Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 305 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fogbound
U
مه گرفته
brumous
U
مه گرفته
comate
U
مه گرفته
folded in mist
U
مه گرفته
mistful
U
مه گرفته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
haze
U
گرفته بودن مغموم بودن
card
U
بخشی از ستون کارت که برای یک نوع داده در نظر گرفته شده است
card
U
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
cards
U
بخشی از ستون کارت که برای یک نوع داده در نظر گرفته شده است
cards
U
کارت پلاستیکی نازک با وسیله حافظه و ریز پردازنده که در آن قرار گرفته است که برای انتقال الکترونیکی یا مشخص کردن کاربر انجام میشود
mossy
U
خزه گرفته باتلاقی
matrix
U
روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
matrixes
U
روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
blink
U
نادیده گرفته نگاه مختصر
blinked
U
نادیده گرفته نگاه مختصر
blinks
U
نادیده گرفته نگاه مختصر
remark
U
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarked
U
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarking
U
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarks
U
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
AC
U
گرفته شده است
decimal
U
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimal
U
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals
U
کلید وارد کردن اعداد دهدهی با استفاده از پردازنده لغت که نقاط دهدهی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
decimals
U
تنظیم یک ستون از داده به طوری که نقاط دهدی آن به صورت عمودی قرار گرفته اند
area
U
بخشی از حافظه یا کد که برای مقصود خاصی در نظر گرفته شده است
area
U
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
areas
U
بخشی از حافظه یا کد که برای مقصود خاصی در نظر گرفته شده است
areas
U
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
ram
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
overlay
U
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
overlaying
U
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
overlays
U
قطعه کاغذ روی کلیدهای صفحه کلید برای بیان کار آنها قرار گرفته است
intake
U
مقداراب یا گازی که با لوله گرفته و جذب میشود
intakes
U
مقداراب یا گازی که با لوله گرفته و جذب میشود
hoarse
U
گرفته
hoarser
U
گرفته
hoarsest
U
گرفته
solemn
U
گرفته موقرانه
dominion
U
ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
egoism
U
یکی از اصول فلسفه ماکیاولی و عبارت است ازاعتقاد به خودپرستی وخودخواهی انسان که مبنای فلسفه او به نام اگوئیسم جهانی قرار گرفته است
burned
U
کلمه رمز برای تعیین اینکه عامل مخفی اطلاعاتی در معرض کشف قرار گرفته یا قابلیت اعتمادبه او کم شده است
quotation
U
بخشی از متن که از متن دیگر قرض گرفته شده است
quotations
U
بخشی از متن که از متن دیگر قرض گرفته شده است
measly
U
کرم گرفته
shift
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifted
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
thick
U
گرفته
thicker
U
گرفته
thickest
U
گرفته
border
U
فضای اطراف متن نمایش داده شده یا چاپ گرفته شده
bordered
U
فضای اطراف متن نمایش داده شده یا چاپ گرفته شده
bordering
U
فضای اطراف متن نمایش داده شده یا چاپ گرفته شده
wont
U
خو گرفته عادت
accustomed
خو گرفته
addict
خو گرفته معتاد
addicts
U
: خو گرفته معتاد
arrowroot
U
نشاستهای که ازریشه اوروت گرفته میشود
cola
U
ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
colas
U
ماده شیرینی که از برگ ومیوه کولا گرفته میشود
prussic acid
U
اسیدی که ازنیل فرنگی گرفته میشود
mixed economies
U
سیستم اقتصادی که در ان روشهای کاپیتالیستی و سوسیالیستی در جوار هم به کار گرفته شود
mixed economy
U
سیستم اقتصادی که در ان روشهای کاپیتالیستی و سوسیالیستی در جوار هم به کار گرفته شود
tuner
U
زیردستگاهی که تنها فرکانس مطلوب را گرفته و بقیه را ردمیکند
tuners
U
زیردستگاهی که تنها فرکانس مطلوب را گرفته و بقیه را ردمیکند
filmier
U
غبار گرفته
filmiest
U
غبار گرفته
filmy
U
غبار گرفته
copyright
U
حق چاپ و انتشار انحصاری برای مولف اثر یا کسی که این حق را از او به انتقال گرفته است
copyrights
U
حق چاپ و انتشار انحصاری برای مولف اثر یا کسی که این حق را از او به انتقال گرفته است
bush
U
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
bushes
U
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
funky
U
بوی ناه گرفته
game
U
شکار گرفته شده
bleary
U
دارای چشمان قی گرفته وخواب الود
eerie
U
ترساننده گرفته
leaded
U
سرب گرفته
designed
U
در نظر گرفته شده مخصوص
fustier
U
بو گرفته
fustiest
U
بو گرفته
fusty
U
بو گرفته
low spirited
U
گرفته
low-spirited
U
گرفته
dull
U
گرفته
dull
U
کندشدن گرفته
dulled
U
گرفته
dulled
U
کندشدن گرفته
duller
U
گرفته
duller
U
کندشدن گرفته
dullest
U
گرفته
dullest
U
کندشدن گرفته
dulling
U
گرفته
dulling
U
کندشدن گرفته
dulls
U
گرفته
dulls
U
کندشدن گرفته
rheumatic
U
رماتیسم گرفته
enclave
U
ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
enclaves
U
ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
tactics
U
دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
blighted
U
زنگ زده شپشه گرفته
bucket
U
فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
buckets
U
فضایی در حافظه که داده میتواند نادیده گرفته شود
Other Matches
patinated
U
جرم گرفته کبره گرفته
effluvium
U
پخش بخارج هوای گرفته و خفه استشمام هوای خفه و گرفته
air less
U
گرفته
heartsore
U
دل گرفته
darksome
U
گرفته
adopted
U
گرفته
chock full
U
گرفته
choky
U
گرفته
uptight
U
گرفته
rancid
U
بو گرفته
muggy
U
گرفته
gruff
U
گرفته
clouded
U
گرفته
pokey
U
گرفته
sombrous
U
گرفته
addicted
U
خو گرفته
bunged up
U
قی گرفته
muzzy
U
گرفته
aeruginous
U
زنگ گرفته
smoky
U
دود گرفته
hoarsely
U
بطور گرفته
began
U
دست گرفته
caught
U
گرفته شده
rainy
U
تر رگبار گرفته
pokier
U
گرفته دلگیر
fond
U
انس گرفته
fonder
U
انس گرفته
fondest
U
انس گرفته
derivative
U
گرفته شده
derivatives
U
گرفته شده
divorcee
U
زن طلاق گرفته
poky
U
گرفته دلگیر
divorcees
U
زن طلاق گرفته
pokiest
U
گرفته دلگیر
reposing upon
U
قرار گرفته بر
triste
U
گرفته محزون
resolved that ......
U
تصمیم گرفته شد که
i have a secure grasp of it
U
انرا گرفته ام
in mourning
U
چرک گرفته
to d. itself
U
گرفته شدن
maggoty
U
کرم گرفته
medalled
U
مدال گرفته
mistful
U
میغ گرفته
mity
U
کزم گرفته
on the panel
U
جزوصورت گرفته
patinated
U
زنگار گرفته
patinous
U
کبره گرفته
tristful
U
گرفته محزون
blear
U
گرفته وتاریک
cerated
U
موم گرفته
drippy
U
هوای گرفته
Are you kidding ? Are you being funny?
U
شوخیت گرفته ؟
blear eyes
U
چشمان قی گرفته
verminous
U
شپش گرفته
airless
U
گرفته یا دم کرده
assumed
U
بخود گرفته عاریتی
lowered
U
هوای گرفته وابری
lower
U
هوای گرفته وابری
skims
U
شیر خامه گرفته
skimmed
U
شیر خامه گرفته
included
U
دور گرفته شده
patinous
U
زنگارگرفته جرم گرفته
sultrily
U
بطور دم گرفته یا گرم
skim milk
U
شیرخامه گرفته ورقیق
putrid flesh
U
گوشت گندیده یا بو گرفته
foul house
U
چشمی گرفته لنگر
skim
U
شیر خامه گرفته
lowering
U
هوای گرفته وابری
lowers
U
هوای گرفته وابری
She was depressed.
U
دلش گرفته بود
cut nails
U
ناخنهای گرفته یا چیده
skimmed milk
U
شیرخامه گرفته ورقیق
lour
U
گرفته شدن عبوس
lour
U
هوای گرفته وابریwerewolf
malty
U
خو گرفته به ابجو خوری
He was choking .
U
گلویش گرفته بود
My left leg is in plaster .
U
پای چپ؟ را گچ گرفته اند
in contemplation
U
درنظر گرفته شده
i had been caught
U
گرفته شده بودم
mucid
U
بوزک زده بو گرفته
my time is occupied
U
وقتم گرفته است
nidicolous
U
در اشیانه قرار گرفته
low-key
U
دارای صدای گرفته
low key
U
دارای صدای گرفته
followed by
<adj.>
U
دنباله گرفته شده با
to be tuned in to a channel
U
کانالی را گرفته باشند
underlying
U
در زیر قرار گرفته
applique
U
مورد استفاده قرار گرفته
jugate
U
روی هم قرار گرفته جفت
integrated intensity
U
شدت انتگرال گرفته شده
capsulate
U
درمحفظه یاحفره قرار گرفته
captured material
U
وسایل گرفته شده از دشمن
hard bitten
U
سخت گاز گرفته شده
we are beset with dangers
U
خطرها ما را فرا گرفته اند
bloods hot eyes
U
چشمان قرمز و خون گرفته
weanling
U
کودک تازه از شیر گرفته
pokerface
U
قیافه گرفته وخشک بیعلاقه
she had him in her pocket
U
خوب جلوش را گرفته بود
throaty
U
دارای صدای گرفته وخشن
throatiest
U
دارای صدای گرفته وخشن
borrowed money
U
پول قرض گرفته شده
semidiurnal
U
در نصف روز انجام گرفته
throatier
U
دارای صدای گرفته وخشن
parrot learned
U
طوطی وار یاد گرفته
oppressed
U
تحت ستم قرار گرفته
he drives a roaring trade
U
کارش خوب گرفته است
woofer
U
دارای صدای کوتاه و گرفته
tried
U
در محک ازمایش قرار گرفته
subereous
U
از چوب پنبه گرفته شده
Everybody stands in awe of him.
U
ازهمه زهر چشم گرفته است
Silence prevailed every where.
U
سکوت همه جا را فرا گرفته بود
claque
U
پول گرفته اند دست بزنند
The car is on fire.
U
اتومبیل آتش گرفته (دارد می سوزد )
leachate
U
مایعی که از صافی گرفته شده
[شیمی]
it follows necessarily that
U
ناچار این نتیجه گرفته میشود
leach
[liquid formed by leaching]
U
مایعی که از صافی گرفته شده
[شیمی]
biotecture
U
[معماری تاثیر گرفته از زیست شناسی]
on board computer
U
کامپیوتری که در یک وسیله نقلیه جا گرفته است
bluer
U
مستعد افسردگی دارای خلق گرفته
bluest
U
مستعد افسردگی دارای خلق گرفته
bloodshot
U
سرخ وورم کرده خون گرفته
blue
U
مستعد افسردگی دارای خلق گرفته
loan word
U
واژهای که از زبان دیگری گرفته باشد
The rumour is gaining ground that …
U
این شایعه قوت گرفته است که ...
zero hour
<idiom>
U
لحظهای که تصمیم مهمی گرفته میشود
Is this seat taken?
U
آیا این صندلی گرفته شده است؟
his leg rested on a stone
U
پایش روی سنگی قرار گرفته بود
I was bitten by a dog.
U
من توسط
[بوسیله]
سگی گاز گرفته شدم.
A further increase is considered unlikely
[regarded as unlikely]
.
U
افزایش بیشتری بعید در نظر گرفته می شود.
endorsee
U
کسی که به نام اوفهر نویسی صورت گرفته
speed traps
U
مسیر اندازه گرفته شده باوسیله الکتریکی
speed trap
U
مسیر اندازه گرفته شده باوسیله الکتریکی
anti propeller end
U
انتهای موتور که دور از ملخ قرار گرفته
give a catch
U
زدن ضربهای که ممکن است بل گرفته شود
foul hooked
U
ماهی گرفته شده با قلاب ازبیرون دهان
inland duty
U
حقوقی که از بازرگانی دردرون کشور گرفته میشود
cathectic
U
تحت اثر قوه شهوانی قرار گرفته
ordinee
U
کسیکه تازه درجه شماسی گرفته است
cudbear
U
ماده رنگی که ازاشنه یادواله گرفته میشود
mannerist
U
کسیکه بیک جور انشا یا شیوه خو گرفته است
ipsilateral
U
قرار گرفته و یا فاهرشده روی همان سمت بدن
macroelement
U
تعداد داده ها که به عنوان یک عضو در نظر گرفته می شوند
the boxes were nested
U
جعبه ها یکی در توی دیگری قرار گرفته بودند
orifice meter
U
روزنهای که مقدار جریان اب بوسیله ان اندازه گرفته میشود
format
U
متن یا دادهای که به یک قالب خاص چاپ گرفته شود
formats
U
متن یا دادهای که به یک قالب خاص چاپ گرفته شود
concentric shafts
U
شفتهای هم محور که داخل یکدیگر قرار گرفته اند
raw silk
U
ابریشم خام
[ابریشمی که صمغ آن گرفته نشده است.]
if the knee is affected
U
اگر زانو تحت تأثیر قرار گرفته است
bayed
U
فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
baying
U
فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
bay
U
فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
The persian gulf is between Iran and saude Arabia .
U
خلیج فارس میان ایران وعربستان سعودی قرار گرفته
mixed government
U
حکومتی که در ان جنبههای پادشاهی واشرافی و دمکراسی با هم به کار گرفته شود
bays
U
فضایی در پوشش کامپیوتر که دیسک درایو قرار گرفته است
groundage
U
حقی که بابت ایستادن کشتی درلنگرگاه گرفته میشود حق لنگراندازی
transit duty
U
حقی که بابت عبور کالایی ازکشوری گرفته میشود حق تراتزیت
board computer
U
یک کامپیوتر که تمام مولفههای الکترونیکی ان روی یک برد قرار گرفته است
biplane interference
U
تداخل ایرودینایکی بین دو بال که روی یکدیگر قرار گرفته اند
prize of war
U
کشتیها یا کالاهای به غنیمت گرفته شده در بندر یا دریا درزمان جنگ
private d.
U
کسیکه دست مزد گرفته درکارویژه ایی کاریا اگاهی میکند
salvage
U
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
pope's eye
U
غدهای که در میان ران گوسفندکه چربی پیرامون انرا گرفته است
salvaged
U
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
phlorizin
U
ماده تلخی که ازپوست ریشه درخت سیب ومانندان گرفته میشود
salvages
U
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
v engine
U
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در دو ردیف مایل بشکل 7 قرار گرفته اند
salvaging
U
نجات کشتی از خطر یا حقوقی که بابت ان گرفته میشود کالای بازیافتی
ithyphallic
U
وابسته بصورت ذکر که درجشنهای BACCHUSدارگونه باده دست گرفته می بردند
vee engine
U
موتور پیستونی که سیلندرهای ان در یک ردیف و بصورت مایل به یکدیگرقرار گرفته اند
scopolamine
U
ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
processed silk
U
ابریشم پخته
[ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
go cart
U
چارچوب غلتک داری که کودکان دست بدان گرفته راه رفتن میاموزند
jus postliminii
U
هرگاه اموال کسی در جنگ توسط دشمن اخذ و متعاقبا" پس گرفته شود
post implementation review
U
ارزیابی یک سیستم پس از این که برای چندین ماه مورداستفاده قرار گرفته است
centrifugal moisture equivalent
U
مقدار ابی که توسط دستگاه سانتریفوژ از یک نمونه خاک مرطوب گرفته میشود
audio
U
ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
tabbing
U
تنظیم یک ستون از اعداد به طوری که نقاط دهدهی عمودی قرار گرفته اند
off print
U
چاپ دوم باره چیزی که ازمجله یا نگارشهای دیگری گرفته شده باشد
wing photograph
U
نوعی عکس هوایی مایل که به وسیله دوربینهای چند عدسی گرفته میشود
shuttle
U
ماکو
[وسیله ای که نخ پود در آن قرار گرفته و بین نخ های تار عبور داده می شود.]
hazarded
U
طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است
hazard
U
طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است
x engine
U
موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
hazards
U
طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است
hazarding
U
طراحی تابع منط قی که تمام اشکالات ممکن و راه حل آنها را در نظر گرفته است
phonolite
U
خاره اتش فشانی که تخته سنگ تازه ازموه گرفته ان چون چکش بخوردصدامیدهد
walking chair
U
چارچوب غلتک دار که کودکان دست خود را بدان گرفته راه رفتن می اموزند
harrod domar equation
U
دیگری دومار از امریکا که درزمینه تحلیلهای فرایند رشدکار کرده اند گرفته شده است .
oblique compartment
U
قسمتی از زمین که محورطولی ان نسبت به سمت حرکت یکانها به طور مایل قرار گرفته باشد
heaping
U
مجموعهای از مکانهای ذخیره که یک برنامه میتواند جهت محاسبه به عاریه گرفته شود و سپس برگرداند
heaps
U
مجموعهای از مکانهای ذخیره که یک برنامه میتواند جهت محاسبه به عاریه گرفته شود و سپس برگرداند
galbanum
U
نوعی صمغ زرد رنگ که از گیاهی شبیه انقوزه گرفته میشود و مصرف طبی دارد
final set
U
حالتی که بتن بطور کامل گرفته و بقدرکافی سخت شده که بتوان قالب براری نمود
heap
U
مجموعهای از مکانهای ذخیره که یک برنامه میتواند جهت محاسبه به عاریه گرفته شود و سپس برگرداند
backstabber
U
خیانتکار
[همکاری یا دوستی که قابل اعتماد در نظر گرفته شود اما پشت سر آدم حمله می کند ]
formats
U
1-مشابه 4354 2-مشخص کردن فضاهای دیسک که برای داده و کنترل در نظر گرفته شده است
format
U
1-مشابه 4354 2-مشخص کردن فضاهای دیسک که برای داده و کنترل در نظر گرفته شده است
compressor bleed air
U
هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
mobile warfare
U
جنگ سیال جنگی که در ان طرفین بامبادله اتش و کاربرد مانورو استفاده از زمین ابتکارعملیات را به دست گرفته وحفظ می نمایند
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com