Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
the desk is piled with books
U
میز از کتاب انباشته شده است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
capitulary
U
کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
deuteronomic
U
وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
readers
U
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
reader
U
مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
book of reference
U
کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
caxton
U
کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
invisible hand
U
منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
tump
U
انباشته
cumulative
U
انباشته
stockpile
U
انباشته
full to repletion
U
انباشته
congeries
U
انباشته
cumulate
U
انباشته
stored
U
انباشته
oodlins
U
انباشته
stockpiled
U
انباشته
cramped
U
انباشته
fullest
U
انباشته
filled
U
انباشته
full
U
انباشته
stacks
U
انباشته
stodgy
U
انباشته
oodles
U
انباشته
acervate
U
انباشته
stacked
U
انباشته
stack
U
انباشته
stockpiling
U
انباشته
massed
U
انباشته
stockpiles
U
انباشته
stock
U
انباشته انباره
stored program
U
برنامه انباشته
stored program
U
بابرنامه انباشته
replete
U
تکمیل انباشته
accumulated error
U
خطای انباشته
quarries
U
توده انباشته
theory of accumulation
U
نظریه انباشته
stockpile
U
انباشته کردن
stockpiled
U
انباشته کردن
stocked
U
انباشته انباره
stockpiles
U
انباشته کردن
jackpots
U
جوایزرویهم انباشته
jackpot
U
جوایزرویهم انباشته
stockpiling
U
انباشته کردن
quarry
U
توده انباشته
accumulated
U
انباشته شده
quarrying
U
توده انباشته
backlogs
U
کارناتمام یا انباشته پس افت
rick
U
یونجه روی هم انباشته
stacked column chart
U
جدول ستونی انباشته
stacked column graph
U
نمودار ستونی انباشته
gabion
U
سبد انباشته ازسنگ
backlog
U
کارناتمام یا انباشته پس افت
cumuli
U
ابر متراکم و روی هم انباشته
cumulus
U
ابر متراکم و روی هم انباشته
lumberyard
U
محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
lumberyards
U
محوطه یاحیاط تیر فروشی که الوار در ان انباشته شده
congested
U
فشرده انباشته شده بهم فشرده
stored program computer
U
کامپیوتر با برنامه انباشته کامپیوتر با برنامه ذخیره شده
that book
U
ان کتاب
text
U
کتاب
texts
U
کتاب
bokk
U
کتاب
booked
U
کتاب
book
U
کتاب
i sold the book for rials 0
U
کتاب را
books
U
کتاب
hexateuch
U
شش کتاب
letter writer
U
کتاب
bibliographies
U
کتاب شناسی
manuscripts
U
کتاب خطی
handbooks
U
کتاب دستی
personae
U
اشخاص یک کتاب
handbook
U
کتاب دستی
vademecum
U
کتاب موردمراجعه
ethic
U
کتاب اخلاق
bookbinding
U
صحافی کتاب
storybook
U
کتاب داستان
bookbinding
U
کتاب سازی
personas
U
اشخاص یک کتاب
white book
U
کتاب سفید
bibliography
U
کتاب شناسی
manuscript
U
کتاب خطی
comic books
U
کتاب کاریکاتور
casebooks
U
کتاب موارد
book plates
U
برچسب کتاب
cookbooks
U
کتاب طباخی
casebook
U
کتاب زایه
casebook
U
کتاب موارد
workbook
U
کتاب دستورعملیات
cookbooks
U
کتاب اشپزی
workbooks
U
کتاب دستورعملیات
cookbook
U
کتاب اشپزی
casebooks
U
کتاب زایه
prayer books
U
کتاب نماز
statute book
U
کتاب نظامنامه
pocketbooks
U
کتاب جیبی
pocketbook
U
کتاب جیبی
word book
U
کتاب لغت
philobiblic
U
کتاب دوست
comic book
U
کتاب کاریکاتور
wordbook
U
کتاب لغت
your book
U
کتاب شما
prayer book
U
کتاب نماز
statute book
U
کتاب قانون
cookbook
U
کتاب طباخی
letter book
U
کتاب رونوشت
formulary
U
کتاب نماز
policy book
U
کتاب روشها
f. of books
U
عاشق کتاب
pressmark
U
شماره کتاب
encyclopaedia
U
کتاب حاوی
enchiridion
U
کتاب کوچک
psalter
U
کتاب سرود
ecclesiastes
U
کتاب جامعه
pseudograph
U
کتاب قلب
pseudograph
U
کتاب دغلی
deuteronomy
U
کتاب تثنیه
pseudograph
U
کتاب جعلی
corrigenda
U
غلطهای کتاب
purview of a book
U
ویعت کتاب
red book
U
کتاب سرخ
fortunebook
U
کتاب فالگیری
philobiblic
U
عاشق کتاب
leviticus
U
کتاب لاویان
list of lights
U
کتاب چراغها
many books
U
چندین کتاب
margent
U
حاشیه کتاب
mass book
U
کتاب نماز
miaasl
U
کتاب نماز
missal
U
کتاب نماز
missal
U
کتاب دعا
here is my book
U
کتاب من اینها
here is my book
U
اینست کتاب من
octateuch
U
هشت کتاب
p. album
U
کتاب عکس
paper stainer
U
کتاب نویس
guide book
U
کتاب راهنما
pepole of the book
U
اهل کتاب
class book
U
کتاب کلاسی
catalog
U
کتاب فهرست
that book
U
این کتاب
that is my book
U
کتاب من است
avesta
U
کتاب زرتشت
abecedarium
U
کتاب الفباء
booklets
U
کتاب کوچک
booklet
U
کتاب کوچک
the holy
U
کتاب مقدس
sketchbooks
U
کتاب مسوده
sketchbook
U
کتاب مسوده
textbooks
U
کتاب درسی
textbook
U
کتاب درسی
scriptures
U
کتاب مقدس
scripture
U
کتاب مقدس
black book
U
کتاب سیاه
vademecum
U
کتاب درسی
bibiliography
U
کتاب شناسی
bibliograph
U
کتاب شناس
by the book
U
ازروی کتاب
boookbinder
U
کتاب ساز
bookplate
U
برچسب کتاب
songbook
U
کتاب سرود
booker
U
کتاب دار
speller
U
کتاب املاء
book review
U
انتقاد از کتاب
book one
U
کتاب نخست
book og kings
U
کتاب پادشاهان
blue book
U
کتاب ابی
bibliophile
U
دوستدار کتاب
bibliophil
U
کتاب دوست
biblioklept
U
کتاب دزد
bibliographer
U
کتاب شناس
text book
U
کتاب درسی
ecclesiastes
U
کتاب واعظ
guides
U
کتاب راهنما
guided
U
کتاب راهنما
guide
U
کتاب راهنما
White Paper
U
کتاب سفید
bookmakers
U
کتاب نویس
bookmaker
U
کتاب نویس
jackets
U
جلد کتاب
jacket
U
جلد کتاب
book plate
U
برچسب کتاب
postscripts
U
ضمیمه کتاب
postscript
U
ضمیمه کتاب
primers
U
کتاب الفباء
primer
U
کتاب الفباء
nautical
U
خلبان کتاب
bookshelves
U
قفسه کتاب
bookshelf
U
قفسه کتاب
bookcases
U
قفسه کتاب
bookcase
U
قفسه کتاب
frontispieces
U
دیباچه کتاب
frontispiece
U
دیباچه کتاب
pedants
U
کرم کتاب
pedant
U
کرم کتاب
headband
U
شیرازه کتاب
headbands
U
شیرازه کتاب
readers
U
کتاب قرائتی
reader
U
کتاب قرائتی
guidebooks
U
کتاب راهنما
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com