English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 263 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
magnetic field U میدان مغناطیسی
magnetic fields U میدان مغناطیسی
field magnet U میدان مغناطیسی
magnetic f. U میدان مغناطیسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
magnet U آنچه میدان مغناطیسی تولید میکند
magnets U آنچه میدان مغناطیسی تولید میکند
noise U که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
noises U که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
medium U مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
mediums U مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
magnetic U قطعه الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به میدان مغناطیسی تبدیل میکند
magnetic U آنچه میدان مغناطیسی مربوطه داد
electromagnetic U ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
soft U که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softer U که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softest U که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
smog U میدان مغناطیسی گسترده و الکتریسته ایستا که با قط عات الکترونیکی ایجاد شده است
accelerator winding U سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
applied magnetic field U میدان مغناطیسی اعمال شده
axis of earth magnetic field U محور میدان مغناطیسی زمین
cross magnetizing U میدان مغناطیسی متقابل
degauss U از بین بردن میدان مغناطیسی
degauss U پاک کردن میدان مغناطیسی
degaussing U تعدیل حوزه میدان مغناطیسی ناو دیگازینگ
earth magnetic field U میدان مغناطیسی زمین
effective magnetic field U میدان مغناطیسی موثر
electromagnetic wave U موجی که دراثر تاثیرشدت میدان الکتریسته و مغناطیسی یا تناوب همزمان برروی هم ایجاد میشود
field intensity U شدت میدان مغناطیسی
field of force U میدان نیروی مغناطیسی
flux intensity U شدت میدان مغناطیسی
flux valve U دریچه اکتشاف میدان مین دریچه اکتشاف مغناطیسی مین
gauss U واحد شدت میدان مغناطیسی
h U شدت میدان مغناطیسی
hall effect U شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
high intensity magnetic field U میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
high magnetic field U میدان مغناطیسی قوی
hysteresis U تاخیر تغییر دانسیته شارمغناطیسی نسبت به شدت میدان مغناطیسی
induced magnetic field U میدان مغناطیسی القاء شده
inductance U اندازه گیری حجم انرژی وسیله که در میدان مغناطیسی میتواند ذخیره کند
inhomogeouns magnetic field U میدان مغناطیسی غیریکنواخت
intensity of the magnetic field U شدت میدان مغناطیسی
magnetic intensity U شدت میدان مغناطیسی
lenz' law U جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
line of magnetic field strength U خط میدان مغناطیسی
magnetic field line U خط میدان مغناطیسی
magnetic flux line U خط میدان مغناطیسی
m.f.p. U پتانسیل میدان مغناطیسی
magnetic field potential U پتانسیل میدان مغناطیسی
magnetic deflection field U میدان منحرف کننده مغناطیسی
magnetic dip U میدان جاذبه مغناطیسی
magnetic field energy U انرژی میدان مغناطیسی
magnetic field figure U تصویر میدان مغناطیسی
magnetic field generation U تولید میدان مغناطیسی
magnetic field inhomogeneity U غیریکنواختی میدان مغناطیسی
magnetic field intensity U شدت میدان مغناطیسی
magnetic field strength U شدت میدان مغناطیسی
magnetic field vector U بردار میدان مغناطیسی
magnetic induction U چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
magnetic joint U محل ضربه در میدان مغناطیسی
magnetizing force U شدت میدان مغناطیسی
solenoid U سیم پیچی بشکل استوانه برای ایجاد میدان مغناطیسی مارپیچ کهربایی
terrestrial magnetic field U میدان مغناطیسی زمین
ultra high magnetic field U معمولا میدان مغناطیسی باشغت بیش از 001ک
Other Matches
compound wound generator U ژنراتوری که هم دارای میدان موازی و هم میدان سری میباشد
grenade court U میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
ferromagnetic material U هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tapes U پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tape U پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic ink character recognition U تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
tape U پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
taped U پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
tapes U پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
degauss U پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
record U گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
battlefield recovery U اخراجات میدان رزم اخراجات میدان نبرد جمع اوری وسایل از کار افتاده رزمی
magnetic skin effect U جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
magnetic blowout U خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
permalloy U خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
closure minefield U میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
magnaflux U نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
magnetic reluctance U مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
magnetic deflector U یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic flow U فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic ritation U گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
courses U میدان تیر میدان
coursed U میدان تیر میدان
course U میدان تیر میدان
magnetic flux density U چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
dispersion U پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
magnetic nuclear resonance U تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
magnetic flux U فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
reluctivity U مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
hasty breaching U نفوذ تعجیلی در میدان مین عبور تعجیلی از میدان مین رخنه تعجیلی
magnetic tape recording U ضبط روی نوار مغناطیسی ضبط نوار مغناطیسی
grid magnatic angle U زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
placing U میدان
frontages U میدان
scope U میدان
plains U میدان
plainest U میدان
plain U میدان
plainer U میدان
frontage U میدان
open space U میدان
arena U میدان
plaza U میدان
piazza U میدان
agora U میدان
aimed U میدان
aim U میدان
aims U میدان
reaching U میدان
reaches U میدان
reached U میدان
reach U میدان
forums U میدان
forum U میدان
arenas U میدان
ring U میدان
places U میدان
place U میدان
ROUNDABOUT U میدان
fielded U میدان
fields U میدان
trone U میدان
sq U میدان
zero field U بی میدان
domains U میدان
domain U میدان
spaces U میدان
line of force U خط میدان
space U میدان
line bay U میدان خط
field U میدان
field line U خط میدان
inhomogeneous field U میدان غیریکمواخت
force field U میدان نیرو
input field U میدان ورودی
flying ground U میدان پرواز
warfare U میدان جنگ
flying field U میدان فرودگاه
fixed field U میدان ثابت
inhomogeneity of a field U غیریکنواختی یک میدان
induction field U میدان القائی
parade ground U میدان رژه
parade grounds U میدان رژه
game keeper U قرق چی میدان
gravitational field U میدان گرانش
battlegrounds U میدان جنگ
magnetic balance U تعادل میدان
battleground U میدان جنگ
front porch U میدان جلو
image field U میدان تصویر
image field curvature U انحنای میدان
high field U میدان قوی
low field U میدان ضعیف
champ U میدان جنگ
arena U میدان مسابقات
intermediate field U میدان میانی
intermediate field U میدان واسطه
field of battle U میدان جنگ
rinks U میدان یخ بازی
middle U میانه میدان
middles U میانه میدان
irrotational field U میدان ناگردان
minefield U میدان مین
arenas U میدان مسابقات
range U میدان حدودتغییرات
rink U میدان یخ بازی
interference field U میدان مزاحم
paraded U میدان رژه
parades U میدان رژه
sight U میدان دید
sights U میدان دید
champed U میدان جنگ
interference field U میدان انترفرنس
champing U میدان جنگ
champs U میدان جنگ
parade U میدان رژه
minefields U میدان مین
downfield U میدان پایین
electromagnetic spectrum U میدان الکترومغناطیسی
field mark U نشان میدان
electrostatic field U میدان الکتروستاتیکی
f.of battle U میدان جنگ
field magnet U اهنربای میدان
field constant U ثابت میدان
electromagnetic field U میدان الکترومغناطیسی
field of action U میدان اثر
drill ground U میدان مشق
field flux U شاره میدان
effective field U میدان موثر
field of attention U میدان توجه
electric field U میدان الکتریکی
field of application U میدان کاربرد
field length U درازای میدان
field judge U داور میدان
field control U کنترل میدان
field distribution U پخش میدان
field effect U اثر میدان
field energy U انرژی میدان
field equation U معادله ی میدان
field equation U معادلات میدان
field exciation U تحریک میدان
field frequency U بسامد میدان
field excitation U تحریک میدان
field distortion U اعوجاج میدان
field distortion U انحراف میدان
field displacement U جابجایی میدان
field current U جریان میدان
field density U چگالی میدان
field intensity U شدت میدان
field repetition rate U بسامد میدان
field direction U جهت میدان
field form U نمودار میدان
field of battle U میدان رزم
firing range U میدان تیر
back porch U میدان عقب
battle field U میدان جنگ
field pole U قطب میدان
card field U میدان کارت
field strength U شدت میدان
center base U میدان مرکزی
attractive field U میدان جاذبه
attraction of current U جاذبه میدان
alternating field U میدان متناوب
amplitude U میدان نوسان
filed circuit U مدار میدان
field voltage U ولتاژ میدان
field vector U بردار میدان
field theory U تئوری میدان ها
champaign U میدان جنگ
check field U میدان مقابلهای
field rheostat U رئوستای میدان
visual field U میدان دید
field of regard U میدان دید
field of gravity U میدان ثقل
distortion of field U اغتشاش میدان
field of force U میدان نیرو
field of fire U میدان اتش
field of fire U میدان تیر
field of view U میدان دید
curl field U میدان حلقوی
field regulator U نافم میدان
field rectifier U یکسوساز میدان
cock of the walk U پهلوان میدان
field range U میدان تیرجنگی
control field U میدان کنترلی
field of vision U میدان دید
field of vision U میدان بینایی
coulomb filed U میدان کولنی
field of consciousness U میدان هشیاری
placing U میدان شهری
solenoidal field U میدان سولنئیدی
visibility range U میدان دید
stray field U میدان هرز
radar ranging U میدان رادار
race course U میدان مسابقه
obstacle course U میدان موانع
purview U حدود میدان
psychological field U میدان روانی
magnetic stray field U میدان پراکنده
zero field U میدان صفر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com