Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Be carefull not to spI'll the food .
U
مواظب باش غذاهارانریزی زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Look out!
U
مواظب باش !
Take care of yourself!
U
مواظب خودت باش !
Mind what you're doing!
[Be careful!]
U
احتیاط کن
[مواظب باش ]
!
to watch children
U
مواظب بچه ها بودن
keep an eye on things.
U
مواظب جریان باش
Be careful !
U
احتیاط کن ( مواظب باش )!
Watch the child !
U
مواظب بچه باش !
to guard against danger
مواظب خطر بودن
Watch your health!
U
مواظب سلامتی خودت باش!
Be carful of your health .
U
متوجه ( مواظب ) سلامتت باش
Be careful not to burn the meat .
U
مواظب باش گوشت رانسوزانی
I've got to watch what I eat.
U
باید مواظب رژیمم باشم.
Be carfull not to breathe a word .
U
مواظب باش نفست درنیاید
Mind your head!
U
مواظب سرت باش!
[که به جایی نخورد]
Watch yourself up on the roof.
U
مواظب خودت روی پشت بام باش.
Could you watch my bag
[for me]
until I get back?
U
آیا می توانی مواظب کیف من باشی تا من بر گردم؟
I've got to watch what I eat.
U
من باید مواظب به آنچه می خورم باشم.
[که چاق نشوم]
Bye and take care of yourself!
[leaving phrase]
U
خداحافظ و مواظب خودت باش!
[عبارت هنگام ترک ]
ground return
U
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clown
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns
U
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
U
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
center field
U
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancake
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes
U
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
inductive earthing
U
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis
U
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
U
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
nap of the earth
U
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
honest john
U
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
U
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
geognosy
U
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian
U
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
U
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
perelotok
U
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
Can you watch the dog for us this weekend?
U
آیا شماها می توانید آخر این هفته مواظب این سگ باشید؟
sergeants
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant
U
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx
U
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain
U
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
to mind
U
مراقب بودن
[مواظب بودن]
[احتیاط کردن]
covenant runing with land
U
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
U
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse
U
نوعی موشک زمین به زمین
redstone
U
موشک زمین به زمین رداستون
pershing
U
موشک زمین به زمین پرشینگ
pervious ground
U
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere
U
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
contour flight
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john
U
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik
U
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
dropped
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
U
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
U
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point
U
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost
U
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
geomagnetism
U
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer
U
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
U
موشک زمین به زمین
ground resolution
U
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
U
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
U
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
surface to surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
U
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface
U
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile
U
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
earth
U
زمین
ground surface
U
کف زمین
earthing
U
زمین
soiling
U
زمین
soils
U
زمین
earths
U
زمین
globe
U
زمین
ground line
U
خط زمین
cinder track
U
زمین دو
graze
U
زمین
grazed
U
زمین
acres
U
زمین
tellus
U
زمین
norland
U
زمین
extra terrestrial
U
زمین
acre
U
زمین
this earthly round
U
زمین
soil
U
زمین
rooter
U
زمین کن
geodetically
U
زمین
grazes
U
زمین
grass roots
U
کف زمین
lackland
U
بی زمین
land n
U
زمین
land
U
زمین
cinder tracks
U
زمین دو
floor
U
کف زمین
floor
U
کف زمین
terrain
U
زمین
real estate
U
زمین
ground
U
زمین
ground
[British]
[floor]
U
کف زمین
aerospace
U
جو زمین
ground
U
: زمین
floored
U
کف زمین
floors
U
کف زمین
ground
U
کف زمین
domain
U
زمین
globes
U
زمین
field
U
زمین
fielded
U
زمین
fields
U
زمین
domains
U
زمین
speculation
U
زمین خواری
earthwards
U
سوی زمین
floors
U
محدوده زمین
floored
U
محدوده زمین
bogs
U
زمین باطلاقی
paralysis
U
زمین گیری
earthward
U
بطرف زمین
floor
U
محدوده زمین
ended
U
زمین حریف
earthwards
U
بطرف زمین
emblements
U
حاصل زمین
end
U
زمین حریف
feature line
U
خط عوارض زمین
field of play
U
زمین بازی
land tax
U
مالیات بر زمین
flat ground
U
زمین تخت
flat ground
U
زمین مسطح
foreland
U
زمین جلوامده
emblements
U
محصول زمین
crust
U
پوسته زمین
geochemistry
U
زمین شیمی
geodesy
U
زمین سنجی
elevated ground
U
زمین بلند
geology
U
زمین شناسی
ends
U
زمین حریف
geoid
U
زمین وار
soccer field
U
زمین فوتبال
ground conection
U
اتصال زمین
ground cushion
U
بالشتک زمین
geotherm
U
همدمای زمین
ground detector
U
تستر زمین
borderlands
U
زمین سرحدی
ground detector
U
اشکارساز زمین
borderland
U
زمین سرحدی
ground effect
U
اثر زمین
uplands
U
زمین کوهستانی
ground potential
U
پتانسیل زمین
uplands
U
زمین بلند
upland
U
زمین کوهستانی
ground wire
U
سیم زمین
grounding conductor
U
سیم زمین
ground zero
U
صفر زمین
grounding brush
U
زغال زمین
gridition
U
زمین فوتبال
gridiron
U
زمین فوتبال
greenside
U
در مجاورت زمین
geoid
U
زمین دیسه
geoisotherm
U
همدمای زمین
isogeotherm
U
همدمای زمین
geolatry
U
زمین پرستی
ground plate
U
صفحه زمین
bog
U
زمین باطلاقی
geosphere
U
زمین سپهر
geostrategy
U
زمین شناسی
lairds
U
صاحب زمین
geotaxis
U
زمین گرایی
geotropism
U
زمین گرایی
glebe
U
زمین وقف
glebe
U
زمین خاک
laird
U
صاحب زمین
graben
U
فرو زمین
groundskeeper
U
متصدی زمین
geological
U
زمین شناسی
cricket field
U
زمین کریکت
compartments of terrain
U
دهلیزهای زمین
collective land
U
زمین مشاع
abuttal
U
زمین مجاور
abuttals
U
زمین سرحدی
collctive land
U
زمین مشاع
abuttals
U
زمین همسایه
cohesive soil
U
زمین چسبناک
circumnavigate
U
زمین رادورزدن
change court
U
تعویض زمین
compartments of terrain
U
قسمتهایی از زمین
above the earth
U
در روی زمین
courtside
U
کنارههای زمین
core of the earth
U
هسته زمین
contour line
U
خط برجستگی زمین
earthquakes
U
زمین لرزه
above the earth
U
بالای زمین
continous earth
U
زمین دائمی
champaign
U
زمین مرتفع
certificate of land
U
قباله زمین
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com