English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
moulded mica U میکای قالبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
margarite U میکای مرواریدی
biotite U میکای سیاه
mannerism U اطوار قالبی
mannerisms U اطوار قالبی
slab U بتن قالبی
frame partition U تیغه قالبی
moulded insulations U عایقهای قالبی
stereotypy U رفتار قالبی
stereotyping U تصور قالبی
stereotypes U تصور قالبی
stereotype U تصور قالبی
slabs U بتن قالبی
briquet U خاک زغال قالبی
form wound coil U سیم پیچ قالبی
feminiene stereotype U الگوی قالبی زنانگی
die formed part U بخش قالبی حدیدهای
briquette U خاک زغال قالبی
plastic arts U صنایع پلاستیکی یا قالبی
stereotyped U دارای رفتار قالبی
mold drying oven U کوره خشک گردانی قالبی
lump suger U قند کلوخه یا قالبی یا خرده
stereotyping U یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
stereotypes U یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
stereotype U یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
stereotypy U یک نواخت کردن رفتار قالبی داشتن
compacts U قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compact U قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacting U قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
compacted U قالبی که به داده اجازه ذخیره شدن و پاک شده از دیسک فشرده میدهد
rack U آویز فرش [قالبی فلزی که در فروشگاه جهت آویزان کردن فرش و نمایش آن بکار می رود.]
programming U نرم افزاری که به کاربر امکان نوشتن مجموعه دستورات مشخص برای کاری را میدهد که بعداگ به قالبی ترجمه میشود که توسط کامپیوتر قابل فهم است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com