Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tracer
U
مهمات رسام
tracers
U
مهمات رسام
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tracers
U
فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
tracer
U
فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
antimateriel ammunition
U
مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
field storage
U
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
ammunition loading line
U
صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
atomic demolition munition
U
خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
tracers
U
رسام
plotter
U
رسام
cartographers
U
رسام
tracer
U
رسام
cartographer
U
رسام
plotters
U
رسام
pen plotter
U
قلم رسام
drum plotter
U
رسام استوانهای
light pens
U
رسام نور
flatbed plotter
U
رسام مسطح
light pen
U
رسام نور
electrostatic plotter
U
رسام الکترواستاتیکی
ink plotter
U
رسام مرکبی
incremental plotter
U
رسام نموی
photo plotter
U
رسام نوری
drum plotter
U
رسام طبله
tracer shell
U
گلوله رسام
digital plotter
U
رسام دیجیتالی
color trace recorder
U
رسام رنگی
tracing routine
U
روال رسام
x y plotter
U
رسام مختصاتی
data plotter
U
رسام داده ها
vibrograph
U
رسام نوسان
plotter repeatability
U
قابلیت برگشت رسام
pantograph
U
دستگاه رسام قابل تنظیم
flat bed plotter
U
رسام با بستر تخت مسطح
inks
U
رسم خط وط روی کاغذ به وسیله رسام
ink
U
رسم خط وط روی کاغذ به وسیله رسام
desks
U
میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
desk
U
میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
inventory fraction
U
نسبت درصد ذخیره مهمات درصد ذخیره مهمات
hard clip area
U
حدودی که خارج از ان خطوط نمیتوانند روی یک رسام دیجیتالی رسم شوند
plotters
U
رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
plotter
U
رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
ordnace
U
مهمات
ammunition
U
مهمات
munitions
U
مهمات
munition
U
مهمات
ammo
U
مهمات
ordnance
U
مهمات
armed ammunition
U
مهمات مسلح
artillery ammunition
U
مهمات توپخانه
ammunition trains
U
بنه مهمات
separate loading
U
مهمات مجزا
ammunition pit
U
چاله مهمات
chemical ammunition
U
مهمات شیمیایی
igloo space
U
زاغههای مهمات
ammunition pit
U
زاغه مهمات
ammunition lot
U
نوبه مهمات
service ammunition
U
مهمات جنگی
service ammunition
U
مهمات رزمی
ammunition loading line
U
خط بارگیری مهمات
ammunition identification code
U
کد شناسایی مهمات
ammunition handler
U
متصدی مهمات
ball ammunition
U
مهمات مانوری
blank ammunition
U
مهمات مانوری
blank ammunition
U
مهمات مشقی
fixed ammunition
U
مهمات ثابت
inert ammunition
U
مهمات بی اثر
inert ammunition
U
مهمات مشقی
live ammunition
U
مهمات جنگی
explosive ordnance
U
مهمات منفجره
munitioneer
U
مهمات ساز
munitions of war
U
مهمات جنگی
drill ammunition
U
مهمات مشقی
piggy back
U
کیسه مهمات
cook off
U
گل کردن مهمات
practice ammunition
U
مهمات مشقی
separate ammunition
U
مهمات مجزا
caisson
U
واگون مهمات
caisson
U
صندوق مهمات
ammunition dump
U
زاغه مهمات
ammunition dump
U
انبار مهمات
load
U
بارگیری مهمات
lot
U
نوبه مهمات
ammo zero
U
مهمات تمام
bunker
U
زاغه مهمات
inert
U
مهمات مشقی
magazines
U
انبار مهمات
cave
U
زاغه مهمات
magazine
U
انبار مهمات
caves
U
زاغه مهمات
live
U
مهمات جنگی
lived
U
مهمات جنگی
bunkers
U
زاغه مهمات
loads
U
بارگیری مهمات
ammunition barricade
U
بستههای مهمات
ammunition chest
U
جعبه مهمات
ammunition depot
U
انبار مهمات
ammunition credit
U
سهمیه مهمات
ammunition condition
U
وضعیت مهمات
ammunition carrier
U
مهمات بیار
ammunition carrier
U
خودرو مهمات کش
plotter
U
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotters
U
چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotter
U
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotters
U
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
type load
U
نوع بار مهمات
ordnance
U
مهمات ساز وبرگ
ordnance
U
مربوط به اسلحه و مهمات
igloo space
U
زاغه بتونی مهمات
armement
U
مهمات کشتی جنگی
gunrunner
U
قاچاقچی اسلحه و مهمات
rack
U
قفسه مهمات و وسایل
gun room
U
مخزن مهمات درکشتی
type load
U
نوع مهمات هواپیما
racked
U
قفسه مهمات و وسایل
inventory lot
U
نوبه ذخیره مهمات
semifixed
U
مهمات نیمه ثابت
prescribed load
U
بار مهمات مجاز
wracks
U
قفسه مهمات و وسایل
racks
U
قفسه مهمات و وسایل
paracaisson
U
گاری مهمات کش دستی
wracked
U
قفسه مهمات و وسایل
shell room
U
انبار مهمات ناو
magazine space
U
محوطه زاغه مهمات
lot number
U
شماره نوبه مهمات
special ammunition
U
مهمات مخصوص یا ویژه
loading
U
بارگیری مهمات درهواپیما
arsenals
U
انبار مهمات جنگی
ammo plus
U
مهمات بیش از نصف
armed ammunition
U
مهمات اماده انفجار
destruction area
U
منطقه تخریب مهمات
ammunition depot
U
محل نگهداری مهمات
arsenal
U
انبار مهمات جنگی
ammunition point
U
نقطه اماد مهمات
ammunition handler
U
متصدی جابجایی مهمات
ammunition modification
U
بهتر سازی مهمات
ammunition data card
U
کارت مشخصات مهمات
ammunition depot
U
محل تدارک مهمات
ammo minus
U
مهمات کمتر از نصف
ammunition lift capability
U
مقدورات حمل مهمات
ammunition credit
U
سهمیه مهمات ذخیره
ammunition day of supply
U
روز اماد مهمات
plotter
U
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotters
U
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
ammunition lift capability
U
فرفیت حمل ونقل مهمات
required supply rate
U
نواخت مهمات مورد نیاز
basic load
U
بار مبنای مهمات یا وسایل
available supply rate
U
نواخت اماد مهمات موجود
practice ammunition
U
مهمات مخصوص تمرین هدف
ammunition in hands of troops
U
مهمات موجود در دست یگانها
ammunition available supply rate
U
نواخت اماد مهمات موجود
color codig
U
علامت گذاری کردن مهمات
horizontal loading
U
پر کردن مهمات به طور افقی
dunnage
U
روپوش مهمات ضربه گیر
deck board
U
کف یا رویه پالت حمل مهمات
feed belt
U
نوارتغذیه فشنگ نوار مهمات
small lot
U
نوبهای که تعداد مهمات یا خرج ان کم است
ready rack
U
قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
magazine space
U
زاغه زیرزمینی محل انبار مهمات
functional condition code
U
کد یا علامت مشخصات عمل کرد مهمات
inert ammunition
U
مهمات خنثی یا بدون خرج تخریب
inventory lot
U
نوبه مهمات ذخیره شده در انبار
ammunition and toxic material open space
U
انبارهای روباز مهمات ومواد سمی
depots
U
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
color band
U
نوار رنگی روی جعبه مهمات
tarpaulins
U
بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
tarpaulin
U
بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
depot
U
ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
magazine flooding system
U
سیستم اب فشان انبار مهمات ناو
ordnance data
U
اطلاعات مربوط به جنگ افزارو مهمات
ordnance service
U
خدمات مربوط به اردنانس واسلحه و مهمات
standard load
U
بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
tumbrel or bril
U
ارابه دو چرخه برای بردن مهمات و ادوات
delivery
U
نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
x site
U
سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
deliveries
U
نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
service marking
U
علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
scabbing
U
بوش گذاری در فضای دیواره واگنهای حامل مهمات
season cracking
U
ترکی که بعلت عمر زیاد دروسایل یا مهمات تولید میشود
rack space
U
محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
lot integrity
U
دسته بندی مهمات به حسب نوبه یا جدا کردن انها درانبار
rearming
U
تجدیداماد مهمات درانبارها مسلح کردن مجدد ماسوره یاچاشنی بمب یا موشک
sponson
U
جدار توخالی یا جاسازی شده در بدنه تانک برای تعبیه مهمات یا بی سیم
wet stowage
U
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
what state
U
در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
half area
U
محل توقف سربازان در حین حرکت برای تجدید سازمان یاگرفتن مهمات یا استراحت
y site
U
نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
magazines
U
مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazine
U
مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
water displacement
U
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
gunroom
U
مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
delivery groups
U
مکانیسم پرتاب موشک یا مهمات وسایل سیستم پرتاب
burning rate
U
سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
limber chest
U
جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
destruction site
U
منطقه تخریب مهمات محل تخریب
dump
U
انبار موقتی زاغه مهمات انبار
controlled fragmentation
U
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
pallets
U
چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
pallet
U
چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
unexploded
U
عمل نکرده مهمات عمل نکرده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com