English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
road engineer U مهندس جاده سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
road building U جاده سازی
road construction U جاده سازی
asphalt paving U جاده سازی
road building machine U ماشین جاده سازی
highway engineering U تکنیک جاده سازی
road building slag U شلاکه جاده سازی
highway engineering U مهندسی جاده سازی
depth of indentation U عمق فشردگی در جاده سازی اسفالت
flight engineer U مهندس مکانیک هواپیما مهندس پرواز
resident engineer U مهندس مقیم در کارگاه ساختمانی یا نماینده مهندس مشاور در کارگاه
divided highway [American E] U شاهراه چند خطی [جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass U مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses U مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic U جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic U ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
road screen U پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
going U وضع جاده زمین جاده
service road U جاده کناری جاده سرویس
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
road distance U مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
track clearer U جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
engineer U مهندس
engineered U مهندس
engineers U مهندس
engineer in chief U سر مهندس
bachelors U لیسانسیه مهندس
communication engineer U مهندس مخابرات
structual engineering U مهندس ساختمانی
flight engineer U مهندس پرواز
first engineer U مهندس اول
computer engineer U مهندس کامپیوتر
bachelor U لیسانسیه مهندس
automotive engineer U مهندس مکانیک
mechanical engineer U مهندس مکانیک
rolling mill engineer U مهندس نوردکاری
metallogical engineer U مهندس متالوژی
production engineer U مهندس تولید
civil engineers U مهندس شهرسازی
civil engineers U مهندس ساختمان
structual engineering U مهندس سازهای
civil engineer U مهندس شهرسازی
civil engineer U مهندس ساختمان
baccalaureate U لیسانسیه یا مهندس
engineers U افسر مهندس
supervisor engineer U مهندس نافر
field engineer U مهندس پایکار
systems engineer U مهندس سیستم
pioneer U مهندس حفار
pioneer U مهندس استحکامات
road engineer U مهندس راه
pioneers U مهندس استحکامات
pioneers U مهندس حفار
design engineer U مهندس طراح
telecommunication engineer U مهندس ارتباطات
engineer U افسر مهندس
electric engineer U مهندس برق
consulting engineer U مهندس مشاور
specialist engineering U مهندس متخصص
architect U مهندس معمار
architects U مهندس معمار
pioneered U مهندس حفار
pioneered U مهندس استحکامات
town planner U مهندس شهرساز
engineer battalion U گردان مهندس
engineered U افسر مهندس
system engineer U مهندس سیستم
electronic engineer U مهندس الکترونیک
applied economics engineer U مهندس اقتصاد صنعتی
we are in need of two engineer U ما بدو تن مهندس نیازمندنیستیم
civil engineers U مهندس راه وساختمان
railway engineer U مهندس راه اهن
civil engineer U مهندس راه و ساختمان
field engineer U مهندس پای کار
customer engineer U مهندس سخت افزاز
civil engineers U مهندس راه و ساختمان
civil engineer U مهندس راه وساختمان
customer engineer U مهندس سخت افزار
software engineering U مهندس نرم افزار
software engineer U مهندس نرم افزار
pioneer U پیش قدم سرباز مهندس حفار
pioneered U پیش قدم سرباز مهندس حفار
pioneers U پیش قدم سرباز مهندس حفار
He works as engineer. U او [مرد] به عنوان مهندس کار می کند.
Several engineeres were removed from office. U چندین مهندس از کار بر کنار شدند
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
service U توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
serviced U توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
point U نقط های در تخته مدار یا در نرم افزار که به مهندس امکان بررسی سیگنال یا داده را میدهد
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
frustration U خنثی سازی محروم سازی
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
pathway U جاده
pad U جاده
way U جاده
route U جاده
pathways U جاده
tracked U جاده
road blocks U سد جاده
lines U جاده
road block U سد جاده
rut U رد جاده
invious U بی جاده
ruts U رد جاده
road bed U کف جاده
pads U جاده
tracks U جاده
line U جاده
routes U جاده
roadability U جاده رو
turnpike U جاده
roadable U جاده رو
turnpikes U جاده
roadbed U کف جاده
roadless U بی جاده
path U جاده
paths U جاده
roads U جاده
roadway U جاده
road جاده
track U جاده
hard core U پی جاده
roadways U جاده
blocking U سد جاده
causeways U جاده
causeway U جاده
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
sidetracked U جاده فرعی
provincial road U جاده محلی
overhead roadway U جاده هوایی
backway U جاده فرعی
pack road U جاده مال رو
post road U جاده پستی
streets U خیابانی جاده
bridle path U جاده اسب رو
main roads U جاده اصلی
main road U جاده اصلی
pathless U بدون جاده
bridle paths U جاده اسب رو
To make roads . U جاده کشیدن
to beat a path U کوبیدن یک جاده
single flow U جاده یک مسیره
single carriageway road U راه با یک جاده
trackless U بی جاده بی ریل
spurring U جاده انشعابی
spur U جاده انشعابی
superhighway U جاده وسیع
superhighways U جاده وسیع
sidetrack U جاده فرعی
galaxies U جاده شیری
roadwheel U چرخ جاده
galaxy U جاده شیری
route reconnaissance U شناسایی جاده
path U جاده مال رو
paths U جاده مال رو
uneven road U جاده ناهموار
the road was impaired U جاده خراب شد
the impediment of a road U پا گیرهای جاده
spurs U جاده انشعابی
raod bed U بستر جاده
commercial vehicle U وسیلهحملکالاومسافردر جاده
steam roller U جاده صاف کن
roadhogs U خوک جاده
roadhog U خوک جاده
third class road U جاده درجه سه
profile of the road U نیمرخ جاده
road builder U جاده ساز
road capacity U فرفیت جاده
road clearance U تخلیه جاده
secondary road U جاده درجه دو
road junction U تقاطع جاده
road net U شبکه جاده ها
road roller U جاده صاف کن
the impediment of a road U موانع جاده
wayless U بدون جاده
screed U شمشه جاده
high road U جاده عمده
chip spreader U جاده صاف کن
byroad U جاده فرعی
by way U جاده پرت
access road U جاده دسترسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com