Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
don't split hairs this much
<idiom>
U
مو را از ماست نکشید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
be your own worst enemy
<idiom>
U
از ماست که بر ماست
[کسی که به دست خودش برای خودش دردسر می تراشد.]
he would not accept less
U
نکشید یا نمیکشد
soon
U
قریبا طولی نکشید
soonest
U
قریبا طولی نکشید
it wasdone in no time
U
انجام این کار چندان طولی نکشید
whey
U
آب ماست
lappermilk
U
ماست
It is ours. It belongs to us.
U
از آن ماست
He is our man .
U
آدم ماست
snow job
U
ماست مالی
joint grass
U
علف ماست
yoghurt
U
ماست یوقورت
yogurt
U
ماست یوقورت
bedstraw
U
علف ماست
yoghourts
U
ماست یوقورت
yogurts
U
ماست یوقورت
rennet
U
مایه ماست
lady's bedstraw
U
علف ماست
cleavers
U
علف ماست
catchweed
U
علف ماست
goose grass
U
علف ماست
yoghurts
U
ماست یوقورت
his blood beon us
U
خونش به گردن ماست
sit idly by
<idiom>
U
عین ماست نشستن
It is to our credit.
U
باعث روسفیدی ماست
the sky is above us
آسمان بالای سر ماست
To whitewash . To do a perfunctory job. To do a patch - up of work.
U
ماست مالی کردن
To deliberately fudge the issue . To gloss it over .
U
موضوعی را ماست مالی کردن
She turned as pale as death .
U
رنگش مثل ماست سفید شد ( پرید )
To spilt hair . To make a fine distinction .
U
مورااز ماست کشیدن ( مو شکافی کردن )
You name it , weve got it.
U
از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال را داریم ( همه چیز )
To draw in ones houns . Toback down . To retreat.
U
ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
You name it . Everything under the sun .
U
از سفیدی ماست تا سیاهی ذغال ( از شیر مرغ تا جان آدمیزاد )
This knife is too blunt for words .
U
این چاقو ماست راهم نمی برد ( خیلی کند است )
marinate
U
[ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinade
U
[ترد کردن و طعم دارکردن گوشت با خیس کردن آن در ماست یا آب لیمو و غیره]
marinated
U
ترد کردن گوشت با خیس کردن ان در ماست یا اب لیمووغیره
marinating
U
ترد کردن گوشت با خیس کردن ان در ماست یا اب لیمووغیره
marinates
U
ترد کردن گوشت با خیس کردن ان در ماست یا اب لیمووغیره
marinate
U
ترد کردن گوشت با خیس کردن ان در ماست یا اب لیمووغیره
whitewash
U
سفید کاری کردن ماست مالی کردن
our neighbour door
U
کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com