English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tertiary projection area U ناحیه فرافکنی سوم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
primary projection area U ناحیه فرافکنی نخستین
Other Matches
projection U فرافکنی
projections U فرافکنی
projection maps U نقشههای فرافکنی
visual projection U فرافکنی دیداری
secondary projection area U منطقه فرافکنی ثانوی
blitter U عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
raven's controlled projection test U ازمون فرافکنی کنترل شده ریون
botany U گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
district U ناحیه
sectors U ناحیه
output area U ناحیه
zones U ناحیه
sector U ناحیه
demesne U ناحیه
reaches U ناحیه
reached U ناحیه
reach U ناحیه
situs U ناحیه
proclimax U ناحیه
ranges U ناحیه
ranged U ناحیه
range U ناحیه
subregion U ناحیه
sympatric U هم ناحیه
districts U ناحیه
reaching U ناحیه
area U ناحیه
partitions U ناحیه
partition U ناحیه
wards U ناحیه
ward U ناحیه
regions U ناحیه
region U ناحیه
areas U ناحیه
realms U ناحیه
regional <adj.> U ناحیه ای
shire U ناحیه
shires U ناحیه
realm U ناحیه
local <adj.> U ناحیه ای
zone U ناحیه
depletion zone U ناحیه تخلیه
depletion barrier U ناحیه تخلیه
gold field U ناحیه زرخیز
genital zone U ناحیه تناسلی
audio range U ناحیه صوتی
arid area U ناحیه خشک
depletion layer U ناحیه تخلیه
area search U جستجوی ناحیه
pyramidal area U ناحیه هرمی
active area U ناحیه فعال
recording eara U ناحیه ضبط
indifference zone U ناحیه خنثی
input area U ناحیه ورودی
heat affected zone U ناحیه پیوند
hypnogenic zone U ناحیه خواب زا
range of variation U ناحیه انحراف
goldfield U ناحیه زرخیز
magnetic domain U ناحیه مغناطیسی
range of variation U ناحیه تغییر
range of storke U ناحیه ضربه
range of adjustment U ناحیه تنظیم
radius of action U ناحیه رانندگی
residential area U ناحیه مسکونی
geiger muller region o. plateau U ناحیه قطع
fixed area U ناحیه ثابت
common area U ناحیه مشترک
commutation zone U ناحیه کموتاسیون
overflow area U ناحیه سرریز
output area U ناحیه خروجی
intermediate zone U ناحیه ی میانی
measuring range U ناحیه ی سنجش
critical area U ناحیه بحرانی
critical region U ناحیه بحرانی
critical region U ناحیه شاخص
forbidden zone U ناحیه ممنوع
edge zone U ناحیه لبه
baffle area U ناحیه کور
littoral U ناحیه ساحلی
boom swing U ناحیه لرزش
broca's area U ناحیه بروکا
buffer area U ناحیه میانگیر
depletion area U ناحیه تخلیه
frequency region U ناحیه فرکانس
naval district U ناحیه دریایی
oral zone U ناحیه دهانی
dead space U ناحیه کور
climatic region U ناحیه اقلیمی
motor area U ناحیه حرکتی
slum U ناحیه فقیرنشین
sectors U خط کش ریاضی ناحیه
zone of contact U ناحیه تماس
work area U ناحیه کاری
wernicke's area U ناحیه ورنیکه
two phase region U ناحیه دو فازی
touch spot U ناحیه بساوشی
district U ناحیه نظامی
zones U منطقه ناحیه
districts U ناحیه نظامی
sector U خط کش ریاضی ناحیه
zone U منطقه ناحیه
Sept U ناحیه محصو
slums U ناحیه فقیرنشین
region U ناحیه فضا
region U ناحیه نظامی
region U ناحیه عملیات
regions U ناحیه نظامی
regions U ناحیه عملیات
part U سهم ناحیه
regions U ناحیه فضا
the abdominal region U ناحیه شکم
territorialization U ایجاد ناحیه
scan area U ناحیه پیمایش
regionalism U ناحیه گرایی
silva U ناحیه جنگلی
skid row U ناحیه پست
erogenous zones U ناحیه شهوتزا
erogenous zone U ناحیه شهوتزا
Equator U ناحیه استوایی
lumbar U ناحیه کمر
storage area U ناحیه انبارش
terrain U زمین ناحیه
suppressor area U ناحیه بازدارنده
sector commander U فرمانده ناحیه
soft spot U ناحیه نشست
telephone area U ناحیه اتصال
sciatic U ناحیه چاربند
naval district U ناحیه عملیات دریایی
long wave range U ناحیه موج بلند
local area network U شبکه ناحیه محلی
interference zone U ناحیه ی تداخل امواج
regionalist U منطقهای ناحیه گرای
regionalistic U منطقهای ناحیه گرای
interference area U ناحیه ی تداخل امواج
rimland U حومه ناحیه مرکزی
to level off U مسطح شدن [ناحیه ای]
sylva U درختان جنگلی یک ناحیه
primary sensory area U ناحیه حسی نخستین
pierian U وابسته به ناحیه پیریا
palatinate U ناحیه قلمرو کنت
space charge U ناحیه بار فضا
domain U ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
reverse flow regin U ناحیه جریان معکوس
zonule U منطقه یا ناحیه کوچک
shielding region U ناحیه حفافت کننده
neck of the woods <idiom> U ناحیه یا قسمتی از کشور
poplitaeal U مربوط به ناحیه رکبی
coagulation U تجمع مواد در یک ناحیه
motor perceptual region U ناحیه حرکتی- ادراکی
to level off U یکنواخت شدن [ناحیه ای]
popliteal U مربوط به ناحیه رکبی
hot temperature zone U ناحیه بسیار گرم
papa U پاپ کشیش ناحیه
drilling range U ناحیه مته کاری
pale U ناحیه محصور قلمروحدود
paler U ناحیه محصور قلمروحدود
palest U ناحیه محصور قلمروحدود
delinquency area U ناحیه بزه خیز
coalfield U ناحیه ذغال خیز
breadbasket U معده ناحیه حاصلخیز
coalfields U ناحیه ذغال خیز
common storage area U ناحیه اشتراکی انباره
coal field U ناحیه زغال خیز
catchment area U ناحیه تحت پوشش
catchment areas U ناحیه تحت پوشش
bailiwick U ناحیه قلمرو مامور
auditory projection area U ناحیه ادراک شنیداری
climate U ناحیه اوضاع جوی
climates U ناحیه اوضاع جوی
papas U پاپ کشیش ناحیه
executive area U ناحیه هماهنگ ساز
fingerprint region U ناحیه اثر انگشتی
winging U قسمتی از یک بخش یا ناحیه
high frequency range U ناحیه ی فرکانس بالا
geiger muller region o. plateau U ناحیه گایگر مولر
zone U ناحیه دسته بندی
wing U قسمتی از یک بخش یا ناحیه
zones U ناحیه دسته بندی
forbidden energy zone U ناحیه انرژی ممنوع
domains U ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
heating zone U منطقه یا ناحیه حرارتی
crygenic region U ناحیه انجماد سنجی
sector commander U فرمانده ناحیه پدافند هوایی
outbound U عازم ناحیه دور دست
ward heeler U کارچاق کن سیاسی ناحیه بخصوصی
superintendent registrar U سرپرست ثبت احوال یک ناحیه
weaknesses U ناحیه نزدیک نوک شمشیر
infrasonic frequency range U ناحیه فرکانس مادون صوت
zoomed U بزرگ کردن یک ناحیه از متن
zoom U بزرگ کردن یک ناحیه از متن
high frequency region of a spectrum U ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
territorialization U محدود کردن بیک ناحیه
zooms U بزرگ کردن یک ناحیه از متن
rainfall area U منطقه بارش ناحیه بارندگی
vhf range U ناحیه فرکانس خیلی بالا
mine feild U ناحیه مین گذاری شده
hyperaesthesia U حخساسیت شدید در یک ناحیه بدن
exurb U ناحیه یا منطقهء خارج شهری
biota U زندگی گیاهان وجانوران یک ناحیه
depth of hardening zone U عمق ناحیه سخت گردانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com