English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 23 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
component U مولفه
components U مولفه
constituent U مولفه
constituents U مولفه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
d.c. component U مولفه دی سی
tangential component U مولفه مماسی
zero sequence component U مولفه همقطب
homopolar component U مولفه همقطب
discrete component U مولفه گسسته
components U مولفه بردار
component forces U نیروهای مولفه
active element U مولفه موثر
active component U مولفه موثر
component U مولفه بردار
component of a symmetrical system U مولفه دستگاه متوازن
wind component U مولفه مربوط به باد
imaginary part U مولفه موهومی [ریاضی]
out of phase component U مولفه بیرون از فاز
effective wind U مولفه باد موثر
populated board U یک تخته مدار چاپی که حاوی تمام مولفه ها الکترونیکی خود میباشد
rat's nest U یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
rubber banding U قابلیتی از CAD که به یک مولفه اجازه میدهد تا درطول صفحه نمایش بوسیله قلم الکترونیکی یا دستگاه ماوس به مکان مورد نظرکشیده شود
mttf U متوسط مدت زمانی که در ان سیستم یا مولفه سیستم بدون خطا کار کندFailure To Time ean
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com