English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to break a way U موانع را ازراه خودبرداشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
appropriating U برای خودبرداشتن
appropriates U برای خودبرداشتن
appropriated U برای خودبرداشتن
appropriate U برای خودبرداشتن
to buy in U برای خودبرداشتن
entrammel U موانع
trade barriers U موانع تجاری
barrier tactics U فن استفاده از موانع
economic friction U موانع اقتصادی
impedimenta U موانع قانونی
impeachments of inheritance U موانع ارث
impeachments to marriage U موانع نکاح
obstacle course U میدان موانع
barrier plan U طرح موانع
impediments to inheritance U موانع ارث
impediments to marriage U موانع نکاح
the impediment of a road U موانع جاده
barrier patrol U گشتی مامور موانع
barrier tactics U تاکتیک تهیه موانع
barrier spacing U فاصله بین موانع
obstacle race U مسابقه دو با پرش موانع
reduction of road U از بین بردن موانع جاده
roundness U از بین بردن موانع جاده
the hurdles U اسپ دوانی با پرش از موانع
hurdle race U اسب دوانی با پرش از موانع
To sweep the board . U کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
barrier material U مواد لازم برای ساختن موانع
obstruction guard U میله جلو لوکوموتیوکه موانع را از روی ریلهاپس میزند
wire roll U نوعی سیم خاردار تاشو برای ساختن موانع ضد مکانیزه
pervertible U ازراه در رو
algebraically U ازراه جبر
diagnostically U ازراه تشخیص
inferentially U ازراه استنباط
intuitively U ازراه برهانی
exegetically U ازراه تفسیر
foully U ازراه خیانت
intuitively U ازراه انتقال
offensively U ازراه تهاجم
inquiringly U ازراه استفسار
inquiringly U ازراه بازجویی
gymnastically U ازراه ورزش
heretically U ازراه رفض
demonstratively U ازراه اثبات
interposingly U ازراه مداخله
controversially U ازراه مباحثه
paraphrastically U ازراه تفسیر
posteriori U ازراه استقرار
by courtesy U ازراه التفات
by ear U ازراه گوش
encouragingly U ازراه تشویق
by sea U ازراه دریا
intuitively U ازراه کشف
catechist U ازراه پرسش
introspectively U ازراه خودنگری
interrogatively U ازراه پرسش
conjugally U ازراه زناشویی
by indirection U ازراه تقلب
inferentially U ازراه نتیجه گیری
ingratiatingly U ازراه خود شیرینی
hieroglyphically U ازراه تصویرنگاری بطورمرموزیاغیرخوانا
philosophically U ازراه حکمت دوستی
basophobia U هراس ازراه رفتن
catechization U ازراه سئوال وجواب
professionally U ازراه پیشه یاکسب
glozingly U ازراه عیب پوشی
foully U ازراه نادرستی بطورغیرعادلانه
polemically U ازراه مجادله یا سیتزه بطورمباحثه
gnosticize U ازراه عرفان تشریح کردن
withdrawals U تخلیه مواضع ازراه هوا
withdrawal U تخلیه مواضع ازراه هوا
long-distance U ازراه دور تلفن کردن
air movements U حرکت دادن ازراه هوا
rje U ورود برنامه ازراه دورEntry ob
long distance U ازراه دور تلفن کردن
endermic U ازراه پوستی از ورا پوست
concretionary U تشکیل شده ازراه تحجریاانجماد
debaueh U ازراه درکردن گمراه کردن
patronizingly U ازروی بزرگ منشی ازراه تشویق
telecommunications access method U روش دستیابی ارتباطات ازراه دور
demonstratively U با اقامه دلیل ازراه نشان دادن
intriguingly U با دوز و کلک ازراه عشقبازی نهانی
gamogenesis U زاد و ولد ازراه جفت گیری
refutation U اثبات اشتباه کسی ازراه استدلال
bobs U ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
bob U ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
impo U کاریکه بدانش اموزان ازراه تنبیه میدهند
bobbing U ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
parrotry U بازگویی سخن دیگران مانندطوطی یا ازراه چاپلوسی
parasyntheton U واژهای که ازراه اشتقاق وترکیب درست شود
catechetical U مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
break the bank <idiom> U بانک زدن (ازراه شرط بندی به پول زیاد رسیدن)
optophone U الت تبدیل روشنایی بصدابدانگونه که کوران موادچاپی را ازراه به گوش بخواند
sand crack U ترکی که ازراه رفتن روی ریگ گرم درپای انسان پیداشود
underwater demolition U تخریب ضدزیردریایی تخریب موانع زیرابی
structuralism U بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
remote control U کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com