English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
subject and predicate U موضوع و محمول
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pack artillery U توپخانه محمول با دواب توپخانه محمول توپخانه کوهستانی
packs U وسیله محمول
pack U محمول بادواب
pack U وسیله محمول
packs U محمول بادواب
airial U محمول هوایی
piggy back U توپ محمول
aerogun U توپ محمول با هواپیما
air cargo U بارهای محمول هوایی
airial division U لشگر محمول هوایی
aerial field artillery U توپخانه محمول هوایی
queue U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queueing U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queues U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access U فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread U این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
red herring U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings U شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition U موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
air infantry U پیاده نظام محمول هوایی
motorized U یکان موتوریزه محمول موتوری
air portable U قابل حمل به صورت محمول هوایی
words in contracts should U الفاظ عقود محمول است برمعانی عرفیه
reverses U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversing U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse U روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
circular U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars U فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
prima facie evidence U مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
propositioned U موضوع
subject U موضوع
matters U موضوع
subjected U موضوع
propositions U موضوع
propositioning U موضوع
afair U موضوع
themes U موضوع ها
topics U موضوع ها
subject [topic] U موضوع
topic U موضوع
proposition U موضوع
head U موضوع
plotless U بی موضوع
text U موضوع
texts U موضوع
motif U موضوع
subjecting U موضوع
motifs U موضوع
question U موضوع
questioned U موضوع
themes U موضوع
theme U موضوع
issue U موضوع
issued U موضوع
point U موضوع
matter U موضوع
issues U موضوع
subjects U موضوع
subjects U موضوع ها
mattering U موضوع
mattered U موضوع
questions U موضوع
indirect objects U موضوع
objects U موضوع
object U موضوع
objecting U موضوع
objected U موضوع
criteria U موضوع
topics U موضوع
direct objects U موضوع
topic U موضوع
issued U موضوع شماره
objecting U موضوع منظره
side issue U موضوع فرعی
objects U موضوع منظره
objective complement U مکمل موضوع
off the track U از موضوع پرت
universe of discourse U موضوع بحث
side issues U موضوع فرعی
problem U معما موضوع
out of question U خارج از موضوع
What's behind all this? U موضوع چه است؟
in question U موضوع بحث
privity U موضوع محرمانه
objected U موضوع منظره
subduce U موضوع کردن
res ipsa loquitur U موضوع گویاست
subject U شیی موضوع
subjecting U رعایا موضوع
direct objects U موضوع منظره
subject U رعایا موضوع
in contestation U موضوع بحث
subjected U رعایا موضوع
subjecting U شیی موضوع
side show U موضوع فرعی
sides of the question U اطراف موضوع
sign position U موضوع علامت
subject of debate U موضوع دعوی
subjected U شیی موضوع
object U موضوع منظره
recitation U تعریف موضوع
recitations U تعریف موضوع
subjects U رعایا موضوع
case U موضوع حالت
indirect objects U موضوع منظره
subjects U شیی موضوع
problems U معما موضوع
neither here nor there <idiom> U بیربط به موضوع
postulate U اصل موضوع
grievance U موضوع شکایت
cases U موضوع حالت
a horse of another colour [different colour] U موضوع علیحده
affaire d'honneur U موضوع شرافتی
fair game <idiom> U موضوع تهاجم
What gives? U موضوع چه است؟
not to point U بیرون از موضوع
postulated U اصل موضوع
at issue U موضوع بحث
postulating U اصل موضوع
decade U ده موضوع یا رویداد
decades U ده موضوع یا رویداد
business U موضوع تجارت
postulates U اصل موضوع
matter on hand U موضوع بحث
monomaniac U دیوانه یک موضوع
beside the question U خارج از موضوع
What is happening? U موضوع چه است؟
issued U موضوع دعوی
issues U موضوع شماره
lemma U مقدمه موضوع
issues U موضوع دعوی
subject matter U موضوع اصلی
irrelevant U خارج از موضوع
businesses U موضوع تجارت
What's the matter? U موضوع چیه؟
it is a question of money U موضوع بسته به
not to the point U خارج از موضوع
subject matter U مطلب موضوع
What is it all about ? U موضوع چیست ؟
What's wrong? U موضوع چه است؟
What's up? U موضوع چه است؟
What's going on? U موضوع چه است؟
What's on? U موضوع چه است؟
issue U موضوع شماره
What's cooking? U موضوع چه است؟
issue U موضوع دعوی
What is the matter? U موضوع چه است؟
object of worship U موضوع پرستش یاستایش
question in dispute U موضوع متنازع فیه
subjecting U مبحث موضوع مطالعه
remind me ofit U ان موضوع را بخاطرمن بیاورید
i a with you on that matter U من در ان موضوع با شماموافق هستم
reagent U موضوع ازمایش روانی
contested area U منطقه موضوع اختلاف
permit goods coveredby U کالای موضوع پروانه
subjects U مبحث موضوع مطالعه
donnee U موضوع داستان یا درام
at stake U نامعلوم موضوع بحث
matter in hand U موضوع مورد بحث
embroglio U گیر موضوع غامض
deviate from the main subject U از موضوع خارج شدن
obiter dictum U خارج از موضوع دعوی
it is a question of money U موضوع پول است
monographs U رساله درباره یک موضوع
lowdown <idiom> U لپ مطلب ،حقیقت موضوع
plot U موضوع اصلی توط ئه
plots U موضوع اصلی توط ئه
plotted U موضوع اصلی توط ئه
dawn on <idiom> U روشن شدن (موضوع)
That is beside the point. It is irrelevant ( inconsequential , immaterial ) . U ربطی به موضوع ندارد
The topic of our discussion . The subject of our talk (argument). U موضوع بحث وصحبت ما
The contrary was proved. U عکس موضوع ثابت شد
that is a matter of habit U موضوع عادت است
bet U موضوع شرط بندی
monograph U رساله درباره یک موضوع
red herring <idiom> U از موضوع اصلی دورکردن
It dawned on me. U بعدش من [آن موضوع را] فهمیدم.
It deals with ... U موضوع در باره ... است.
gambit U بذله موضوع بحث
gambits U بذله موضوع بحث
name of the game <idiom> U قسمت اصلی یک موضوع
bets U موضوع شرط بندی
there U دراین موضوع انجا
the matter is perplexed U موضوع درهم است
the matter in hand U موضوع مورد بحث
causes U موضوع منازع فیه
that is not the question U موضوع این نیست
contenting U موضوع یک برنامه یا متن
content U موضوع یک برنامه یا متن
causing U موضوع منازع فیه
cause U موضوع منازع فیه
stick to the point U از موضوع خارج نشوید
subjected U مبحث موضوع مطالعه
subject U مبحث موضوع مطالعه
thematic apperception test U ازمون اندریافت موضوع
the tax in question U مالیات موضوع بحث
topicality U موضوع موردبحث روز
vexata questio U موضوع متنازع فیه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com