English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
knitting needle U میل جوراب بافی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hosiery U جوراب بافی
knitting pin U میل جوراب بافی یاکش بافی که درته ان دگمه یاگلولهای دارد
Other Matches
chain stitch U گره یا کوک زنجیره ای جهت جلوگیری از باز شدن گلیم بافت و تزیین و یا کناره بافی و شیرازه بافی مورد استفاده قرار می گیرد
f.of a stocking U کف جوراب
gaskin U جوراب
hosed U جوراب
garter U کش جوراب
hoses U جوراب
garters U کش جوراب
hosing U جوراب
hose U جوراب
ammunition stocking U جوراب سربازی
half hose U جوراب مردانه
hosier U جوراب فروش
shank U ساق جوراب
suspender U بند جوراب
garter U بند جوراب
garter U بند یا کش جوراب
garters U بند جوراب
garters U بند یا کش جوراب
suspenders U بند جوراب
sock U جوراب پوشیدن
panty hose U جوراب شلواری
vamp U جوراب کوتاه
to pull on one's stockings U جوراب پا کردن
silk stocking U جوراب ابریشمی
to darn socks U جوراب [پاره] را دوختن
insteps U پاشنه جوراب یاکفش
stock U جوراب ساق بلند
sock U جوراب ساقه کوتاه
stocked U جوراب ساق بلند
instep U پاشنه جوراب یاکفش
bobby socks U جوراب ساقه بلند دخترانه
galligaskins U نوعی جوراب یا پاپوش قرون 61 و 71
stocking U جوراب زنانه ساقه بلند
A pair of shoes (gloves,socks). U یک جفت کفش( دستکش ؟جوراب )
bobby sox U جوراب ساقه بلند دخترانه
stockings U جوراب زنانه ساقه بلند
plaiting U کج بافی
narrowing U بهم کشیدگی ساقه یا دهنه جوراب
pantie girdle U کرست بند جوراب دار زنانه
gnosticize U بافی کردن
meshwork U توری بافی
mythomania U افسانه بافی
fabulation U افسانه بافی
binding U شیرازه بافی
philosophism U فلسفه بافی
ropery U طناب بافی
fabrication U افسانه بافی
turn arounds U شیرازه بافی
plaiting U اریب بافی
drapery U پارچه بافی
draperies U پارچه بافی
weft wrapping U شیرازه بافی
matting U حصیر بافی
confabulation U افسانه بافی
knitting needle U میل کش بافی
knitting machine U ماشین کش بافی
knitting machines U ماشین کش بافی
abstractionism U خیال بافی
negativism U منفی بافی
envision U خیال بافی کردن
strander U ماشین طناب بافی
printworks U کارخانه چیت بافی
politick U سیاست بافی کردن
nattered U چرند بافی کردن
envisions U خیال بافی کردن
envisioning U خیال بافی کردن
envisioned U خیال بافی کردن
macrame knot U گره توری بافی
osier U بیدمخصوص سبد بافی
natters U چرند بافی کردن
nattering U چرند بافی کردن
natter U چرند بافی کردن
yarn dye U نخ پارچه بافی را رنگ کردن
picot U حلقه زینتی توری بافی
matting U بوریا بافی پوشش حصیری
interlocking U گلیم بافی ابتداء فرش
bluestocking U منسوب به جمعیت زنان جوراب ابی درقرن هیجدهم زن فاضله
bluestockings U منسوب به جمعیت زنان جوراب ابی درقرن هیجدهم زن فاضله
politicising U سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicized U سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicises U سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicization U سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicize U سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicised U سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizes U سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
politicizing U سیاست بافی کردن جنبه سیاسی دادن به
twill weave U بافت ساده حصیری [که گاه در جاجیم و و گلیم و پتو بافی استفاده می شود.]
overcasting U شیرازه بافی [جهت افزایش استحکام لبه های فرش و تزئین تارهای انتهائی]
Elibilinde U [طرحی ترکی در گلیم بافی که نمادی از یک انسان و حالت دست به کمر وی را نشان می دهد.]
trews U شلوار چسبان یا نیم شلواری جوراب دار چسبان
edge finish U شیرازه بافی [جهت استحکام تارهای کناری و گاه تزپین نمودن کناره ها با رنگ های متفاوت بصورت ضربدری یا موازی]
jute U کنف هندی الیاف کنف که برای گونی بافی بکار میرود
webbing end U [قسمت گلیم بافی فرش قبل از شروع به بافت اصلی متن فرش]
Jangle Arjuk U طرح جنگلی ارجوک [این گل در طرح فرش های افغانی بصورت قرینه بافی بکار می رود.]
over stretched wrap U نخ چله بیش از حد کشیده شده [این حالت باعث کاهش استحکام نخ چله و همچنین کج بافی در فرش می گردد.]
heel U پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
heels U پاشنه جوراب پاشنه گذاشتن به
Kufic border U حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
glid U تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
sizing U آهارزنی [گاه جهت استحکام و یکنواختی نخ های تار، قبل از چله کشی آنها را با نشاسته و چسب شستشو می دهند. اینکار در پارچه بافی مرسوم است ولی در بافت فرش نیز استفاد می شود.]
Nomatic rugs U قالی های عشایری و قشقایی [این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.]
geometric design U طرح هندسی [این طرح در ابتدا بخاطر ذهنی بافی و سهولت بیشتر در بافت، بین عشایر و روستاها شهرت یافت. ولی امروزه هم به صورت ساده گذشته و هم بصورت پیچیده بین بافندگان استفاده می شود.]
cord yarn U نخ ضخیم و چند لا که بصورت پود در بعضی از فرش های مشهد جهت اتمام زودتر فرش و یا جهت تفاوت با فرش های دیگر استفاده می شود . گاه در شیرازه بافی تارهای بالا نیز بکار می رود .
Khotan rug U فرش ختن [این شهر در جنوب ترکستان چین واقع می باشد و سابقه سیصد ساله در فرش بافی دارد. اکثر لچک های ترنجی را منسوب به این منطقه می دانند و از پودهای پشمی و گاه نخ های زربفت در طرح ها استفاده می شود.]
Tibet U تبت [این ناحیه با کشورهای چین، هند و نپال همسایه بوده و فرش آن بیشتر تحت تاثیر چین قرار داشته است.سابقه فرش بافی در آن حدود سیصد سال می باشد. نقش ببر از طرح های اصلی فرش تبت است.]
plaiting U [نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
Soumak U بافت سوماک [سوماخ] [این روش بافت که نوعی از گلیم بافی است به سه صورت ساده، ضربیو برعکس بافته شده و در ابتدا و انتهای فرش استفاده می شود. این روش در بافت پارچه، کیسه، پتو و زیر انداز استفاده می شود.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com