English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 43 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
face U مواجه شدن
faces U مواجه شدن
accost U مواجه شدن
accosted U مواجه شدن
accosting U مواجه شدن
accosts U مواجه شدن
encounter U مواجه شدن
encountered U مواجه شدن
encountering U مواجه شدن
encounters U مواجه شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
front U مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
fronting U مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
meet U مواجه شدن تقاطع کردن
meets U مواجه شدن تقاطع کردن
face U روبروایستادن مواجه شدن
faces U روبروایستادن مواجه شدن
encounter U مواجه شدن با
encountered U مواجه شدن با
encountering U مواجه شدن با
encounters U مواجه شدن با
head U مواجه شدن سرپرستی شدن به وسیله
opposed U روبرو مواجه
envisage U مواجه شدن با در نظر داشتن
envisaged U مواجه شدن با در نظر داشتن
envisages U مواجه شدن با در نظر داشتن
envisaging U مواجه شدن با در نظر داشتن
brave U بادلیری ورشادت باامری مواجه شدن اراستن
braved U بادلیری ورشادت باامری مواجه شدن اراستن
braver U بادلیری ورشادت باامری مواجه شدن اراستن
braves U بادلیری ورشادت باامری مواجه شدن اراستن
bravest U بادلیری ورشادت باامری مواجه شدن اراستن
braving U بادلیری ورشادت باامری مواجه شدن اراستن
breaching U رخنه درمیدان مین رخنه نفوذی مواجه شدن با دشمن درگیری با دشمن
nose U بینی مالیدن به مواجه شدن با
noses U بینی مالیدن به مواجه شدن با
critical error U خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
run up against U مواجه شدن با
(when the) chips are down <idiom> U بامشکل بزرگی مواجه شدن
head-on <idiom> U فرجام مواجه شدن با
run up against (something) <idiom> U مواجه شدن با(چیزی)
to raise big problems for the country U مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
to face a serious problem for the country U مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
caught between two stools <idiom> U [زمانی که کسی در انتخاب میان ۲ چیز با مشکل مواجه میشود]
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com