Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
protected location
U
مکان حفافت شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
splash proof enclosure
U
حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
barnstorm
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed
U
مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
left shift
U
تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
cross hairs
U
دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
peeks
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeked
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peek
U
فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
displacement
U
اختلاف مکان تغییر مکان
move
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moves
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moved
U
کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
cycle
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled
U
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
angular travel
U
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
migration
U
نقل مکان نقل مکان کردن
security
U
حفافت
egis
U
حفافت
conservation
U
حفافت
safe guard
U
حفافت
safekeeping
U
حفافت
protection
U
حفافت
custody
U
حفافت
preservation
U
حفافت
cell protection
U
حفافت سل
data protection
U
حفافت داده ها
file protection
U
حفافت پرونده
conservable
U
قابل حفافت
file protection
U
حفافت فایل
shields
U
حفافت کردن
data encryption
U
حفافت داده
shield
U
حفافت کردن
degree of protection
U
میزان حفافت
collective protection
U
حفافت جمعی
collective protection
U
حفافت گروهی
guarding
U
حفافت کردن
guards
U
حفافت کردن
format
U
حفافت حافظه و..
anodic protection
U
حفافت اندی
protects
U
حفافت کردن
protecting
U
حفافت کردن
guard
U
حفافت کردن
formats
U
حفافت حافظه و..
safeguards
U
حفافت کردن
cathode protection
U
حفافت کاتدی
block protection
U
حفافت بلوک
armor protection
U
حفافت زرهی
anti skid protection
U
حفافت از لغزش
shielded
U
حفافت شده
maintenance
U
حفافت کردن
safeguard
U
حفافت کردن
safeguarded
U
حفافت کردن
safeguarding
U
حفافت کردن
protect
U
حفافت کردن
memory protection
U
حفافت حافظه
storage protection
U
حفافت انباره
soil conservation
U
حفافت خاک
protect by fuse
U
حفافت با فیوز
self protection
U
حفافت از خود
safety gap
U
دهانه حفافت
protection ring
U
حلقه حفافت
overcurrent device
U
دستگاه حفافت
protection level
U
سطح حفافت
protection key
کلید حفافت
physical security
U
حفافت تاسیسات
safe keeping
U
حفافت توجه
line differential protection
U
حفافت دیفرانسیلی خط
storage protection
U
حفافت حافظه
protection
U
عمل حفافت
system security
U
حفافت سیستم
x ray protection
U
حفافت رونتگن
impedance protection
U
حفافت امپدانس
flood protection
U
حفافت در مقابل طغیان
anticorrosive protection
U
حفافت در برابر خوردگی
write protect ring
U
حلقه حفافت از نوشتن
protecting ring
U
حلقه حفافت کننده
drip proof enclosure
U
حفافت در مقابل ریزش اب
protected field
U
میدان حفافت شده
ward
U
محجور حفافت بخش
wards
U
محجور حفافت بخش
keep
U
حفافت امانت داری
keeps
U
حفافت امانت داری
protective fire
U
اتشهای حفافت کننده
positional protection device
U
دستگاه حفافت درگاه
unprotected field
U
میدان حفافت نشده
shielding region
U
ناحیه حفافت کننده
to keep watch and ward
U
حفافت یادفاع کردن
software protection
U
حفافت نرم افزاری
high tension protection
U
حفافت فشار قوی
shield
U
حفافت کردن درمقابل
data encyption standard
U
استاندارد حفافت داده
cryptosecurity
U
حفافت مکاتبات رمزی
custody of goods
U
حفافت یا نگهداری کالا
insulation protection
U
حفافت عایق بندی
insulation against vibration
U
حفافت در برابر ارتعاش
distance protection
U
وسیله حفافت فاصله
conservation programs
U
برنامههای حفافت منابع
environmental conservation
U
حفافت محیط زیست
file protect ring
U
حلقه حفافت پرونده
file protect ring
U
حلقه حفافت فایل
cryptoguard
U
مسئول حفافت رمز
overload protection
U
حفافت بار زیاد
overvoltage protection
U
حفافت فشار زیاد
power system protection
U
حفافت سیستم قدرت
copy protection
U
حفافت دربرابر کپی
shields
U
حفافت کردن درمقابل
safeguarded
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarding
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
beaching
U
سنگ چینی جهت حفافت
safeguards
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
chemical security
U
حفافت برعلیه مواد شیمیایی
retention
U
حفافت توقیف بازداشت کردن
electronic security
U
رعایت حفافت ارتباط الکترونیکی
password protection
U
حفافت به کمک کلمه رمز
write protect disable
U
بی اثر کردن حفافت در برابرنوشتن
safeguard
U
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
degree of protection
U
میزان تامین درجه حفافت
acid vapor canister
U
ماسک حفافت در برابر بخاراسید
self protection
U
صیانت نفس حفافت از خود
subsidiaries
U
باقیمانده در محل برای حفافت
subsidiary
U
باقیمانده در محل برای حفافت
rust protection
U
حفافت در برابر زنگ زدگی
signal security
U
حفافت امور مخابراتی یا ارتباطات
sacristan
U
متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
bed pitching
U
سنگ چینی کف کانال جهت حفافت
write protect notch
U
شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
poached
U
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poaches
U
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
poach
U
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده
ppd
U
Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
troop safety
U
حفافت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمی
bank protection
U
حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
warned protected
U
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
illocal
U
بی مکان
stabilisers
U
مکان
locus
U
مکان
stead
U
مکان
stabilizer
U
مکان
there
U
ان مکان
place
U
جا مکان
site
U
مکان
sited
U
مکان
sites
U
مکان
locations
U
مکان
spots
U
مکان
purlieus
U
مکان جا
spot
U
مکان
place
U
مکان
places
U
جا مکان
places
U
مکان
placing
U
جا مکان
placing
U
مکان
spaces
U
مکان
space
U
مکان
part
U
مکان
location
U
مکان
protect
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
protects
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shared
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
blanketed
U
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
protecting
U
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shields
U
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
shield
U
حفافت سیگنال یا وسیله از واسط خارجی و ولتاژ آسیب رساننده
scribing
U
روش روکش کشیدن حروف یانوشتههای نقشه برای حفافت
blanket
U
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
share
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
shares
U
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
scalper
U
پوشش روی پا و سم عقبی برای حفافت از ضربه پای جلو
noises
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
blankets
U
لایهای از عایق حرارتی برای حفافت یک جزء یا قطعه معین
noise
U
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
print position
U
مکان چاپ
place of honor
U
مکان پر افتخار
moved
U
نقل مکان
place learning
U
مکان اموزی
change of place
U
تغییر مکان
moves
U
نقل مکان
locative
U
دال بر مکان
response position
U
مکان جواب
move
U
نقل مکان
public place
U
مکان عمومی
shift
U
تغییر مکان
nowhere
U
در هیچ مکان
place
U
مکان موقع
location counter
U
مکان شمار
left shift
U
تغییر مکان به چپ
shifts
U
تغییر مکان
placing
U
مکان موقع
otherwhere
U
در مکان دیگر
nowheres
U
در هیچ مکان
displaciment
U
تفاوت مکان
displaciment
U
تغییر مکان
displeacement of water
U
تغییر مکان اب
shifted
U
تغییر مکان
memory location
U
مکان حافظه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com