English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
lord's table U میز مخصوص شراب ونان وعشای ربانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
buret U تنگ مخصوص شراب مقدس
buretto U تنگ مخصوص شراب مقدس
wine taster U جام شراب مخصوص نمونه گیری
winy U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winery U کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
vinosity U حالت و خصوصیات شراب معتادبه شراب
wineglass U لیوان شراب پیمانه شراب
the loard's prayer U دعای ربانی
the loard's supper U عشا ربانی
low mass U عشای ربانی ساده
mystagogy U نماز عشاء ربانی
mass U مراسم عشاء ربانی
unhouseled U محروم از عشاء ربانی
masses U مراسم عشاء ربانی
massing U مراسم عشاء ربانی
housel U ایین عشاء ربانی
paten U بشقاب نان عشای ربانی
suppers U عشای ربانی یا شام خداوند
supper U عشای ربانی یا شام خداوند
Holy Communion U ایین عشای ربانی مسیحیان
post communion U دعای بعد از عشاء ربانی
annals U برنامه سالیانهء عشاء ربانی
altar of credence U [محل میز عشای ربانی]
corporale U پارچهای که هنگام عشاء ربانی بکارمیرود
communion U ایین عشاء ربانی صمیمیت وهمدلی
tunicle U لباس رویی کشیش در عشاء ربانی
High Mass U عشاء ربانی توام با موسیقی وبخور
communicants U اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
no paternosterŠno p U تادعای ربانی نخوانی پول نخواهی داشت
paternosters U دعای ربانی یا دعایی که عیسی تعلیم داده
paternoster U دعای ربانی یا دعایی که عیسی تعلیم داده
communicant U اشخاصیکه مراسم عشاء ربانی را انجام میدهند
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
blessed sacrament U مراسم عشاء ربانی که با نان وشراب برگزار میشود
impanate U داخل نانی که درشام خداوندبا عشا ربانی میخورند
prothesis U چیدن نان وشراب عشای ربانی روی میز
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
altar-stair U [بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
altar-steps U [بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
maniple U بازوبندیانواری که کشیشان هنگام انجام ایین ربانی ازبازوی خودمی اویزند
lavabo U ایین دست شستن کشیش هنگام پیش بردن عشاه ربانی
ostensory U فرف سیمین یا زرینی که هنگام عشا ربانی نان دران گذاشته نمایش میدهند
monstrance U فرف سیمین یا زرینی که هنگام عشا ربانی نان رادران گذاشته نمایش میدهند
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
transubstantiation U اعتقادباینکه نان وشراب مصرفی درایین عشای ربانی مسیحیان هنگام ورود ببدن شخص تبدیل بجسم وخون عیسی میگردد
viniferous U شراب زا
the juice of the grape U شراب
bacchus U شراب
wines U شراب
wine U شراب
wineskin U مشک شراب
winegrower U شراب ساز
enology U شراب شناسی
wineglass U جام شراب
pottle U رطل شراب
winebibber U شراب خور
ustulation U سوزاندن شراب
vinal U بشکل شراب
wines U شراب نوشیدن
viticulturist U شراب ساز
wine cellar U انبار شراب
wine cellar U شراب دخمه
viniferous U دارای شراب
riesling U شراب سفید
wine maker U شراب ریز
rhenish wine U شراب اسمانی
wine U شراب نوشیدن
cochineal U قرمز شراب کش
viniculture U شراب سازی
vermt U شراب افسنطین
vinous flavour U طعم شراب
oenologist U شراب شناس
grail U جام شراب
decant U ریختن شراب
decanted U ریختن شراب
decanting U ریختن شراب
decants U ریختن شراب
grcen wine U شراب نارس
grcen wine U شراب تازه
guzzler U شراب خور
cider U شراب سیب
it is a racy wine U شراب رادارد
oenomel U شراب عسلی
fortified wines U شراب قوی
wino U معتاد به شراب
binge U شراب خواری
fortified wine U شراب قوی
filtrate U شراب ناب
binges U شراب خواری
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
gill U پیمانهای برای شراب
wineshop U مغازه شراب فروشی
viniculture U پرورش انگور شراب
jeroboam U جام شراب بزرگ
enology U مبحث شراب شناسی
vinifacteur U اسباب شراب سازی
loading U امیختن موادخارجی به شراب
cellar U جای شراب انداختن
vintnery U عمده فروشی شراب
fiascos U ناکامی بطری شراب
claret U نوعی شراب قرمز
clarets U نوعی شراب قرمز
bacchus U رب النوع شراب و باده
chalice U گیلاس شراب [در مراسم]
goblet U گیلاس شراب [در مراسم]
vintner U عمده فروش شراب
vintners U عمده فروش شراب
fiasco U ناکامی بطری شراب
cellars U جای شراب انداختن
goblet U گیلاس شراب تکه
fortified wine U شراب تقویت شده
vermouths U شراب شیرین افسنطین
winepress U خمره شراب سازی
scuppernong U شراب انگور مشک
fortified wines U شراب تقویت شده
gladstone U نوعی شراب ارزان
frutex U شراب شربت الکلی
wineglasful U گیلاس شراب خوری
vermouth U شراب شیرین افسنطین
malmsey U شراب شیرین قبرس
vinic U مربوط به شراب یا الکل
goblets U گیلاس شراب تکه
chablis U نوعی شراب سفید
maderia U شراب محصول مادریا
chianti U نوعی شراب قرمز
argol U دردشراب .ته نشین شراب
straw wine U شراب شیرین کشمش
libation U تقدیم شراب به حضور خدایان
sherry U شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
libations U نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libations U تقدیم شراب به حضور خدایان
sherries U شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
to lay down wine U شراب را انبار کردن یا جادادن
port U شراب شیرین بارگیری کردن
sherris U شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
libation U نوشابه پاشی نوشیدن شراب
crust of wine U جرم شراب در روی شیشه
vinometer U الت سنجش الکل شراب
gourmets U خبره خوراک شراب شناس
altar of credence U [جایگاه نان و شراب مقدس]
gourmet U خبره خوراک شراب شناس
amontillado U نوعی شراب تلخ و سفیداسپانیایی
sacks U شراب سفید پرالکل وتلخ
sacked U شراب سفید پرالکل وتلخ
sack U شراب سفید پرالکل وتلخ
punched U مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
tent U اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
tartarous U دردی شکل مشتق از درده شراب
tents U اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
wine cooler U هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
punches U مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
rhenish U شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
dionysus U >دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
birl U شراب نوشیدن وجام را بدیگری دادن
punch U مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
nectar U شراب لذیذ خدایان یونان شهد
wine taster U کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
taster U کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
daiquiri U مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر
vinous eloquence U فصاحتی که در اثر خوردن شراب پیدا میشود
bacchic ornament U [وابسته به باکوس خدای میگساری و شراب در روم]
tasters U کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
The milk [the wine] has already turned [gone off] . U شیر [شراب] پیش از این بریده شده است.
tokay U انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
canaries U رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
viticulture U صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
When drink enters, wisdom departs. <proverb> U آنگه که شراب از در درآمد ,هوش و عقل و اختیار از کف برفت .
canary U رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
wine palm U هرنوع نخلی که ازمیوه ان برای شراب کشی استفاده میشود
to transubstantiate U تغییر دادن ماده [نان و شراب مربوط به عشاربانی] به بدن و خون عیسی مسیح [دین]
Charbughra U چایی دارویست که با زنجفیل و هل درست شده و در آن شکر، شراب، تریاک و حشیش نیز به کار میرود.
wine does not a with me U شراب بمن نمیسازد باده بمن سازگار نیست
wine seller U میفروش باده فروش شراب فروش خمار
aerospace projection operations U عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
francs U حق مخصوص
franchises U حق مخصوص
franc U حق مخصوص
franchise U حق مخصوص
particulars U مخصوص
favorites U مخصوص
special U مخصوص
especial U مخصوص
extra special U مخصوص
favourites U مخصوص
favourite U مخصوص
vest pocket U مخصوص
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com