Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
power traverse
U
مکانیسم حرکت سمت برقی دستگاه برقی حرکت سمت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
oil gear
U
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
vacuumed
U
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuuming
U
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuum
U
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuums
U
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
three unit electrical system
U
دستگاه سه برقی
power
U
دستگاه برقی
electric machine
U
دستگاه برقی
two unit system
U
دستگاه دو برقی
powers
U
دستگاه برقی
powered
U
دستگاه برقی
powering
U
دستگاه برقی
utensil socket
[پریز دستگاه برقی]
telpherage
U
استفاده از دستگاه نقاله برقی
pickup
U
دستگاه برقی ناقل صدای گرامافون
electrocardiograph
U
دستگاه برقی ضربان نگارقلب تپش نگار
sleigh
U
درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
sleighs
U
درشکه برقی دستگاه کشوی عاید و دافع
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
elevating mechanism
U
دستگاه حرکت ارتفاع
elevating mechanism
U
دستگاه حرکت در ارتفاع
drags
U
عمل حرکت دستگاه OUSE
stroboscope
U
دستگاه حرکت نما استروبوسکوپ
direction indicator
U
دستگاه نشاندهنده جهت حرکت
drag
U
عمل حرکت دستگاه OUSE
dragged
U
عمل حرکت دستگاه OUSE
dash pot
U
دستگاه کند کننده حرکت میراگر
course recorder
U
دستگاه ثبت کننده مسیر حرکت
barometric altimeter reversionary
U
دستگاه ضد حرکت عقربه ارتفاع سنج
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
windage
U
پیچ خوردگی حرکت دادن دستگاه درجه درسمت
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
powered
U
برقی
power
U
برقی
before you know it
U
برقی
electricians mate
U
برقی
galvanic
U
برقی
powering
U
برقی
electric
U
برقی
powers
U
برقی
electrical
U
برقی
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
element
U
سازه برقی
trams
U
واگن برقی
escalator
U
پله برقی
electroreceptive device
U
وسیله برقی
tram
U
واگن برقی
escalator
U
پله برقی
trolleys
U
واگن برقی
before you can say knife
U
برقی ناگهان
powers
U
توان برقی
powering
U
توان برقی
all electric
U
تماما"برقی
receiving apparatus
U
وسیله برقی
current consuming device
U
وسیله برقی
elements
U
سازه برقی
power
U
توان برقی
powered
U
توان برقی
trolley
U
واگن برقی
vulcanizer
U
جوشکار برقی
trolley bus
U
اتوبوس برقی
vulcanization
U
جوش برقی
dual ignition
U
احتراق دو برقی
non electric
U
غیر برقی
electrothermal printer
U
چاپگرحرارتی برقی
electrotherapeutics
U
درمان برقی
electropathy
U
معالجه برقی
electromotor
U
موتور برقی
electrometallurgy
U
متالورژی برقی
thermoelectric
U
دما برقی
thermistor
U
رزیستور برقی
electromagnet
U
اهنربای برقی
electrochemical
U
برقی- شیمیایی
electrise
U
برقی کردن
electrical sheet
U
ورقهای برقی
electrical shant
U
مهار برقی
electrical series
U
زوجهای برقی
electrical resistance
U
مقاومت برقی
electrical induction
U
القای برقی
electrotype
U
چاپ برقی
appliance
U
وسیله برقی
power blower
U
دمنده برقی
power turret
U
برجک برقی
gymnotus
U
مارماهی برقی
frigidaire
U
یخچال برقی
foud royant a
U
سکته برقی
single ignition
U
احتراق تک برقی
escalators
U
پله برقی
moving staircase
U
پله برقی
eletro luminescence
U
لومینسانس برقی
electrotype
U
قالب برقی
appliances
U
وسیله برقی
trolley buses
U
اتوبوس برقی
electrical energy
U
انرژی برقی
electrical discharge
U
تخلیه برقی
electric spectrum
U
طیف برقی
electric soldering iron
U
هویه برقی
electric power
U
توان برقی
electric light
U
روشنایی برقی
electric iron
U
اطو برقی
electric cushion
U
بالش برقی
electric current
U
جریان برقی
electric cleaner
U
جارو برقی
electric charge
U
بار برقی
electric candle
U
شمع برقی
electric brake
U
ترمز برقی
electric arch
U
قوس برقی
electric amalgam
U
ملغمه برقی
electric , drill
U
مته برقی
electric fluid
U
سیال برقی
electric flux
U
شاره برقی
electrical conductor
U
رسانای برقی
electrical circuit
U
مدار برقی
electric welding
U
جوش برقی
electric welding
U
جوشکاری برقی
electric train
U
ترن برقی
electric train
U
قطار برقی
electric thermometer
U
دماسنج برقی
electric heater
U
بخاری برقی
triple ignition
U
احتراق سه برقی
trolley car
U
اتوبوس برقی
trolleybus
U
اتوبوس برقی
trolly
U
واگن برقی
electric furnace
U
بوته برقی
electric furnace
U
کوره برقی
dual magneto
U
مگنت دو برقی
electric shocks
U
ضربه برقی
electrifying
U
برقی کردن
power broom
U
جاروی برقی
electric shock
U
ضربه برقی
hot-plates
U
اجاق برقی
hot-plate
U
اجاق برقی
cable cars
U
تراموای برقی
moving staircase
U
پله برقی
electrifies
U
برقی کردن
hot plate
U
اجاق برقی
electrify
U
برقی کردن
hot seat
U
صندلی برقی
vacuum cleaner
U
جاروی برقی
chain saw
U
اره برقی
refrigerator
U
یخچال برقی
cable car
U
تراموای برقی
chain saws
U
اره برقی
electrified
U
برقی کردن
refrigerators
U
یخچال برقی
patent leather
U
چرم برقی
electrification
U
برقی کردن
moving stairway
U
پله برقی
thermoelectric
U
گرما برقی
vacuum cleaners
U
جاروی برقی
angle of depression
U
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
tram
[British E]
U
قطار برقی خیابان
electrical metallic tubing
U
لوله برقی فلزی
electric boiler
U
دیگ بخار برقی
electric typewriter
U
ماشین تحریر برقی
boring machine
U
مته برقی
[ابزار]
cable way
U
راه اهن برقی
ect
U
درمان با تشنج برقی
pull off
U
نیروی کشش برقی
metalize
U
جوشکاری برقی کردن
tramline
U
خط مخصوص واگن برقی
tramcar
[British E]
U
قطار برقی خیابان
galvanic skin response
U
پاسخ برقی پوست
three phase electric locomotive
U
لکوموتیو برقی سه فازه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com