Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
innate releasing mechanism
U
مکانیسم راه اندازی فطری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
releasing mechanism
U
مکانیسم راه اندازی
servomechanism
U
مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
chemical horn
U
مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
native
U
فطری
inborn
U
فطری
inbred
U
فطری
naturals
U
فطری
natives
U
فطری
ocular
U
فطری
ingrown
U
فطری
innate
U
فطری
instinctive
U
فطری
natural
U
فطری
indigenous
U
مکنون فطری
cognation
U
قرابت فطری
nativism
U
فطری نگری
intrinsic function
U
تابع فطری
natural
U
ذاتی فطری
naturals
U
ذاتی فطری
acquisitiveness
U
طمع فطری
mechanism
U
مکانیسم
mechanisms
U
مکانیسم
dissociative mechanism
U
مکانیسم تفکیکی
counter mechanism
U
مکانیسم شمارشگر
print engine
U
مکانیسم چاپ
firing mechanism
U
مکانیسم اتش
feedback mechanism
U
مکانیسم بازخوری
associative mechanism
U
مکانیسم تجمعی
cintrol mechanism
U
مکانیسم کنترل
antisubmarine action
U
مکانیسم ضد زیردریایی
antifriction device
U
مکانیسم ضد اصطکاک
breech mechanism
U
مکانیسم کولاس
adjustment mechanism
U
مکانیسم سازگاری
delay arming
U
مکانیسم تاخیری
market mechanism
U
مکانیسم بازار
defense mechanism
U
مکانیسم دفاعی
combination influence
U
مکانیسم عامل مرکب
sour grapes mechanism
U
مکانیسم ناچیز انگاری
recoil mechanism
U
مکانیسم عقب نشینی
servomechanism
U
مکانیسم فرمان یار
electron transfer mechanism
U
مکانیسم انتقال الکترون
tractor feed mechanism
U
مکانیسم تغذیه تراکتوری
firing stop mechanism
U
مکانیسم ضامن اتش
firing mechanism
U
چاشنی مین مکانیسم تیراندازی
direct action
U
مکانیسم عمل مستقیم درماسوره ها
genetics
U
واختلاف موجودات و مکانیسم انان در اثر توارث بحث میکند نسل شناسی
sense probe
U
مکانیسم ورودی که نقاط حساس روی یک صفحه نمایش را فعال کرده و درنتیجه برای یک کامپیوترورودی تهیه کند
diving
U
اب اندازی
fillings
U
اب اندازی
arm wrestling
U
مچ اندازی
wrist wrestling
U
مچ اندازی
filling
U
اب اندازی
expectoration
U
تف اندازی
exspuition
U
تف اندازی
delivery groups
U
مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
bootstrap
U
خودراه اندازی
chrematistics
U
علم پس اندازی
cannonade
U
توپ اندازی
cannonry
U
توپ اندازی
supersedure
U
تعویق اندازی
start up
U
راه اندازی
lead work
U
جام اندازی
inbreak
U
دست اندازی
glaziery
U
جام اندازی
leg pull
U
دست اندازی
launghing
U
براه اندازی
extrajection
U
برون اندازی
molt
U
پوست اندازی
ejection
U
بیرون اندازی
ecdysis
U
پوست اندازی
actuation
U
بکار اندازی
dockage
U
حق بار اندازی
snash
U
دست اندازی
sortition
U
قرعه اندازی
sortition
U
پشک اندازی
lead work
U
شیشه اندازی
basket dam
U
بندسله اندازی
triggers
U
راه اندازی
sputtering
U
بیرون اندازی
gunfire
U
تیر اندازی
moulting
U
شاخ اندازی
boot
U
راه اندازی
moulting
U
پوست اندازی
abortions
U
بچه اندازی
abortion
بچه اندازی
firing
U
توپ اندازی
gunshot
U
تیر اندازی
encroachment
U
دست اندازی
encroachments
U
دست اندازی
trigger
U
راه اندازی
postponements
U
تاخیر اندازی
postponement
U
تاخیر اندازی
triggered
U
راه اندازی
trap
U
در تله اندازی
shading
U
سایه اندازی
gunshots
U
تیر اندازی
trapping
U
در تله اندازی
triggering
U
راه اندازی
trapping
U
بدام اندازی
contortion
U
ازشکل اندازی
contortions
U
ازشکل اندازی
starting
U
راه اندازی
starting power
U
قدرت راه اندازی
boot
U
خود راه اندازی
starting torque
U
کشتاور راه اندازی
starting power
U
توانایی راه اندازی
reboot
U
راه اندازی مجدد
starting time
U
زمان راه اندازی
upcast
U
بالا اندازی تاه کش
starting procese
U
فرایند راه اندازی
operating handle
U
دستگیره راه اندازی
to load off
U
بار اندازی کردن
to lay a wager
U
دست اندازی کردن
to set intrigues on foot
U
پشت سر هم اندازی کردن
start button
U
تکمه راه اندازی
start up disk
U
دیسک راه اندازی
soft start
U
راه اندازی نرم
starting current
U
جریان راه اندازی
starting lever
U
اهرم راه اندازی
skish
U
مسابقه قلاب اندازی
shadow ball
U
تمرین گوی اندازی
starting motor
U
موتور راه اندازی
tournament casting
U
مسابقه قلاب اندازی
starting position
U
وضعیت راه اندازی
self assertion
U
خودرا جلو اندازی
encroach
U
دست اندازی کردن
cockfight
U
جنگ اندازی خروس ها
reset
U
راه اندازی مجدد
gabion
U
سله اندازی گابیون
resets
U
راه اندازی مجدد
encroach
U
دست اندازی کردن
impinge
U
دست اندازی کردن
driver
U
برنامه راه اندازی
drivers
U
برنامه راه اندازی
boot record
U
رکورد راه اندازی
casting
U
روش قلاب اندازی
cockfights
U
جنگ اندازی خروس ها
cold boot
U
راه اندازی سرد
drainage
U
خشک اندازی فاضلاب
ectuating switch
U
سوئیچ راه اندازی
attemptable
U
قابل دست اندازی
igniter switch
U
کلید راه اندازی
encroaches
U
دست اندازی کردن
encroached
U
دست اندازی کردن
sagittary
U
سهمی وابسته به تیر اندازی
system reset
U
راه اندازی مجدد سیستم
drayage
U
هزینه بارگیری وبار اندازی
device driver
U
برنامه راه اندازی دستگاه
surf cast
U
قلاب اندازی از ساحل در موج
master boot record
U
رکورد راه اندازی اصلی
starting winding
U
سیم پیچی راه اندازی
cranking capacity of battery
U
فرفیت راه اندازی باتری
glazing
U
شیشه بری جام اندازی
cold starting
U
راه اندازی در حالت سرد
offhand position
U
حالت ایستاده در تیر اندازی
actuator
U
محرک بازوی عامل مکانیسم عامل
outfoxing
U
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
instant start lamp
U
لامپ با راه اندازی در حالت سرد
outfoxed
U
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
centrifugal starting switch
U
سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
hardware reset
U
باز راه اندازی سخت افزاری
grid current starting point
U
نقطه راه اندازی جریان شبکه
pie alley
U
مسیر اسان برای گوی اندازی
outfoxes
U
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
to bring a bout by intrigue
U
بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
navy yard
U
محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
outfox
U
در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
dartboard
U
صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
surfcasting rod
U
چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
skipped
U
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skips
U
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
dartboards
U
صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
offense
U
توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
skip
U
ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
to take a pot shot
[pot shots]
at somebody
[something]
U
به کسی
[چیزی]
مثل دیوانه ها تیر اندازی کردن
gun-loop
U
[دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
sysop
U
فردی که تابلوی اعلانات الکترونیکی را راه اندازی میکند سیساپ
poker work
U
نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
pyrography
U
نقشه اندازی روی چوب بوسیله سوزندان ان با داغ اهن
combined influence mine
U
مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
air man
U
کشی که کارش بنحوی باپرواز تعمیر یا راه اندازی هواپیما مربوط میشود
practice plug
U
وسیله کوچک پلاستیکی یالاستیکی شبیه طعمه ولی بدون قلاب برای تمرین یامسابقه نخ اندازی
compressor bleed air
U
هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
warm boot
U
فرایند فریب دادن کامپیوتر بااین تفکر که برق ان با وجودروشن بودن خاموش شده است راه اندازی گرم
resets
U
سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
reset
U
سیگنال الکتریکی که سیستم رابه وضعیت اولیه برمی گرداندوقتی که روشن شده بودونیازبه راه اندازی مجدد دارد
seamer
U
توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
seam bowler
U
توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
swing bowler
U
توپ اندازی که از پرتاب توپ با حرکات قوسی اش استفاده میکند
To quibble and equivocate.
U
پشت هم اندازی کردن ( طفره رفتن ،دوپهلو صحبت کردن )
boot
U
اولین شیار دیسک راه اندازی روی فلاپی دیسک سازگار IBM
machined
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machine
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
machines
U
کامپیوتری که حاوی کمترین کد ROM است تا سیستم را ازدیسک راه اندازی کند. هر زبان مورد نیاز باید جداگانه بار شود
icos
U
System OutputControl/Input مجموعه استانداردی از روالهای ورودی و خروخی که برای راه اندازی و کنترل فرایندورودی و خروجی طراحی شده است
kilim
[glim]
U
گلیم
[زیر اندازی ساده از پشم گوسفند یا بز که پرز نداشته و پود نما است و رنگ آمیزی و نقشه آن با استفاده از پودهای رنگی تعیین می شود.]
market socialism
U
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
spin bowler
U
توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com