Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
spike
U
میخ بزرگ میخ طویله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stablind
U
طویله
barnyards
U
طویله
cowsheds
U
طویله
barnyard
U
طویله
barn
U
طویله
stabling
U
طویله
stables
U
طویله
stable
U
طویله
barn
U
انبارکردن طویله
barns
U
انبارکردن طویله
cow pen
U
طویله گاو
stock yard
U
حیاط طویله
snaffle
U
میخ طویله وزنجیر
stable
U
اصطبل در طویله بستن
stables
U
اصطبل در طویله بستن
sty
U
طویله خوک درطویله قراردادن
sties
U
طویله خوک درطویله قراردادن
snaffle
U
با میخ طویله وزنجیر بستن
mews
U
طویله هایی که گرداگردمیدانی بسازند
stalling
U
جای ایستادن اسب در طویله اخور
stall
U
جای ایستادن اسب در طویله اخور
stall feed
U
در طویله برای پروار شدن نگهداشتن
yard man
U
کسیکه برای اداره کارهای طویله اجیر میشود
My grandparents are six feet under.
<idiom>
U
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
U
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
museum piece
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
fossil
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
macropterous
U
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game
U
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
grandparents
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large
U
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam
U
مادر بزرگ ننه بزرگ
cray
U
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
macro
U
بزرگ
headmen
U
بزرگ
immane
U
بزرگ
hugeous
U
بزرگ
doyenne
U
زن بزرگ
nonus
U
بزرگ
of a large size
U
بزرگ
bulkier
U
بزرگ
bulkiest
U
بزرگ
vast
U
بزرگ
paternal grandmother
U
نه نه بزرگ
bulky
U
بزرگ
headman
U
بزرگ
long ton
U
تن بزرگ
large sized a
U
بزرگ
large sized
U
بزرگ
king size
U
بزرگ
macrocephalic
U
بزرگ سر
massive
U
بزرگ
magacephalic
U
بزرگ سر
majuscular
U
بزرگ
majuscule
U
بزرگ
megapod
U
بزرگ پا
extras
U
بزرگ
extra-
U
بزرگ
massively
U
بزرگ
extra
U
بزرگ
dignified
U
بزرگ
smallest
U
بزرگ نه
gate
U
در بزرگ
gates
U
در بزرگ
biggest
U
بزرگ
smaller
U
بزرگ نه
graves
U
بزرگ
gravest
U
بزرگ
extensive
U
بزرگ
eminent
U
بزرگ
doyennes
U
زن بزرگ
voluminous
U
بزرگ
small
U
بزرگ نه
bigger
U
بزرگ
mightiest
U
بزرگ
mightier
U
بزرگ
considerably large
U
بس بزرگ
decuman
U
بزرگ
egregious
U
بزرگ
full bottomed
U
بزرگ
adults
U
بزرگ
adult
U
بزرگ
mighty
U
بزرگ
canis majoris
U
سگ بزرگ
big
U
بزرگ
great
U
بزرگ
great-
U
بزرگ
greatest
U
بزرگ
majestic
U
بزرگ
bandog
U
سگ بزرگ
canis major
U
سگ بزرگ
grave
U
بزرگ
major
U
بزرگ
grossed
U
بزرگ
high
U
بزرگ
vasty
U
بزرگ
spankings
U
بزرگ
spanking
U
بزرگ
swith
U
بزرگ
gross
U
بزرگ
swingeing
U
بزرگ
large
U
بزرگ
larger
U
بزرگ
largest
U
بزرگ
highest
U
بزرگ
stour
U
بزرگ
enormous
U
بزرگ
majoring
U
بزرگ
jumbo
U
بزرگ
highs
U
بزرگ
wallopings
U
بزرگ
walloping
U
بزرگ
grossing
U
بزرگ
jumbos
U
بزرگ
grossest
U
بزرگ
majored
U
بزرگ
grosses
U
بزرگ
propylon
U
در بزرگ
grosser
U
بزرگ
foyer
U
راهرو بزرگ
heaved
U
بزرگ کردن
emporiums
U
بازار بزرگ
blunders
U
اشتباه بزرگ
heave
U
بزرگ کردن
alcove
U
طاقچه بزرگ
achievement
U
کار بزرگ
lumps
U
بزرگ شدن
emporia
U
بازار بزرگ
longbows
U
کمان بزرگ
lump
U
بزرگ شدن
lumped
U
بزرگ شدن
longbow
U
کمان بزرگ
on a grand scale
<adv.>
U
در مقیاس بزرگ
emporium
U
بازار بزرگ
cataclysm
U
سیل بزرگ
zoom
U
بزرگ کردن
zoomed
U
بزرگ کردن
zooms
U
بزرگ کردن
mausoleum
U
ارامگاه بزرگ
mausoleums
U
ارامگاه بزرگ
aggrandise
U
بزرگ کردن
aggrandize
U
بزرگ کردن
antrum
U
غار بزرگ
arch enemy
U
دشمن بزرگ
arch fiend
U
دیو بزرگ
archfiend
U
دیو بزرگ
archbshop
U
اسقف بزرگ
archduchess
U
دوشس بزرگ
magnifications
U
بزرگ نمایی
magnification
U
بزرگ نمایی
cataclysms
U
سیل بزرگ
blunder
U
اشتباه بزرگ
blundered
U
اشتباه بزرگ
blundering
U
اشتباه بزرگ
aggrandise
U
بزرگ شدن
platter
U
بشقاب بزرگ
platters
U
بشقاب بزرگ
paterfamilias
U
بزرگ خانواده
archduke
U
دوک بزرگ
magnified
U
بزرگ کردن
swelled
U
بزرگ شدن
swells
U
بزرگ شدن
nemesis
U
دشمن بزرگ
distend
U
بزرگ کردن
distending
U
بزرگ کردن
distends
U
بزرگ کردن
billow
U
موج بزرگ اب
billowed
U
موج بزرگ اب
billowing
U
موج بزرگ اب
billows
U
موج بزرگ اب
bulldog
U
نوعی سگ بزرگ
bulldogs
U
نوعی سگ بزرگ
swell
U
بزرگ شدن
maximizing
U
بزرگ کردن
magnifies
U
بزرگ کردن
magnify
U
بزرگ کردن
magnifying
U
بزرگ کردن
grandmother
U
مادر بزرگ
grandmothers
U
مادر بزرگ
dilate
U
بزرگ کردن
dilates
U
بزرگ کردن
dilating
U
بزرگ کردن
maximised
U
بزرگ کردن
maximises
U
بزرگ کردن
maximising
U
بزرگ کردن
maximize
U
بزرگ کردن
maximized
U
بزرگ کردن
maximizes
U
بزرگ کردن
whacking
U
خیلی بزرگ
whackings
U
خیلی بزرگ
bollard
U
موت بزرگ
bollards
U
موت بزرگ
viola
U
ویولن بزرگ
magnum opus
U
کار بزرگ
to develop
[into]
U
بزرگ شدن
to grow
[into]
U
بزرگ شدن
lofty
U
بلند بزرگ
bonfires
U
اتش بزرگ
store
U
مغازه بزرگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com