Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
dump
U
موادی که موقتا برای استعمال انبارمیشود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blacktop
U
موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
copyrights
U
عمل مجلس برای تصویب قانون حق چاپ و کنترل کپیهای موادی که این حق را دارند
copyright
U
عمل مجلس برای تصویب قانون حق چاپ و کنترل کپیهای موادی که این حق را دارند
antihistamine
U
موادی که برای درمان حساسیت بکار رفته و باعث خنثی کردن اثر هیستامین دربافت ها می شوند
phonetician
U
متخصص استعمال علائم وحروف خاصی برای نشان دادن طرزتلفظ کلمات صوت شناس
smoke
U
استعمال دود استعمال دخانیات
smokes
U
استعمال دود استعمال دخانیات
euphemism
U
استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
euphemisms
U
استعمال کلمهء نیکو و مطلوبی برای موضوع یا کلمهء نامطلوبی
usages
U
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usage
U
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
radiologists
U
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
radiologist
U
متخصص استعمال پرتو رونتگن متخصص استعمال پرتومجهول
active material
U
موادی که خاصیت تجزیه دارند
ingesta
U
موادی که داخل بدن رفته
disuse
U
عدم استعمال ترک کردن ترک استعمال
amylose
U
موادی که از تجزیهء نشاسته بدست میایند بفرمول X
lipotropic
U
موادی که سبب دخول چربی در واکنشهای بدن میگردند
free issue materials
U
موادی که خریدار جهت تولیدکالای موردنیاز خود به سازنده میدهد
admixtures
U
موادی بجز سیمان شن ماسه و اب که گاهی به عنوان ماده کمکی به بتن اضافه میکنند
sojourn
U
موقتا"
provisionally
U
موقتا"
pro tempore
U
موقتا
protempore
U
موقتا
sojourns
U
موقتا"
temporalty
U
موقتا
temporarily
U
موقتا"
control rod
U
میله لوله یا صفحهای درهسته شناسی که حاوی موادی است که نوترونها رابسرعت جذب میکند
cryoelectronic storage
U
یک وسیله ذخیره شامل موادی که در دماهای بسیار پایین بعنوان هادیهای عالی عمل می کنند
protem
U
موقتا موقت
potential substitution
U
حالتی که یک کالا جانشین عینی نداردولی موادی وجود دارند که تحت شرایط خاص می توانندجانشین ان شوند
suspending
U
موقتا" تعطیل کردن
palliate
U
موقتا ارام کردن
suspends
U
موقتا" تعطیل کردن
to set aside
[temporarily]
U
[موقتا]
کنار گذاشتن
sojoiurn
U
موقتا اقامت کردن
sojourn
U
موقتا" اقامت کردن
sojourns
U
موقتا" اقامت کردن
suspend
U
موقتا" تعطیل کردن
to stay something
U
موقتا به تعویق انداختن
[قانون]
to stay something
U
موقتا معلق کردن
[قانون]
pause key
[کلیدی که موقتا فرآیند را قطع میکند]
recess
U
موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
recesses
U
موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
remittent
U
تخفیف یابنده موقتا تسکین دهنده
pop down menu
U
که روی موادی که روی صفحه وجود دارند نشان داده میشود
supporting goods
U
موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
to fall over
[computer, programme, ...]
U
[موقتا]
کار نکردن
[دستگاهی یا برنامه ای و غیره]
to take a recess
U
موقتا دست از کار کشیدن تنفس کردن
MBR
U
ثباتی در CPU که موقتا تمام ورودی- خروجی ها را بافر میکند
fusible link
U
اتصال کوچک در یک PLA که میتواند وسیله را موقتا به برنامه وصل کند
pla
U
CI که موقتا برنامه ریزی میشود تا عملیات منط قی روی داده انجام دهد
applications
U
استعمال
application
U
استعمال
employment
U
استعمال
expenditure
U
استعمال
use
U
استعمال
uses
U
استعمال
use value
U
ارزش استعمال
disuse
U
عدم استعمال
user cost
U
هزینه استعمال
apply
U
استعمال کردن
nicotian
U
دود استعمال کن
graphics
U
فن استعمال نمودار
misapplication
U
سوء استعمال
bilingualism
U
استعمال دوزبان
maltreatment
U
سوء استعمال
bilinguality
U
استعمال دوزبان
abuse
U
بد استعمال کردن
unworn
U
استعمال نشده
misapplication
U
استعمال بیجا
telescopy
U
فن استعمال دوربین
law of use
U
قانون استعمال
applying
U
استعمال کردن
applies
U
استعمال کردن
misusage
U
سوء استعمال
abuse
U
سوء استعمال
usages
U
نحوه استعمال
abusive
U
سوء استعمال
abusing
U
سوء استعمال
employs
U
استعمال کردن
ill usage
U
سوء استعمال
desuetude
U
عدم استعمال
overuse
U
استعمال مفرط
cranage
U
استعمال جرثقیل
exercises
U
استعمال کردن
exercised
U
استعمال کردن
usage
U
نحوه استعمال
exercise
U
استعمال کردن
ill use
U
بد استعمال کردن
usages
U
عرف استعمال
using
U
استعمال مصرف
abusing
U
بد استعمال کردن
employing
U
استعمال کردن
employ
U
استعمال کردن
abused
U
سوء استعمال
smoking
U
استعمال دخانیات
application
U
موارد استعمال
value in use
U
ارزش استعمال
usage
U
عرف استعمال
tutoyer
U
استعمال کردن
abused
U
بد استعمال کردن
employed
U
استعمال کردن
riflery
U
استعمال تفنگ
applications
U
موارد استعمال
use
U
استعمال مصرف
uses
U
استعمال مصرف
abuses
U
سوء استعمال
overkill
U
استعمال بیش از حد
abuses
U
بد استعمال کردن
twelve tables
U
الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
mitering
U
استعمال تاج اسقفی
mitring
U
استعمال تاج اسقفی
malapropism
U
سوء استعمال کلمات
catachresis
U
استعمال غلط کلمه
outward application
U
استعمال برونی یا خارجی
no smoking allowed
U
استعمال دخانیان ممنوع
law of disuse
U
قانون عدم استعمال
dosages
U
مقدار استعمال دارو
users
U
استعمال کننده کاربر
nicotian
U
استعمال کننده دخانیات
user
U
استعمال کننده کاربر
The habit of smoking.
U
عادت به استعمال دخانیات
vernacularism
U
استعمال زبان محلی
dosage
U
مقدار استعمال دارو
instrumentation
U
تنظیم اهنگ استعمال الت
symbolization
U
استعمال علائم ونشانهای رمزی
periphrasis
U
استعمال واژه ها وعبارات زائد
telescopist
U
متخصص استعمال دوربینهای نجومی
oxymoron
U
استعمال کلمات مرکب متضاد
holophrastic
U
استعمال کننده کلمه قصار
abjectival use of a noun
U
استعمال اسمی به طور صفت
purism
U
افراط در استعمال صحیح الفاظ
sesquipedalian
U
معتاد به استعمال لغات دراز
incompatible
U
غیر قابل استعمال با یکدیگر
neology
U
استعمال واژه یااصطلاح جدید
oxymoron
U
استعمال کلمات مرکب ضدونقیض
deverbative
U
بصورت مشتق استعمال شده
continuance
U
تمدید یا تجدید وقت دادگاه دادگاه را به عنوان تنفس موقتا" تعطیل کردن
junkies
U
استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
non abstainer
U
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید
to smoke oneself sick
U
از بسیاری استعمال دخانیات ناخوش شدن
junkie
U
استعمال کنندهء هروئین و مواد مخدره
abstemious
U
مخالف استعمال مشروبات الکلی پرهیزکار
smoker
U
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
abstinence
U
ریاضت پرهیز از استعمال مشروبات الکلی
smokers
U
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
utilization
U
به کار بردن استعمال در دسترس قراردادن
teetotalism
U
پیروی از اصل منع استعمال مسکرات
wear and tear
U
از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
teetotaller
U
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
teetotallers
U
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
malapropism
U
استعمال غلط وعجیب وغریب لغات
teetotaler
U
طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
abstainer
U
پرهیزگار کسیکه از استعمال مسکرات پرهیز دارد
purist
U
شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
purists
U
شخصیکه در استعمال کلمات صحیح وسواس دارد
nicotinism
U
مسمویت از نیکتین در نتیجه استعمال زیاد تنباکو
joint
U
جای کشیدن تریاک با استعمال نوشابه لولا
zoomorphism
U
استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
lupulin
U
خاکه تلخه که بعنوان داروی مسکن استعمال میشود
I dont smoke at all.
U
اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
jake leg
U
فلجی که به علت استعمال مشروبات الکلی ایجاد میشود
petroleur
U
کسیکه با استعمال نفت اتش سوزی راه می اندازد
adoption
اقتباس استعمال لغت بیگانه بدون تغییر شکل آن
suspending
U
معلق کردن موقتا بیکار کردن
suspend
U
معلق کردن موقتا بیکار کردن
suspends
U
معلق کردن موقتا بیکار کردن
euphuism
U
انشاء پرتصنع و مغلق فصاحت فروشی یا استعمال صنایع لفظی
the word is sanctioned by use
U
کثرت استعمال این واژه راجزواژههای درست دراورده است
hendiadys
U
عطف دوکلمه بجای استعمال صفت وموصوف مانندپیالههای زرین
kiosks
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
U
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
amphetamines
U
مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
amphetamine
U
مادهای بفرمول N31H9C که بصورت بخور یا محلول بعنوان مسکن استعمال میشود
badminton
U
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
periphrastic conjugation
U
صرف افعال با استعمال غیرضروری فعلهای معین بجای ساده صرف کردن
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
U
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
U
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
euphemize
U
استعمال کلمهء نیکو بجای کلمهء زشت
microsoft
U
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
drives
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
U
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
handles
U
رفتار کردن استعمال کردن
handle
U
رفتار کردن استعمال کردن
use
U
استفاده کردن استعمال کردن
uses
U
استفاده کردن استعمال کردن
strategy
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
U
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
infra red link
U
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
an
U
حرف a در جلو حروف صدادار و جلو حرف Hبصورت an استعمال میشود
Ackerman's function
U
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
recalls
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
narratives
U
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
recalled
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recall
U
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
narrative
U
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
c
U
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
bins
U
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com