Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bowling average
U
میانگین امتیازهای توپ انداز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
average propensity to save
U
میل متوسط به پس انداز نسبتی از درامد که به پس انداز اختصاص می یابد
counting
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counts
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
systems
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system
U
مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
count
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
saving institutions
U
موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
deflection board
U
طرح تیر خمپاره انداز میز تصحیح سمت خمپاره انداز
mortar report
U
گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
unintended saving
U
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
four ball
U
مقایسه امتیازهای تیم دونفره در هر بخش باامتیازهای تیم حریف
gather shot
U
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
mid wicket
U
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
arithmetic mean
U
میانگین
averaged
U
میانگین
median
U
میانگین
averaging
U
میانگین
mean value
U
میانگین
averages
U
میانگین
mean high water
U
مد میانگین
averaged
U
در میانگین
meaner
U
میانگین
mean
U
میانگین
average value
U
میانگین
on average
[on av.]
U
در میانگین
average
U
میانگین
meanest
U
میانگین
mediums
U
وسط یا میانگین
medium
U
وسط یا میانگین
mean deviation
U
انحراف میانگین
true mean
U
میانگین حقیقی
simple mean
U
میانگین حسابی
weighted mean
U
میانگین وزنی
simple mean
U
میانگین ساده
simple average
U
میانگین ساده
weighted average
U
میانگین موزون
moving average
U
میانگین متحرک
weighted average
U
میانگین وزنی
moving average
U
میانگین غلتان
working mean
U
میانگین مفروض
mean velocity
U
تندی میانگین
assumed mean
U
میانگین فرضی
average cost
U
میانگین هزینه
average deviation
U
انحراف میانگین
average discharge
U
بده میانگین
average error
U
خطای میانگین
mean error
U
خطای میانگین
average flow
U
بده میانگین
average life
U
عمر میانگین
average price
U
میانگین قیمت
average value
U
ارزش میانگین
average value
U
مقدار میانگین
batting average
U
میانگین توپزنی
arithmetic mean
U
میانگین حسابی
geometric mean
U
میانگین هندسی
mean value
U
مقدار میانگین
mean time between failures
U
میانگین عمر
mean squares
U
میانگین مجذورات
mean low water
U
اب پایین میانگین
mean low water
U
جزر میانگین
mean life
U
عمر میانگین
mean high water
U
اب بالای میانگین
mean depth
U
ژرفای میانگین
mean absolute deviation
U
انحراف میانگین
logarithmic mean
U
میانگین لگاریتمی
harmonic mean
U
میانگین همساز
density mean
U
میانگین چگالی
averaged
U
میانگین موفقیت
averaging
U
میانگین موفقیت
averaging
U
معدل میانگین
average
U
معدل میانگین
averaging
U
ایجاد میانگین
average
U
میانگین موفقیت
meanest
U
مقدار میانگین
meaner
U
مقدار میانگین
mean
U
مقدار میانگین
averages
U
ایجاد میانگین
average
U
ایجاد میانگین
averaged
U
معدل میانگین
averages
U
معدل میانگین
averages
U
میانگین موفقیت
averaged
U
ایجاد میانگین
meanest
U
معنی دادن میانگین
meaner
U
معنی دادن میانگین
mean free path
U
مسافت ازاد میانگین
mean
U
معنی دادن میانگین
averaged
U
درجه عادی میانگین
average
U
درجه عادی میانگین
averages
U
درجه عادی میانگین
average out
U
میانگین در نظر گرفتن
mean range of the tide
U
میانگین ارتفاع کشند
mean repair time
U
زمان میانگین تعمیر
mean time to repair
U
زمان میانگین تعمیر
mean sea level
U
میانگین سطح دریا
mean value of periodic quantity
U
میانگین کمیت دورهای
averaging
U
درجه عادی میانگین
mean time to failure
U
زمان میانگین تاخرابی
sm
U
خطای معیار میانگین
standard error of mean
U
خطای معیار میانگین
time average symmetry
U
تقارن میانگین زمانی
effective
U
خروجی میانگین پردازنده
electrode current averaging time
U
زمان میانگین شدن
weight average molecular weight
U
میانگین وزنی وزن مولکولی
number average degree of polymerization
U
میانگین عددی درجه بسپارش
earned run average
U
میانگین امتیاز کسب شده
number average molecular weight
U
میانگین عددی وزن مولکولی
mean time between failures
U
زمان میانگین بین دو خرابی
weight average degree of polymerization
U
میانگین وزنی درجه بسپارش
root mean square error
U
جذر میانگین مجذور خطا
root mean square velocity
U
جذر میانگین مجذور سرعت
average cost
U
میانگین هزینههای تولیدی هر واحد
batting average
U
میانگین تعدادامتیازهای یک دور بازی کریکت
pass completion average
U
میانگین موفقیت بازیگر درگرفتن پاس
averages
U
میانه قرار دادن میانگین گرفتن
averaging
U
میانه قرار دادن میانگین گرفتن
average
U
میانه قرار دادن میانگین گرفتن
annual average score
U
میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
exponential smoothing
U
روش میانگین گیری متغیروزن دار
averaged
U
میانه قرار دادن میانگین گرفتن
quadrangular meet
U
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
averaging
U
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
MEP
U
مخفف میانگین فشار موثر pressure effective mean
MEPs
U
مخفف میانگین فشار موثر pressure effective mean
variance
U
میانگین حسابی توان دوم انحرافات از مقدارمتوسط
mtbf
U
زمان میانگین بین دو خرابی Failures Between eanTime
averages
U
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
average
U
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averaged
U
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
billiard point
U
در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
averaged
U
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averages
U
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
average
U
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
averaging
U
میانگین ناشی از محاسبه چندین عامل که ارزشی بیشتر از سایرین دارد
ex ante saving
U
پس انداز
irrigator
U
اب انداز
ex post saving
U
پس انداز
saver
U
پس انداز کن
deposits
U
پس انداز
saving
U
پس انداز
savings
U
پس انداز
forehanded
U
پس انداز کن
deposit
U
پس انداز
aggregate saving
U
پس انداز کل
thrift
U
پس انداز
compulsory saving
U
پس انداز اجباری
buttonhook
U
دکمه انداز
howitzer
U
خمپاره انداز
cannoneer
U
توپ انداز
forced saving
U
پس انداز اجباری
initiator terminator
U
راه انداز
crapshooter
U
طاس انداز
ejector
U
بیرون انداز
springer
U
کمند انداز
feller
U
درخت انداز
discobolus
U
دایره انداز
ecbolic
U
جنین انداز
fire teazer
U
اتش انداز
dissaving
U
پس انداز منفی
hand rail
U
دست انداز
grenadier
U
نارنجک انداز
view
U
چشم انداز
firer
U
سوخت انداز
footcloth
U
پای انداز
foot cloth
U
پای انداز
fluter
U
چین انداز
fire teazer
U
سوخت انداز
intrigant
U
پشت هم انداز
bumpy
<adj.>
U
پر دست انداز
theory of saving
U
نظریه پس انداز
the t.
U
صاعقه انداز
stoker
U
سوخت انداز
splitter
U
نفاق انداز
spearman
U
نیزه انداز
savings bank
U
صندوق پس انداز
savings account
U
حساب پس انداز
saving ratio
U
نسبت پس انداز
saving motive
U
انگیزه پس انداز
savings bank
U
صندوق پس انداز
saving function
U
تابع پس انداز
saving equation
U
معادله پس انداز
thrift institutions
U
موسسات پس انداز
to lay aside
U
پس انداز کردن
save money
U
پس انداز کردن
salt away
<idiom>
U
پس انداز کردن
mouth-watering
U
دهان آب انداز
road hole
U
دست انداز
unsaved
U
پس انداز نشده
torpedo tube
U
اژدر انداز
to lay up
U
پس انداز کردن
saving bank
U
بانک پس انداز
saving account
U
حساب پس انداز
provident bank
U
صندوق پس انداز
penny bank
U
صندوق پس انداز
mobilization of savings
U
تجهیز پس انداز
mobilization of savings
U
بسیج پس انداز
trustee savings bank
U
صندوق پس انداز
missile man
U
موشک انداز
missile launcher
U
موشک انداز
negative saving
U
پس انداز منفی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com