Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
direct free kick
U
مکث مهاجم برای فریفتن حریف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stunting
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunts
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunt
U
حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
sell a dummy
U
فریفتن حریف
razzle dazzle
U
فریفتن حریف
bootleg
U
نوعی حمله با فریفتن حریف
stop hit
U
ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
submarines
U
خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
submarine
U
خزیدن یاشیرجه رفتن از زیر دست حریف مهاجم
charging
U
خطای مهاجم خطای ناشی از یورش به حریف
batteries
U
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
battery
U
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
hit
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits
U
ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
The striker's injury puts a question mark over his being fit in time for the tournament.
U
آسیب مهاجم آمادگی سر موقع او
[مرد]
را برای مسابقات نامشخص می کند.
linemate
U
مهاجم هم ردیف در خط مهاجم دیگر
scramble
U
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambles
U
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambling
U
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambled
U
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
underhook
U
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
deke
U
گول زدن حریف برای تغییرمحل
disengaging
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
forcing
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
force
U
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
disengages
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengage
U
رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
flea flicker
U
پاس اشفته برای گیج کردن حریف
dummies
U
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
angle block
U
سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
dummy
U
کیسه استوانهای پرازپشم برای تمرین گرفتن حریف
basket hanger
U
بازیگری که برای گلهای مفت در زمین حریف میماند
jiujitsu
U
مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujutsu
U
مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
poke check
U
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
zone ride
U
کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
jujitsu
U
مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
appeal play
U
تقاضای بازیگر برای اعلام رای داور نسبت به خطای حریف
standstill
U
در کنار یکدیگر رکاب زدن و درانتظار اشتباه حریف بودن برای گریز
skate off
U
حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
safety
U
بازی بیلیارد دفاعی که گویها را در جای نامناسبی برای حریف باقی می گذاردضامن تفنگ
head and arm
U
هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground
U
ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
loops
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped
U
حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
glides
U
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide
U
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided
U
حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
away
U
بازی در زمین حریف گویی که دورتر ازگوی دیگر از سوراخ قراردارد و حق تقدم برای ضربه زدن پیدا میکند
lawn bowling point
U
یک امتیاز برای رساندن گوی خود به گوی جک نزدیکتر ازگوی حریف
indian check
U
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
stacked
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
U
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
guarding
U
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guards
U
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
guard
U
چرم یا زه در قسمتی از چوب بازی لاکراس غلطاندن گوی به جلو یار برای محافظت ان از گوی حریف
side sweep and over under
U
گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
face off
U
رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
invaders
U
مهاجم
striker
U
مهاجم
strikers
U
مهاجم
close attack
U
سه مهاجم
frontcourt man
U
مهاجم
aggressor
U
مهاجم
postmen
U
مهاجم
forwarded
U
مهاجم
raiders
U
مهاجم
postman
U
مهاجم
invader
U
مهاجم
raider
U
مهاجم
forward
U
مهاجم
offensives
U
مهاجم
offensive
<adj.>
U
مهاجم
attacking
[style of play, player]
<adj.>
U
مهاجم
attackers
U
مهاجم
attacker
U
مهاجم
infestant
U
مهاجم
aggressors
U
مهاجم
hustled
U
فریفتن
decoy
U
فریفتن
decoyed
U
فریفتن
intriguing
U
فریفتن
deceiving
U
فریفتن
eucher
U
فریفتن
hustle
U
فریفتن
ensorcel
U
فریفتن
to lead up the garden
U
فریفتن
string along
<idiom>
U
فریفتن
enchant
U
فریفتن
decoying
U
فریفتن
seducing
U
فریفتن
seduces
U
فریفتن
captivate
U
فریفتن
captivated
U
فریفتن
seduced
U
فریفتن
captivates
U
فریفتن
seduce
U
فریفتن
hustling
U
فریفتن
hustles
U
فریفتن
ensorcel
[American]
[literary]
U
فریفتن
skunk
U
فریفتن
bewitch
U
فریفتن
becharm
U
فریفتن
hornswoggle
U
فریفتن
decoys
U
فریفتن
skunks
U
فریفتن
hoodwink
U
فریفتن
tempt
U
فریفتن
deceive
U
فریفتن
practice deceit
[American]
U
فریفتن
practise deceit
[British]
U
فریفتن
intrigue
U
فریفتن
bewitches
U
فریفتن
bewitched
U
فریفتن
deceived
U
فریفتن
bewitch
U
فریفتن
intrigues
U
فریفتن
tempts
U
فریفتن
tempted
U
فریفتن
hocus
U
فریفتن
befool
U
فریفتن
entices
U
فریفتن
deceives
U
فریفتن
baffle
U
فریفتن
fool
U
فریفتن
mislead
U
فریفتن
mystify
U
فریفتن
beguile
U
فریفتن
delude
U
فریفتن
fob
U
فریفتن
entice
U
فریفتن
bluff
U
فریفتن
enticed
U
فریفتن
ensorcell
[literary]
U
فریفتن
flanker
U
مهاجم جناح
dodger
U
مهاجم گریزنده
breaking pass
U
پاس به مهاجم
dedger
U
مهاجم گریزنده
dodgers
U
مهاجم گریزنده
aggressive
U
مهاجم پرپشتکار
aggressive
U
حمله ور مهاجم
trailers
U
پشتیبان مهاجم
trailer
U
پشتیبان مهاجم
unmarked
U
مهاجم مهارنشده
third home
U
بازیگر مهاجم
cough up
U
لو رفتن توپ مهاجم
illegal procedure
U
خطای تیم مهاجم
flanker
U
بازیگر مهاجم در جناح
invader
U
مهاجم حمله کننده
double up
U
مراقبت از مهاجم با دو مدافع
loose forward
U
مهاجم تک رو پشت خط تجمع
invaders
U
مهاجم حمله کننده
doodle
U
فریفتن سروصدا کردن
enchants
U
مسحور شدن فریفتن
inveigles
U
فریفتن سرگرم کردن
inveigle
U
فریفتن سرگرم کردن
enchant
U
مسحور شدن فریفتن
inveigled
U
فریفتن سرگرم کردن
inveigling
U
فریفتن سرگرم کردن
charm
U
مسحور کردن فریفتن
intrigue
U
توط ئه چیدن فریفتن
lures
U
فریفتن اغوا کردن
doodles
U
فریفتن سروصدا کردن
lured
U
فریفتن اغوا کردن
intrigues
U
توط ئه چیدن فریفتن
luring
U
فریفتن اغوا کردن
intriguing
U
توط ئه چیدن فریفتن
lure
U
فریفتن اغوا کردن
hocus
U
فریب دهنده فریفتن
doodling
U
فریفتن سروصدا کردن
wile
U
بطمع انداختن فریفتن
doodled
U
فریفتن سروصدا کردن
prop forward
U
هرکدام ازدو مهاجم خط جلودرتجمع
horses
U
بازیگران قوی تیم مهاجم
weak safety
U
جلوگیری درزمین مهاجم درجبهه او
cross buck
U
حمله دو مهاجم بصورت متقاطع
sacking
U
حمله به مهاجم پشت خط تجمع
fudge
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudged
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudging
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
fudges
U
فریفتن اهسته حرکت کردن
cutoff block
U
سد کردن راه مدافع به وسیله مهاجم
inner
U
دو بازیگر مهاجم بین وسط وگوشها
have an angle
U
بریدن مسیر مهاجم بصورت اریب
jilt
U
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilted
U
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilts
U
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilting
U
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
tight end
U
مهاجم گوش مامور سد کردن و دریافت توپ
pass cut
U
روش گریختن مهاجم بی گوی از چند مدافع
beat up
U
شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
beat-up
U
شیرجه واپیمای مهاجم ونزدیک شدن ان بهدف
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com