English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 177 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
normal shock wave U موج ضربهای عمود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
impact ionization U ایونیزاسیون ضربهای یونیزاسیون ضربهای
impluse level U سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
tricrotism U نبض سه ضربهای ضربان نبض بطور سه ضربهای
perpendecular U عمود
tate U عمود
perpendicular U عمود
normal U عمود
perpendicular [to] <adj.> U عمود [بر]
vertically U بطور عمود
normal vector U بردار عمود
barbacan U دو برج عمود
barbican U دو برج عمود
tate zuki U ضربه عمود مشت
cross-banded U [روکشی با تارهای عمود]
staple U عمود چهارپایه تخت
stapled U عمود چهارپایه تخت
stapling U عمود چهارپایه تخت
athwart U عمود به خط میتنی قایق
abeam U امتداد عمود برمحور طولی
nadir U پای عمود نافر خط ندیر
orthogonal mesh reinforcement U شبکه ارماتور عمود برهم
batardeau U [دیوار عمود بر روی گودال یا چاله]
neotral position U وضع بدن عمود بر سطح مسیر
t position U حالت یک اسکیت عمود براسکیت دیگر
angle of incidence U زاویه بین شعاع تابش و عمود به صفحه
rotor incidence U زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
velocity gradiant U میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
x cut crystal U کریستالی که عمود بر محورایکس و بموازات محور سوم بریده شده است
branch cutoff U دیواری است که معمولا درجهت عمود بر دیوار سپری ساخته میشود
cam ground piston U پیستونی که قطر ان در امتدادموازی با انگشتی کمتر ازقطر ان در امتداد عمود برانگشتی باشد
deflection of vertical U اختلاف زاویهای در هر نقطه بین راستای شاقولی وراستای عمود بر کره مرجع
cross flow U دو سیال که بصورت عمود برهم جریان دارند و توسط ورقه نازکی از هم عایق شده اند
pitch control U کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
abeam U یاتاقانهایی که تحت زاویه 09یا 072 درجه بطور عمود برمحور طولی رسانگر قرارگرفته اند
posttraumatic U پس ضربهای
dicrotism U دو ضربهای
traumatic U ضربهای
kelly U قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
impluse exitation U تحریک ضربهای
impact exitation U تحریک ضربهای
implusing signal U سیگنال ضربهای
implusive excitation U تحریک ضربهای
ippon kumite U مبارزه تک ضربهای
impact force U نیروی ضربهای
shock excitation U تحریک ضربهای
impact load U بار ضربهای
impact printer U چاپگر ضربهای
impluse switch U کلید ضربهای
impluse sender U مولد ضربهای
impluse inertia U لختی ضربهای
impluse function U تابع ضربهای
impluse distortion U اعوجاج ضربهای
impluse detector U اشکارسازجریان ضربهای
impluse tachometer U تاکومتر ضربهای
impluse current U جریان ضربهای
impluse contact U کنتاکت ضربهای
impluse wave U موج ضربهای
impluse breakdown U شکست ضربهای
impulsive force U نیروی ضربهای
impluse generator U مولد ضربهای
impulse turbine U توربین ضربهای
impulse discharge U تخلیه ضربهای
impact strength U استحکام ضربهای
impluse switch U تکمه ضربهای
shock waves U موج ضربهای
percussion welding U جوشکاری ضربهای
pulsating load U بار ضربهای
whipping U حرکت ضربهای
strode analysis U تحلیل ضربهای
shock wave U موج ضربهای
detonations U انفجار ضربهای
detonation U انفجار ضربهای
australian crawl U کرال دو ضربهای
percussion press U پرس ضربهای
sambon kumite U مبارزه سه ضربهای
tricrotic U نبض سه ضربهای
impluse voltage U فشار ضربهای
drop test U ازمایش ضربهای
transient voltage U ولتاژ ضربهای
mach wave U موج ضربهای
batch mixer U مخلوط کن ضربهای
shock concrete U بتن ضربهای
partial products U حاصل ضربهای جز
gyro U برای نشان دادن یا اندازه گیری حرکت زاویهای پایه خودحول یک یا دو محور عمود برمحور دوران بهره میگیرد
wavelet U موج ضربهای کوچک
impluse voltage test U ازمایش فشار ضربهای
impluse test U ازمایش فشار ضربهای
impluse voltage cascade U ابشار فشار ضربهای
impluse turbine U توربین فشار ضربهای
tensile impact test U ازمایش کشش ضربهای
pusher type furnace U کوره نوع ضربهای
jia ippon kumite U مبارزه ازاد تک ضربهای
mach line U موج ضربهای ضعیف
oblique shock wave U موج ضربهای مایل
percussion riveter U پرچ کننده ضربهای
impluse withstand voltage U فشار ضربهای ایستا
pulsed resistance welding U جوشکاری مقاومتی ضربهای
jar ramming method U روش ضربهای قالبریزی
impluse voltage stress U تنش فشار ضربهای
impluse voltage generator U مولد فشار ضربهای
impluse voltage generation U تولید فشار ضربهای
impluse sound level U سطح صوت ضربهای
detached shock wave U موج ضربهای منفصل
impact crusher U سنگ شکن ضربهای
impact transducer U مبدل فرایندهای ضربهای
impluse breakdown voltage U فشار شکست ضربهای
daisy wheel printer U چاپگر اصلی ضربهای
joint U مفصل اتصال ضربهای
impluse circuit U مدار جریان ضربهای
impluse current generator U مولد جریان ضربهای
impluse protective level U سطح فشار ضربهای
bank shot U ضربهای که به دیوار بخورد و برگردد
counted U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
counting U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
tricrotic U ضربان نبض بطورسه ضربهای
hig low jack U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را جا می گذارد
counts U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
count U تعداد جریانهای ضربهای شمردن
impluse circuit U مدارایمپولز مدار فشار ضربهای
impluse response U رفتار در مقابل فشار ضربهای
impluse voltage test technipue U روش ازمایش فشار ضربهای
instantaneous short circuit current U جریان اتصال کوتاه ضربهای
impluse high tension generator U مولد فشار قوی ضربهای
big four U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
big ball U ضربهای در بولینگ که تمام میله ها را می اندازد
bedpost U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را بجا می گذارد
sour apple U ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
double pinochle U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
forcing shot U ضربهای که حریف را واداربه دفاع میکند
lets U ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
half worcester U ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 9 یا 2 و 8 را جامی گذارد
let U ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
letting U ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
lily U ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
initial alternating short circuit curren U جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
lenght U ضربهای که توپ روی دیوارعقب میافتد
light hit U ضربهای در بولینگ که تمام میله ها را نمیاندازد
do split U ضربهای در بولینگ که میله جلو و 7 یا 01 را جا می گذارد
lilies U ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
loft U ضربهای که گوی گلف را در مسیر منحنی بالامیبرد
lofts U ضربهای که گوی گلف را در مسیر منحنی بالامیبرد
single U ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
leg glance U ضربهای که توپ را مستقیما"به پشت توپزن می فرستد
keilo U ضربهای در کاراته بانوک انگشتان جمع شده
late cut U ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
bank shot U ضربهای که گوی بیلیارد به کناره میز بخورد
give a catch U زدن ضربهای که ممکن است بل گرفته شود
lip U ضربهای که به لبه سوراخ گلف برسد و در ان نیفتد
impluse voltage testing plant U ازمایشگاه فشار ضربهای تاسیسات ازمایش فشارضربهای
plan range U در شناسایی از روی عکس هوای فاصله افقی بین نقطه پای عمود هواپیما تا شیئی که روی زمین قرار گرفته است
jars U این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
deflections U ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
force U ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forces U ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forcing U ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
jar U این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
jarred U این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
deflection U ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
sidehiller U ضربهای که گوی از شیب درچمن نرم سرازیر میشود
blocking U گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
maximum asymmetric three phase U current short-circuit جریان اتصال کوتاه ضربهای سه فازه
drags U ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
drag U ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
dragged U ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
draw U ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
draws U ضربهای که باعث برگشتن گوی بیلیاردپس از برخورد میشود حذف اسب از دور مسابقه کشیدن زه
diamonds U شکل موجهای ضربهای که معمولا در جریان خروجی راکتها بصورت لوزیهای پشت سر هم قابل مشاهده است
bow wave U موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
grinning [cornrowing] U [راه راه شدن پرزها بخاطر رفت و شد زیاد روی فرش که پرزها بصورت شیارهای باریک در جهت عمود با ترافیک روی فرش قرار می گیرند.]
corn-rowing [grinning] U راه راه شدن پرزها بخاطر رفت و شد زیاد روی فرش که پرزها بصورت شیارهای باریک در جهت عمود با ترافیک روی فرش قرار می گیرند
oddest U ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odder U ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
odd U ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند
jack hammer U مته ضربهای مته چکشی
unstart U انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
christmass tree U ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com