Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
I asked for a small portion.
من یک پرس کوچک سفارش دادم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
I asked for ...
من سفارش ... را دادم.
That's not what I ordered.
آن چیزی نیست که من سفارش دادم.
I asked for the child.
من یک برای بچه سفارش دادم.
economic order quantity
U
کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
i warned him of danger
U
او را از خطراگاهی دادم
i paid the debt plus interest
U
بدهی را با بهره ان دادم
i gave him some others
U
چندتای دیگر به او دادم
i lost the train
U
قطار را از دست دادم
i gave the beggar one rial
U
یک ریال به ان گدا دادم
i took up where he left
U
از جایی که او ول کرد من ادامه دادم
i assured him of that
U
به او در این باره اطمینان دادم
i gave it a slight press
U
انرا کمی فشار دادم
i did that last
U
ان کار را اخر از همه انجام دادم
i paid his d. wages
U
مزد او را انچه لازم بود دادم
I listend but heard nothing .
U
گوش دادم ولی چیزی نشنیدم
I clinched a lucrative deal.
U
معامله چربی ( شیرینی ) انچام دادم
i parted from
U
تمام ان دارایی یا مال را ازدست دادم
all that property
U
تمام ان دارایی یامال داازدست دادم
i lent him what money i had
U
هرچه پول داشتم به او وام دادم
ordering costs
U
هزینههای سفارش هزینههای مربوط به سفارش
I missed the connection.
U
من اتوبوس
[قطار هواپیمای]
رابط را از دست دادم.
i floored the paper
U
پاسخ همه پرسشهایی را که در کاغذ بود دادم
i swore him to secrecy
U
او را سوگند دادم که راز راپوشیده نگاه دارد
i lost my friends
U
دوستان خود را از دست دادم دوستانم از من جدا شدند
I did the work ,but he got the credit.
U
کار رامن انجام دادم ولی امتیازش ر ااوگرفت
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction.
U
د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
i overpaid him for his work
U
مزد کارش را بیش از انچه حقش بود دادم
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
U
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
U
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
order
U
سفارش
indents
U
سفارش
indenting
U
سفارش
enjoinment
U
سفارش
indent
U
سفارش
reference
U
سفارش
pig board
U
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increment
U
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments
U
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
U
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
send away for
U
سفارش دادن
purchase order
U
سفارش خرید
processing of the order
U
انجام سفارش
back order
U
سفارش معوق
order
U
سفارش دادن
enjoins
U
سفارش کردن به
enjoining
U
سفارش کردن به
commendation
U
سفارش تقدیر
conditional order
U
سفارش مشروط
engaged
U
سفارش شده
enjoined
U
سفارش کردن به
ordering
U
سفارش دهی
order
U
دستور سفارش
enjoin
U
سفارش کردن به
blanket order
U
سفارش کلی
letter of recommendation
U
سفارش نامه
call the shots
<idiom>
U
سفارش دادن
acknowledgement of order
U
تصدیق سفارش
indenting
U
سفارش دادن
Put in a good word for me.
U
سفارش من رابکن
indent
U
سفارش دادن
order format
U
قالب سفارش
order for goods
U
سفارش کالا
economic order quantity
U
حد مطلوب سفارش
modification order
U
سفارش اصلاحی
acknowledgement of order
تایید سفارش
outwork
U
سفارش به بیرون
indents
U
سفارش دادن
trial order
U
سفارش ازمایشی
factory order
U
سفارش ساخت
place an order
U
سفارش دادن
asking and ordering
U
درخواست و سفارش
indent
U
سفارش رسیده از خارج
indenting
U
سفارش درخواست کردن
indent
U
سفارش درخواست کردن
engages
U
از پیش سفارش دادن
indents
U
سفارش درخواست کردن
indenting
U
سفارش رسیده از خارج
open indent
U
سفارش خرید باز
order time
U
زمان سفارش کالا
order processing time
U
مدت انجام سفارش
order
[placed with somebody]
U
سفارش
[ازطرف کسی]
to book something
U
چیزی را سفارش دادن
order processing time
U
زمان انجام سفارش
engage
U
از پیش سفارش دادن
bespeak
U
ازپیش سفارش دادن
custom-made
U
سفارش داده شده
To place an order for some goods.
U
کالائی را سفارش دادن
re order
U
سفارش دوم باره
custom made
U
سفارش داده شده
reorder
U
دوباره سفارش دادن
outwork
U
سفارش به خارج از شرکت
lead time
U
زمان انجام سفارش
reorder cost
U
هزینه سفارش مجدد
reorder interval
U
زمان بین دو سفارش
order
U
دستور دادن سفارش
reorder point
U
نقطه سفارش مجدد
to countermand goods
U
سفارش کالا را پس گرفتن
reorder level
U
سطح سفارش مجدد
indents
U
سفارش رسیده از خارج
ordered
U
سفارش داده شده
dispatch order
U
سفارش حمل سریع
batch costing
U
تعیین قیمت سفارش کالا
the goods are on order
U
کالا را سفارش داده ایم
testimonials
U
سفارش وتوصیه رضایت نامه
testimonial
U
سفارش وتوصیه رضایت نامه
mail order
U
سفارش کالا بوسیله پست
order form
U
نمونه سفارش نامه پر نکرده
order
U
سفارش دادن کالا یا جنس
ordering costs
U
هزینههای مربوط به سفارش کالا
order
U
سفارش دادن تنظیم کردن
indent
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
a la carte
U
جداجدا سفارش داده شده.
indenting
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
indents
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
knobble
U
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
U
لیوان کوچک پیمانه کوچک
To speake in recommendation of someone . To recommend somebody.
U
سفارش کسی را کردن ( توصیه ومعرفی )
indent upon a person for goods
U
درخواست یا سفارش کالا به کسی دادن
To order a meal.
U
سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
reorder level
U
مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
mail order
U
سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
open indent
U
سفارش خریدی که در ان تعدادفروشندگان محدود نمیباشد
procurement lead time
U
زمان بین دادن سفارش و دریافت کالا
canvass
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassing
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
cash with order
U
پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
canvasses
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
canvassed
U
مشتری پیدا کردن یا دنبال سفارش رفتن
lead time
U
مدت زمان بین دادن سفارش و دریافت کالای مربوطه
May I use your name as a reference?
U
اجازه میدهید شما را بعنوان سفارش کننده نام ببرم؟
applet
U
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small scale
U
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
U
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage
U
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
cost plus contracts
U
به حساب خرید سفارش دهنده وجز فروش سازنده به حساب می اورند
cost plus contracts
U
قسمتی از کالا را که به سفارش کسی ساخته میشود و هنوزعملا " ساخته نشده
canvasses
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassed
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvass
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
canvassing
U
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن
standing order
U
دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
computerised ordering systems
U
سیستم سفارش کامپیوتری خرید کامپیوتری
standing orders
U
دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
davit
U
جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
order
U
سفارش دادن دستور دادن
Manchester-Kashan
U
فرش کاشانی-انگلیسی
[این نوع فرش به سفارش شهر منچستر در کاشان بافته می شده و پشم آن تماما از نوع مرینوس استرالیایی بوده است.]
order
U
خرید سفارش خرید
recommends
U
سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
recommending
U
سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
recommend
U
سفارش کردن توصیه کردن توصیه شدن
plumule
U
پر کوچک
weeny
U
کوچک
weeniest
U
کوچک
pilule
U
حب کوچک
minute
U
کوچک
weenier
U
کوچک
dimmers
U
کوچک
diminutive
U
کوچک
half pint
U
کوچک
little
U
کوچک
dinky
U
کوچک
bantam
U
کوچک
bantams
U
کوچک
plumelet
U
پر کوچک
culverts
U
پل کوچک
culvert
U
پل کوچک
pillule
U
حب کوچک
tiddlier
U
کوچک
petty
U
کوچک
pipsqueaks
U
کوچک
pipsqueak
U
کوچک
petit
U
کوچک
pint-size
U
کوچک
weensy
U
کوچک
whiffet
U
سگ کوچک
gracile
U
کوچک
micros
U
کوچک
thumbnails
U
کوچک
thumbnail
U
کوچک
exiguousness
U
کوچک
smallest
U
کوچک
small
U
کوچک
tiddly
U
کوچک
puny
U
کوچک
minor
U
کوچک
minuscule
U
کوچک
fractional
U
کوچک
venule
U
رگ کوچک
small fry
U
کوچک
tiddliest
U
کوچک
canis minoris
U
سگ کوچک
smaller
U
کوچک
minus cule
U
کوچک
micro
U
کوچک
canis minor
U
سگ کوچک
floret
U
گل کوچک
short ton
U
تن کوچک
fortalice
U
دژ کوچک
imminution
U
کوچک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com