English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
I'm not made of money! <idiom> U من که پولدار نیستم! [اصطلاح روزمره]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
plutocrat U پولدار
plutocrats U پولدار
well heeled U پولدار
well-heeled U پولدار
nabob U پولدار
well fixed U پولدار
multi-millionaires U بسیار پولدار
multi-millionaire U بسیار پولدار
look like a million dollars <idiom> U پولدار به نظر رسیدن
I wish I were rich . U کاش ( کاشکی ) پولدار بودم
loaded U پولدار دارای پول زیاد
He is said to be very rich . U می گویند خیلی پولدار است
His only aim and object is to make afortune . U تنها قصدش پولدار شدن است
sugar daddy U مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
sugar daddies U مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
sugar daddy <idiom> U پیرمردی که پولدار است به خانمهای جوان درقبال مصاحبت پول پرداخت میکند
i am only middling U بد نیستم
i am not of his mind U نیستم
iam pretty well U بد نیستم
i am not good at sums U نیستم
Not my department. <idiom> U من مسئول نیستم.
That's not my province. U من مسئول آن نیستم.
I am not your maid. U نوکرت که نیستم.
non placer U موافق نیستم
i am not a with him U با او اشنا نیستم
I am in the dark. Iam not in the picture. U من در جریان نیستم
I'm not worth it. U من در حد اون نیستم.
I'm uneasy about it. U من باهاش راحت نیستم.
I wasn't born yesterday. <idiom> U من بی تجربه نیستم ! [اصطلاح]
I am not worried about it. U من در موردش نگران نیستم.
i do not belong here U من اهل اینجا نیستم
i am unused to that noise U من به ان صدا اشنا نیستم
i am unwilling to go U راضی نیستم بروم
I am not as mad as all that . U آنقدها هم دیوانه نیستم
but don't hold me to it [idiom] U ولی مطمئن نیستم
i am unwilling to go U مایل نیستم بروم
Such things just dont interest me. U توی این خطها نیستم
I am not aware of that. <idiom> U درباره اش آگاه نیستم. [اصطلاح]
I'm not too keen on it. <idiom> U من خیلی بهش مشتاق نیستم.
I wasn't born yesterday. <idiom> U من ساده لوح نیستم ! [اصطلاح]
Nothing is further from my mind than marriage . U اصلا" فکر ازدواج نیستم
Count me out . U دور مرا خط بکش ( من یکی که نیستم )
iam not in prac tice U چندی است وارد کار نیستم
iam out of practice U چندی است که وارد کار نیستم
To stage political demonstrations. U تظاهرات سیاسی برپاکردناسلااهل تظاهر نیستم
I am sceptical. I have my doubts. I am not all optimistic. U من که چشمم آب نمی خورد ( خوشبین نیستم )
I am not much of a cinema-goer. U زیاد اهل سینما ( رفتن ) نیستم
That won't work with me! U من حاضر نیستم این کار را انجام بدهم!
It doesn't fly with me [American E] [colloquial] U من حاضر نیستم این کار را انجام بدهم!
I dont smoke at all. U اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
I'm not very hungry, so please don't cook on my account. U من خیلی گرسنه نیستم، پس لطفا بحساب من آشپزی نکن.
He is rich but is lacking in personality . U پولدار است ولی بی شخصیت است
i do not know your house U خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com