Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 285 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
local
<adj.>
U
ناحیه ای
regional
<adj.>
U
ناحیه ای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
domain
U
ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
domains
U
ناحیه یا گروه ها در یک شبکه
slum
U
ناحیه فقیرنشین
slums
U
ناحیه فقیرنشین
region
U
ناحیه فضا
region
U
ناحیه
region
U
ناحیه نظامی
region
U
ناحیه عملیات
regions
U
ناحیه فضا
regions
U
ناحیه
regions
U
ناحیه نظامی
regions
U
ناحیه عملیات
part
U
سهم ناحیه
ward
U
ناحیه
wards
U
ناحیه
wing
U
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
winging
U
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
partition
U
ناحیه
partitions
U
ناحیه
area
U
ناحیه
area
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
area
U
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند
areas
U
ناحیه
areas
U
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
areas
U
ناحیه از صفحه نمایش که حروف قابل نمایش اند
colour
U
کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
colours
U
کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
surrogate
U
نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
surrogates
U
نماینده نماینده اسقف در هر ناحیه که مسئول صدور اسنادازدواج است
shire
U
ناحیه
shires
U
ناحیه
realm
U
ناحیه
realms
U
ناحیه
Sept
U
ناحیه محصو
image
[ناحیه ای از میکروفیلم یا صفحه نمایش که حروف و طرح ها قابل نمایش اند.]
zone
U
منطقه ناحیه
zone
U
ناحیه
zone
U
ناحیه یا بخشی از صفحه تصویر که برای چاپ مخصوص بیان شده است
zone
U
ناحیه دسته بندی
zones
U
منطقه ناحیه
zones
U
ناحیه
zones
U
ناحیه یا بخشی از صفحه تصویر که برای چاپ مخصوص بیان شده است
zones
U
ناحیه دسته بندی
paint
U
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
paints
U
رنگ و الگو برای پر کردن ناحیه
sector
U
خط کش ریاضی ناحیه
sector
U
ناحیه
sectors
U
خط کش ریاضی ناحیه
sectors
U
ناحیه
pale
U
ناحیه محصور قلمروحدود
paler
U
ناحیه محصور قلمروحدود
palest
U
ناحیه محصور قلمروحدود
coalfield
U
ناحیه ذغال خیز
coalfields
U
ناحیه ذغال خیز
catchment area
U
ناحیه تحت پوشش
catchment areas
U
ناحیه تحت پوشش
district
U
ناحیه
district
U
ناحیه نظامی
districts
U
ناحیه
districts
U
ناحیه نظامی
information
U
اعلام جرم صادره از ناحیه مامورتعقیب
pattern
U
محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
patterns
U
محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
zooming
U
بزرگ کردن یک ناحیه از متن یا گرافیک
parish
U
بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
parishes
U
بخش یا ناحیه قلمرو کشیش کلیسا
inside
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
range
U
ناحیه
ranged
U
ناحیه
ranges
U
ناحیه
beginning
U
بخشی از ماده که شروع ناحیه ضبط یک نوار مغناطیسی را می سازد
beginnings
U
بخشی از ماده که شروع ناحیه ضبط یک نوار مغناطیسی را می سازد
enclave
U
ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
enclaves
U
ناحیه ایکه حکومت کشورهای بیگانه انراکاملا احاطه کرده باشد
climate
U
ناحیه اوضاع جوی
climates
U
ناحیه اوضاع جوی
secondary
U
سازمانی که دستیابی به اینترنت را برای ناحیه مشخصی از کشور تامین کند
erogenous zone
U
ناحیه شهوتزا
erogenous zones
U
ناحیه شهوتزا
Equator
U
ناحیه استوایی
terrain
U
زمین ناحیه
regionalism
U
ناحیه گرایی
sheriff
U
نماینده رسمی دولت در یک ناحیه که ماموراجرای قوانین و انجام امورقضایی و نظارت بر انتخابات است
sheriffs
U
نماینده رسمی دولت در یک ناحیه که ماموراجرای قوانین و انجام امورقضایی و نظارت بر انتخابات است
lumbar
U
ناحیه کمر
reach
U
ناحیه
reached
U
ناحیه
reaches
U
ناحیه
reaching
U
ناحیه
papa
U
پاپ کشیش ناحیه
papas
U
پاپ کشیش ناحیه
botany
U
گیاهان یک ناحیه زندگی گیاهی یک ناحیه
weak
U
ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weaker
U
ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weakest
U
ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weaknesses
U
ناحیه نزدیک نوک شمشیر
zoom
U
بزرگ کردن یک ناحیه از متن
zoomed
U
بزرگ کردن یک ناحیه از متن
zooms
U
بزرگ کردن یک ناحیه از متن
Other Matches
blitter
U
عنصر الکترونیکی که برای حرکت دادن یک تصویر از یک ناحیه حافظه به ناحیه دیگر طراحی شده است
sympatric
U
هم ناحیه
subregion
U
ناحیه
situs
U
ناحیه
demesne
U
ناحیه
proclimax
U
ناحیه
output area
U
ناحیه
commutation zone
U
ناحیه کموتاسیون
sector commander
U
فرمانده ناحیه
common area
U
ناحیه مشترک
critical region
U
ناحیه بحرانی
climatic region
U
ناحیه اقلیمی
motor area
U
ناحیه حرکتی
critical area
U
ناحیه بحرانی
buffer area
U
ناحیه میانگیر
broca's area
U
ناحیه بروکا
telephone area
U
ناحیه اتصال
suppressor area
U
ناحیه بازدارنده
naval district
U
ناحیه دریایی
output area
U
ناحیه خروجی
oral zone
U
ناحیه دهانی
storage area
U
ناحیه انبارش
soft spot
U
ناحیه نشست
active area
U
ناحیه فعال
skid row
U
ناحیه پست
area search
U
جستجوی ناحیه
audio range
U
ناحیه صوتی
arid area
U
ناحیه خشک
baffle area
U
ناحیه کور
silva
U
ناحیه جنگلی
boom swing
U
ناحیه لرزش
territorialization
U
ایجاد ناحیه
critical region
U
ناحیه شاخص
residential area
U
ناحیه مسکونی
geiger muller region o. plateau
U
ناحیه قطع
magnetic domain
U
ناحیه مغناطیسی
intermediate zone
U
ناحیه ی میانی
input area
U
ناحیه ورودی
genital zone
U
ناحیه تناسلی
gold field
U
ناحیه زرخیز
goldfield
U
ناحیه زرخیز
indifference zone
U
ناحیه خنثی
hypnogenic zone
U
ناحیه خواب زا
range of storke
U
ناحیه ضربه
range of variation
U
ناحیه تغییر
heat affected zone
U
ناحیه پیوند
radius of action
U
ناحیه رانندگی
forbidden zone
U
ناحیه ممنوع
fixed area
U
ناحیه ثابت
overflow area
U
ناحیه سرریز
dead space
U
ناحیه کور
measuring range
U
ناحیه ی سنجش
depletion barrier
U
ناحیه تخلیه
littoral
U
ناحیه ساحلی
depletion area
U
ناحیه تخلیه
frequency region
U
ناحیه فرکانس
pyramidal area
U
ناحیه هرمی
depletion zone
U
ناحیه تخلیه
depletion layer
U
ناحیه تخلیه
sciatic
U
ناحیه چاربند
scan area
U
ناحیه پیمایش
edge zone
U
ناحیه لبه
recording eara
U
ناحیه ضبط
two phase region
U
ناحیه دو فازی
wernicke's area
U
ناحیه ورنیکه
work area
U
ناحیه کاری
zone of contact
U
ناحیه تماس
range of variation
U
ناحیه انحراف
range of adjustment
U
ناحیه تنظیم
the abdominal region
U
ناحیه شکم
touch spot
U
ناحیه بساوشی
hot temperature zone
U
ناحیه بسیار گرم
regionalist
U
منطقهای ناحیه گرای
high frequency range
U
ناحیه ی فرکانس بالا
heating zone
U
منطقه یا ناحیه حرارتی
to level off
U
یکنواخت شدن
[ناحیه ای]
naval district
U
ناحیه عملیات دریایی
regionalistic
U
منطقهای ناحیه گرای
to level off
U
مسطح شدن
[ناحیه ای]
motor perceptual region
U
ناحیه حرکتی- ادراکی
pierian
U
وابسته به ناحیه پیریا
poplitaeal
U
مربوط به ناحیه رکبی
primary projection area
U
ناحیه فرافکنی نخستین
long wave range
U
ناحیه موج بلند
primary sensory area
U
ناحیه حسی نخستین
interference zone
U
ناحیه ی تداخل امواج
interference area
U
ناحیه ی تداخل امواج
palatinate
U
ناحیه قلمرو کنت
geiger muller region o. plateau
U
ناحیه گایگر مولر
zonule
U
منطقه یا ناحیه کوچک
tertiary projection area
U
ناحیه فرافکنی سوم
common storage area
U
ناحیه اشتراکی انباره
coal field
U
ناحیه زغال خیز
shielding region
U
ناحیه حفافت کننده
breadbasket
U
معده ناحیه حاصلخیز
bailiwick
U
ناحیه قلمرو مامور
auditory projection area
U
ناحیه ادراک شنیداری
popliteal
U
مربوط به ناحیه رکبی
space charge
U
ناحیه بار فضا
local area network
U
شبکه ناحیه محلی
sylva
U
درختان جنگلی یک ناحیه
neck of the woods
<idiom>
U
ناحیه یا قسمتی از کشور
fingerprint region
U
ناحیه اثر انگشتی
rimland
U
حومه ناحیه مرکزی
executive area
U
ناحیه هماهنگ ساز
drilling range
U
ناحیه مته کاری
forbidden energy zone
U
ناحیه انرژی ممنوع
crygenic region
U
ناحیه انجماد سنجی
coagulation
U
تجمع مواد در یک ناحیه
reverse flow regin
U
ناحیه جریان معکوس
delinquency area
U
ناحیه بزه خیز
vhf range
U
ناحیه فرکانس خیلی بالا
territorialization
U
محدود کردن بیک ناحیه
vorlage
U
خیز برداشتن از ناحیه قوزک پا
ward heeler
U
کارچاق کن سیاسی ناحیه بخصوصی
sector commander
U
فرمانده ناحیه پدافند هوایی
rainfall area
U
منطقه بارش ناحیه بارندگی
superintendent registrar
U
سرپرست ثبت احوال یک ناحیه
orbitonasal
U
وابسته به ناحیه چشمخانه وبینی
outbound
U
عازم ناحیه دور دست
infrasonic frequency range
U
ناحیه فرکانس مادون صوت
hyperesthesia
U
حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
hyperaesthesia
U
حخساسیت شدید در یک ناحیه بدن
high frequency region of a spectrum
U
ناحیه ی فرکانس بالای یک طیف
exurb
U
ناحیه یا منطقهء خارج شهری
biota
U
زندگی گیاهان وجانوران یک ناحیه
depth of hardening zone
U
عمق ناحیه سخت گردانی
mesogaster
U
معده بند ناحیه ناف
mine feild
U
ناحیه مین گذاری شده
conurbation
U
[ناحیه پر جمعیت پر از شهرک و شهر بزرگ]
altitude hole
U
ناحیه کور در منطقه دید رادار
subregion
U
یکی از تقسیمات اولیه ناحیه بخش
solar plexus
U
شبکه عصبی ناحیه زیر معده
mine field
U
ناحیه مین گذاری شده دردریا
avifauna
U
کلیه مرغان یک سرزمین پرندگان یک ناحیه
The region became an economic backwater.
U
این ناحیه از نظر اقتصادی عقب افتاده شد.
mycenian
U
اثارهنری وتفوق سیاسی نواحی مجاوراین ناحیه
ranine
U
قورباغهای وابسته به ناحیه زیر نوک زبان
mycenaean
U
اثارهنری وتفوق سیاسی نواحی مجاوراین ناحیه
latium
U
ناحیه قدیمی مرکزایتالیا واقع درجنوب شهرروم
Monaco
U
ناحیه " موناکو" واقع در جنوب شرقی فرانسه
hot zone
U
ناحیه تعریف شده توسط استفاده کننده
riviera
U
ناحیه ساحلی فرانسه و ایتالیادر اطراف مدیترانه
dogtooth
U
ناپیوستگی در ناحیه داخلی لبه حمله در امتداد وتر
wraparound
U
چرخش 063 درجهای ژیمناست ازبالای ناحیه ران
solfatara
U
ناحیه اتش فشانی که گازهای گوگردی از ان متصاعد میشود
scratch file
U
ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود
regional agency
U
موسسات ناحیهای موسساتی با صلاحیت محدودبه ناحیه خاص
frankpledge
U
مسئولیت دسته جمعی افراد مالیات پرداز یک ناحیه
camporee
U
اجتماع پسران ودختران پیش اهنگ از ناحیه معینی
trust territory
U
ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد
overseer of the poor
U
ماموری که رسیدگی به بی نوایان و برخی کارهای دیگریک ناحیه میکند
front raise
U
تمرین با دنبل از ناحیه ران تاشانه و ساعد روی بازو
geocoding
U
روش تهیه یک صفحه گرافیکی اطلاعات در رابطه با یک ناحیه جغرافیایی
landing zone
U
نوک وارد این ناحیه میشود و به دیسک یا داده آسیبی نمیرساند
A to Z
U
کتابی حاوی اطلاعات مربوط به نقشه راههای یک شهر یا ناحیه مشخص
lapland
U
ناحیه شمال سوئدونروژ وفنلاند وشوروی که محل سکونت اقوام لاپ میباشد
sketch pad
U
ناحیه کاری حافظه که روی یک صفحه نمایش نشان داده شده است
model geometric
U
یک قسمت یا یک ناحیه جغرافیایی که روی یک سیستم گرافیکی کامپیوترطراحی و در یک پایگاه ذخیره شده است
selection
U
نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد
selections
U
نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد
conventional memory
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional RAM
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
preventive justice
U
قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
kemp
U
پشم ضخیم
[بیشتر مربوط به ناحیه زیر شکم گوسفند بوده که شکننده است و خاصیت رنگ پذیری کمی دارد.]
pilot method
U
عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
keel area
U
ناحیه برجسته جانبی تیرک زیر هواپیماهای دریایی که اغلب زیر سطح اب قرارمیگیرد
selections
U
دایره کوچک که روی یک فریم اطراف ناحیه انتخاب شده نمایش داده میشود که به کاربر امکان تغییر شکل فضا را میدهد
scissored wool
U
پشم مقراضی
[پشمی که با قیچی دستی چیده شده نه با ماشین برقی لذا الیاف یک ناحیه دارای طول های متفاوت می باشند.]
selection
U
دایره کوچک که روی یک فریم اطراف ناحیه انتخاب شده نمایش داده میشود که به کاربر امکان تغییر شکل فضا را میدهد
wool sorting
U
دسته بندی الیاف
[بر اساس طول الیاف، ناحیه چیده شدن از بدن حیوان و رنگ پشم]
pubes
U
موی شرمگاه ناحیه زهار یا عانه شرمگاه
endless repeat
U
[به هر نوع طرح بندی که کل متن فرش را تا ناحیه حاشیه پر نماید، اطلاق می شود. مثل طرح بته جقه، ماهی درهم، هراتی و غیره.]
pmos
U
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
Farahan
U
فراهان
[این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
scissoring
U
1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
Memling motif
U
طرح گل مملینگ
[این طرح الهام گرفته شده از آثار هنرمند بلژیکی قرن پانزدهم میلادی، هانس مملینگ است که در فرش های آن ناحیه به چشم می خورد.]
terrtorialize
U
محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
holarctic
U
وابسته به ناحیه قطب شمال منطقه قطب شمال
Senneh
U
سنه
[نام قدیم سنندج و از مراکز بزرگ تولید فرش در غرب ایران. گره فارسی به دلیل شباهت زیاد با گره فرش این ناحیه به گره سنه نیز معروف است.]
lost cluster
U
تعداد شیارهای دیسک که بیت شناسایی آنها خراب شده است . سیستم عامل این ناحیه را علامت گذاری کرده تا توسط فایل استفاده شود ولی داده آنها توسط فایل مشخصی قابل شناسایی نیست
Tibet
U
تبت
[این ناحیه با کشورهای چین، هند و نپال همسایه بوده و فرش آن بیشتر تحت تاثیر چین قرار داشته است.سابقه فرش بافی در آن حدود سیصد سال می باشد. نقش ببر از طرح های اصلی فرش تبت است.]
rashwan medallion
U
ترنج رشوان
[این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com