Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 257 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
swivel table
U
میز نوسان دار
tilting table
U
میز نوسان دار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
swinger
U
نوسان دار
swingers
U
نوسان دار
resonance
U
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonances
U
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
modulate
U
فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
modulates
U
فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
modulating
U
فرکانس ثابت و سیگنال نوسان که در یک حالت بخش شده برای ارسال داده به کار می رود
vibration
U
لرزه نوسان
vibration
U
نوسان
vibrator
U
وسیله نوسان
vibrator
U
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator
U
نوسان ساز ویبراتور
vibrator
U
نوسان گیر ویبراتور
vibrators
U
وسیله نوسان
vibrators
U
ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrators
U
نوسان ساز ویبراتور
vibrators
U
نوسان گیر ویبراتور
scope
U
نوسان نما
buzz
U
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzed
U
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzes
U
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
buzzing
U
نوسان پوسته یا ساختارهای دیگر با فرکانسی که قابل سمع باشد
shake
U
لرزش نوسان
shakes
U
لرزش نوسان
shaking
U
لرزش نوسان
swing
U
تاب نوسان
swing
U
نوسان کردن
swing
U
نوسان
swings
U
تاب نوسان
swings
U
نوسان کردن
swings
U
نوسان
swivelling
U
نوسان دار
jib
U
نوسان کردن واخوردن
jibbed
U
نوسان کردن واخوردن
jibbing
U
نوسان کردن واخوردن
jibs
U
نوسان کردن واخوردن
pendulum
U
پاندول نوسان
pendulums
U
پاندول نوسان
hunting
U
نوسان سرعت
hunting
U
نوسان دادن انتن رادار درردیابی
dead beat
U
بی نوسان
oscillation
U
نوسان
oscillation
U
نوسان سازی
oscillations
U
نوسان
oscillations
U
نوسان سازی
variation
U
نوسان متناوب پراکندگی
variations
U
نوسان متناوب پراکندگی
amplified
U
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifies
U
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplify
U
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
amplifying
U
افزایش توان سیگنال یا نوسان آن
undulate
U
نوسان داشتن
undulated
U
نوسان داشتن
undulates
U
نوسان داشتن
vibrate
U
جنبیدن نوسان کردن
vibrated
U
جنبیدن نوسان کردن
vibrates
U
جنبیدن نوسان کردن
vibrating
U
جنبیدن نوسان کردن
lurch
U
نوسان
lurched
U
نوسان
lurches
U
نوسان
lurching
U
نوسان
vacillate
U
مردد بودن نوسان کردن
vacillated
U
مردد بودن نوسان کردن
vacillates
U
مردد بودن نوسان کردن
vacillating
U
مردد بودن نوسان کردن
varies
U
نوسان کردن
vary
U
نوسان کردن
buff
U
نوسان کردن
buffs
U
نوسان کردن
waver
U
نوسان کردن
wavered
U
نوسان کردن
wavering
U
نوسان کردن
wavers
U
نوسان کردن
oscillate
U
نوسان کردن
oscillated
U
نوسان کردن
oscillates
U
نوسان کردن
reciprocate
U
نوسان کردن
reciprocated
U
نوسان کردن
reciprocates
U
نوسان کردن
fading
U
نوسان صدا
surge
U
تموج سریع برق نوسان شدید
surged
U
تموج سریع برق نوسان شدید
surges
U
تموج سریع برق نوسان شدید
swivel
U
نوسان کردن
swivel
U
روی محورگرداندن یا گردیدن چرخیدن نوسان
swivelled
U
نوسان کردن
swivelled
U
روی محورگرداندن یا گردیدن چرخیدن نوسان
swivels
U
نوسان کردن
swivels
U
روی محورگرداندن یا گردیدن چرخیدن نوسان
fluctuate
U
نوسان داشتن
fluctuate
U
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuate
U
نوسان
fluctuated
U
نوسان داشتن
fluctuated
U
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuated
U
نوسان
fluctuates
U
نوسان داشتن
fluctuates
U
نوسان کردن بالا وپایین رفتن
fluctuates
U
نوسان
fluctuation
U
نوسان
Other Matches
voltage swing
U
نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
vibrometer
U
نوسان نگار نوسان سنج
vibrograph
U
نوسان نگار نوسان سنج
oscilloscope
U
نوسان بین نوسان نما
oscillograph
U
نوسان سنج نوسان نگار
oscillogram
U
نوسان سنج نوسان نگار
pulsation
U
نوسان
libration
U
نوسان
oscillatory motion
U
نوسان
head nystagmus
U
نوسان سر
swayed
U
نوسان
see-saw
U
نوسان
sways
U
نوسان
see-sawed
U
نوسان
to-ing and fro-ing
U
نوسان
see-saws
U
نوسان
vibrancy
U
نوسان
sway
U
نوسان
see-sawing
U
نوسان
undulation
U
نوسان
ascillation
U
نوسان
yo-yo
U
در نوسان
yo-yos
U
در نوسان
light fluctuation
U
نوسان نور
natural vibration
U
نوسان ازاد
intermediate oscillation
U
نوسان میانی
line voltage variation
U
نوسان ولتاژ
amplitude
U
میدان نوسان
light fluctuation
U
نوسان روشنایی
vacillation
U
اونگ نوسان
natural vibration
U
نوسان طبیعی
librate
U
نوسان کردن
multivibrator
U
نوسان ساز
load variation
U
نوسان بار
line voltage variation
U
نوسان شبکه
goniometer
U
نوسان سنج
generation of oscillations
U
تولید نوسان
bulid up
U
نوسان کردن
damped oscillation
U
نوسان میرا
damped osillation
U
نوسان میرا
barkhausen oscillation
U
نوسان بارکهاوزن
back swing
U
نوسان به عقب
boom swing
U
حیطه نوسان
quenching frequency
U
فرکانس نوسان
aperiodic phenomenon
U
پدیده بی نوسان
amplitude of oscillation
U
دامنه نوسان
downward swing
U
نوسان رو به پایین
economic fluctuation
U
نوسان اقتصادی
electron vibrations
U
نوسان الکترونها
floating axle
U
محور نوسان
fluctuation of load
U
نوسان بار
free oscillation
U
نوسان ازاد
frequency of oscillations
U
فرکانس نوسان
vibrometer
U
نوسان سنج
vacillant
U
نوسان کننده
total amplitude of oscillation
U
دامنه کل نوسان
torsional vibration
U
نوسان پیچشی
swivelling feature
U
قابلیت نوسان
swingy
U
نوسان دار
swing bridge
U
پل نوسان دار
swayer
U
نوسان دار
stable oscillation
U
نوسان پایدار
vibratility
U
لرزه نوسان
vibration damper
U
میراکننده نوسان
vibration damping
U
میرایی نوسان
see-saws
U
نوسان کردن
see-sawing
U
نوسان کردن
see-sawed
U
نوسان کردن
see-saw
U
نوسان کردن
whirling mode
U
نوسان شفت
vibrograph
U
نوسان نگار
vibrograph
U
رسام نوسان
vibrational
U
لرزه نوسان
vibration excitation
U
تحریک نوسان
sides way
U
نوسان عرضی
self excited/induced vibration
U
نوسان خودالقایی
oscillograph
U
نوسان نگار
oscillograph
U
نوسان نما
oscillogram
U
نوسان نگاشت
oscillogram
U
نوسان نگاره
oscillator
U
نوسان ساز
oscillator
U
نوسان کننده
oscillography
U
نوسان نگاری
periodic fluctuation
U
نوسان دورهای
oscilloscope
U
نوسان نگار
oscilloscope
U
نوسان نما
oscillometry
U
نوسان سنجی
oscillometer
U
نوسان سنج
oscillating circuit
U
مدار نوسان
oscilloscope
U
نوسان سنج
modulation
U
نوسان صدا
modulation
U
نوسان فرکانس
unvocal
U
بدون نوسان صدا
vibratory testing machine
U
دستگاه ازمایش نوسان
swing bucket
U
جراثقال نوسان دار
tilting furnace
U
کوره نوسان دار
tilting screen
U
صفحه نوسان کننده
screamer
U
نوسان ساز صوتی
relaxation oscillator
U
نوسان ساز رلاکسیون
per vibration
U
نوسان داخلی بتن
upward swing
U
نوسان به سمت بالا
vibration absorption
U
میرایی نوسان یا ارتعاش
downswing
U
نوسان بطرف پایین
high frequency oscillation
U
نوسان فرکانس بالا
rocks
U
جنباندن نوسان کردن
grid tank
U
مدار نوسان شبکه
body sway test
U
ازمون نوسان بدن
tilted
U
نوسان کردن کجی
sways
U
در نوسان بودن تاب
fluctutaion of water table
U
نوسان سفره اب زیرزمینی
swayed
U
در نوسان بودن تاب
bistable multivibrator
U
نوسان ساز دوپایا
sway
U
در نوسان بودن تاب
fluctuating rate
U
نرخ دارای نوسان
crystal oscillator
U
نوسان ساز کریستالی
astable noltivibrator
U
نوسان ساز ناپایا
fluctuant
U
دارای نوسان وتغییر
floating bearing
U
یاطاقان نوسان دار
fluctuation
U
ترقی و تنزل نوسان
frequency variation
U
تغییر یا نوسان فرکانس
induced oscillation
U
نوسان القاء شده
tilt
U
نوسان کردن کجی
oscillator
U
تحریک کننده نوسان
oscillating universe
U
جهان نوسان کننده
magnetic variation
U
تغییر یا نوسان مغناطیسی
mains voltage variation
U
نوسان ولتاژ شبکه
lurcher
U
دارای نوسان یا تلوتلو
tilts
U
نوسان کردن کجی
rock
U
جنباندن نوسان کردن
rocked
U
جنباندن نوسان کردن
grid sweep
U
تغییر یا نوسان ولتاژ شبکه
swing saw
U
اره کانهای نوسان دار
grid voltage swing
U
تغییر یا نوسان ولتاژ شبکه
cathode ray oscilloscope
U
نوسان نمای اشعه کاتدی
alternating stress
U
تنش نوسان دار دائمی
neap range
U
دامنه نوسان جزر و مدضعیف
oscillograph
U
دستگاه ثبت نوسان امواج
fluctuating arc
U
قوس الکتریکی نوسان دار
aperiodic magnetic compass
U
قطب نمای مغناطیسی بدون نوسان
oscilloscope
U
دستگاه نشان دهنده نوسان امواج
swing frame grinder
U
دستگاه سنگ زنی نوسان دار
fishtail
U
نوسان یافتن عقب ماشین درپیچها
to wobble
[move unsteadily]
U
در نوسان بودن
[تلوتلو خوردن]
[اصطلاح روزمره]
one to zero ratio
U
نرخ بین نوسان خروجی دودویی یک و صفر
ornithopter
U
هواپیمایی که در ان بالهاحول محوری نوسان میکنندولی دوران نمیکنند
klystron
U
لوله الکترون نوسان ساز باسرعت مدوله شده
sway bar
U
میله فلزی وصل به محوربرای جلوگیری از نوسان پیچها
virtual inertia
U
قسمتی از نیروی اینرسی که روی جسم در حال نوسان اثرمیکند
undamped
U
نوسان ازاد که تنها به نیروهای داخلی اینرسی الاستیک و وزن بستگی دارد
quadrature amplitude modulation
U
بیت در ثانیه , RAM. تقیسم فاز و تفسیم نوسان را ترکیب میکند تا نرخ ارسال داده را افزایش دهد
bumblebees
U
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
surge protector
U
محافظ تغییر ناگهانی ولتاژ محافظ نوسان برق
bumblebee
U
تولید کننده ارتعاش صوتی نوسان ساز صوتی
accelerator winding
U
سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
variable stroke
U
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com