندی
shielding region U ناحیه حفافت کننده
to level off U مسطح شدن [ناحیه ای]
interference zone U ناحیه ی تداخل امواج
fingerprint region U ناحیه اثر انگشتی
common storage area U ناحیه اشتراکی انباره
papa U پاپ کشیش ناحیه
forbidden energy zone U ناحیه انرژی ممنوع
delinquency area U ناحیه بزه خیز
geiger muller region o. plateau U ناحیه گایگر مولر
executive area U ناحیه هماهنگ ساز
climate U ناحیه اوضاع جوی
climates U ناحیه اوضاع جوی
crygenic region U ناحیه انجماد سنجی
heating zone U منطقه یا ناحیه حرارتی
hot temperature zone U ناحیه بسیار گرم
high frequency range U ناحیه ی فرکانس بالا
breadbasket U معده ناحیه حاصلخیز
coal field U ناحیه زغال خیز
papas U پاپ کشیش ناحیه
auditory projection area U ناحیه ادراک شنیداری
bailiwick U ناحیه قلمرو مامور
interference area U ناحیه ی تداخل امواج
drilling range U ناحیه مته کاری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com