English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
third base U موضع بازیکن برای دفاع منطقه دورپایگاه سوم دربازی بیس بال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
zone ride U کنار رفتن بعضی از بازیگران حریف برای دفاع از یک منطقه
cheats U موضع گرفتن در نقطه دوربرای دفاع
cheated U موضع گرفتن در نقطه دوربرای دفاع
cheat U موضع گرفتن در نقطه دوربرای دفاع
rubinstein variation U واریاسیون روبنشتاین دربازی چهار اسب در دفاع فرانسوی دردفاع نیمزو هندی و دردفاع تاراش
defensive U منطقه دفاع
drop off U دفاع بیرون از منطقه خود
staging area U منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
pockets U کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket U کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
position light U علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
stymies U توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر
stymie U توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر
stymied U توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر
stymieing U توپ گلف یک بازیکن در جلو توپ بازیکن دیگر
demolition target U منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
block the plate U موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
round robin (tournament or contest) <idiom> U بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
in self defence U برای دفاع
back checker U بازگشته برای دفاع
cheats U موضعگیری برای دفاع
cheat U موضعگیری برای دفاع
cheated U موضعگیری برای دفاع
in defence of somebody [something] U برای دفاع از کسی [چیزی]
dan U درجه 1 تا 01 برای مهارت در دفاع
on guard U اماده برای دفاع باشید
to stand in the gap U برای دفاع اماده بودن
box defence U تشکیل یک مربع برای دفاع ازدروازه
forcing U تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces U تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
force U تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
flying ban [in an area] U قدغن پرواز [برای منطقه ای]
ban from flying U قدغن پرواز [برای منطقه ای]
drop zone U منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
convoys U کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoy U کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
slots U منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slot U منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slotting U منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
woodlot U منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان
When compared to other countries around the world, Britain spends little on defence. U در مقایسه با کشورهای دیگر در سراسر جهان بریتانیا کم برای دفاع خرج می کند.
break out U نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
assumed position U موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
samisch variation U واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
tees U منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teeing U منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teed U منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
tee U منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
russian defence U دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
schleman defence U دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
play club U دربازی گلف چوگان
To dodge . To duck. U جاخالی دادن (دربازی )
damage area U منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
handicaps U امتیاز به طرف ضعیف دربازی
handicap U امتیاز به طرف ضعیف دربازی
submarine havens U منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
chip U مهرهای که دربازی نشان بردوباخت است
dabster U کسیکه دربازی یاکارهای دیگرزبردست است
chips U مهرهای که دربازی نشان بردوباخت است
diver's flag U پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
crosse U چوگان پهنی که دربازی گلف بکار میرود
fieldsman U کسیکه دربازی توپ رانگاه داشته برمیگرداند
sanctuaries U منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary U منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
landing area U منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
service area U منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
airspace reservation U منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
area of military significant fallout U منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
run up area U منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
gamester U بازیکن
spielers U بازیکن ها
gamers U بازیکن ها
player U بازیکن
players U بازیکن ها
gamer U بازیکن
player U بازیکن
spieler U بازیکن
gamesters U بازیکن ها
pit U منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
pits U منطقه خارج ازمسیر برای رسیدگی به انها که ضمن مسابقه اتومبیل رانی به کمک نیازدارند شکاف عمودی درکوه
polynia U منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
prohibited area U منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
leave area U منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
haven submarine U منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
grid zone U منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
halfback U بازیکن میانه
halfback U میان بازیکن
linksman U گلف بازیکن
linemen U بازیکن خط جلو
lineman U بازیکن خط جلو
cf U بازیکن مرکز
quiot U حلقه یاصفحه اهنی که دربازی پرت میکنند تاروی میخی بیفتد
seeded U بازیکن سابقه دار
player U هنرپیشه بازیکن ورزشی
concentration area U منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
area oriented U بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
skid row <idiom> U منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
alleys U حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alley U حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
jack pot U دربازی پوکر) پول میان که بازی کردن دست رامنوط بداشتن ....میسازد
alleyways U حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
reflight U پرواز مجدد روی منطقه عکاسی شده برای تجدیدعکسبرداری از نقاطی که دردور اول حذف شده اند
quarterbacks U بازیکن خط حمله کارفرمایی کردن
quarterback U بازیکن خط حمله کارفرمایی کردن
singleton U ورقی که در دست بازیکن نظیری ندارد
shortstop U موقعیت بازیکن مدافع در داخل میدان
fielder U بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
sector U منطقه عمل منطقه مسئولیت
sectors U منطقه عمل منطقه مسئولیت
kill area U منطقه خطر منطقه تلفات
remoter U خارج از منطقه منطقه دورافتاده
zone of fire U منطقه اتش منطقه تیراندازی
remote U خارج از منطقه منطقه دورافتاده
combat zone U منطقه رزمی منطقه نبرد
remotest U خارج از منطقه منطقه دورافتاده
crossing area U منطقه گذار منطقه پایاب
tropopause U منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
losing game U بازی که باخت ان حتمی مینماید و خلق بازیکن را تنگ میکند
holding area U منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
ranging U تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
motif U گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
nsfnet U یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
defense system aquisition U سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
one on one U دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense U دفاع وزارت دفاع
secondary landing U منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
clandestine assembly area U منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
comparative cover U پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
axial route U مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
line crosser U فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
following my lead U یک جور بازی که هر بازیکن را وادار میکنند هرکاری که استاد کرد او نیز بکند
Lets play that again . قبول ندارم. [قبول نیست دربازی وغیره ]
self defense U دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
demilitarization U تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
demolition guard U نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
defense coastal area U منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
airspace prohibited area U منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
separation zone U منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
launching area U منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
sweep U تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
island bases U پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
spots U موضع
locality U موضع
lodgment or lodge U موضع
lodgment U موضع
locations U موضع
site U موضع
sited U موضع
sites U موضع
position U موضع
attack position U موضع تک
emplacement U موضع
localities U موضع
spot U موضع
positioned U موضع
location U موضع
inposition U به موضع رفتن
emplacement U موضع گرفتن
turnabout U تغییر موضع
turnabouts U تغییر موضع
firing position U موضع تیر
secondary position U موضع فرعی
occupation of position U اشغال موضع
inposition U مستقر در موضع
lodgement U موضع گیری
block house U موضع مستحکم
blocking position U موضع سد کننده
assumed position U موضع فرضی
covered position U موضع پوشیده
secondary position U موضع یدکی
alternate position U موضع فرعی
alternate position U موضع یدکی
defense position U موضع دفاعی
defense position U موضع پدافندی
active site U موضع فعال
delay position U موضع تاخیری
deployment U موضع صف ارایی
lodgment U موضع گیری
supplemental U موضع تکمیلی
localization U موضع یابی
battle position U موضع نبرد
displacement U تغییر موضع
primary position U موضع اصلی
primary position U موضع ابتدایی
rendezvous area U موضع انتظار
supplementary position U موضع تکمیلی
the seat of pain U موضع درد
supplementary position U موضع یدکی
spots U لکه موضع
spot U لکه موضع
punch position U موضع منگنه
positioned U وضعیت موضع
selection of position U انتخاب موضع
position U وضعیت موضع
locality U موضع مکان
localities U موضع مکان
stand U مکث موضع
key position U موضع حساس و مهم
switch position U موضع رابط دفاعی
confirmed location U موضع تایید شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com