Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
diminishing marginal product
U
منحنی نزولی محصول نهایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
iso product curve
U
منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
decreasing marginal cost
U
هزینه نهایی نزولی
diminishing marginal utility
U
فایده نهایی نزولی
diminishing marginal utility
U
نزولی بودن مطلوبیت نهایی
downward sloping demand curve
U
منحنی تقاضای نزولی
diminishing marginal product
U
نزولی بودن محصول نهائی
end product
U
محصول نهایی
marginal product curve
U
منحنی محصول نهائی
exchanges
U
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged
U
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchange
U
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanging
U
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
punch
U
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punches
U
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punched
U
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
telic
U
نهایی دارای هدف نهایی
curvilineal
U
دارای خطوط منحنی محدودبخطوط منحنی
phillips curve
U
منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
receding leg
U
شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
diminishing marginal productivity
U
بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
evolute
U
بسط منحنی مسطح وابسته به منحنی مسطح بعقب برگشته
lead curve
U
خط منحنی گرفتن سبقت درتیراندازی منحنی سبقت توپ
diminishing
U
نزولی
decreasing
U
نزولی
descending
U
نزولی
curves
U
خط منحنی منحنی مسیر
curve
U
خط منحنی منحنی مسیر
curving
U
خط منحنی منحنی مسیر
descending order
U
ترتیب نزولی
descending chromatography
U
کروماتوگرافی نزولی
regressive taxation
U
مالیات نزولی
regressive tax
U
مالیات نزولی
descending sort
U
ترتیب نزولی
decreasing return
U
بازده نزولی
downward mobility
U
تحرک نزولی
decreasing cost
U
هزینه نزولی
decreasing function
U
تابع نزولی
diminishing returns
U
بازده نزولی
diminishing return
U
بازده نزولی
regressive tax system
U
نظام مالیاتی نزولی
law of downward sloping demand
U
قانون تقاضای نزولی
decreasing cost industry
U
هزینه نزولی صنعتی
decreasing marginal cost
U
هزینه نهائی نزولی
law of diminishing atility
U
قانون مصرف نزولی
law of diminishing return
U
قانون بازده نزولی
descending sort
U
مرتب سازی نزولی
stern attack
U
تک نزولی ازسمت عقب
swoop
U
حرکت سریع نزولی
swoops
U
حرکت سریع نزولی
swooped
U
حرکت سریع نزولی
diminishing utility
U
اصل فایده نزولی
earned rate
U
نرخ تصاعدی نزولی
falling rate of profit
U
نرخ نزولی سود
swooping
U
حرکت سریع نزولی
cad
U
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cads
U
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
shift of a demand curve
U
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
decreasing marginal efficiency of capita
U
کارائی نهائی نزولی سرمایه
decreasing marginal productivity
U
بهره وری نهائی نزولی
descending branch
U
شاخه نزولی مسیر گلوله
diminishing marginal utility
U
نزولی بودن مطلوبیت نهائی
diminishing marginal rate of
U
نزولی بودن نرخ نهائی تبدیل
law of diminishing marginal utility
U
قانون نزولی بودن مطلوبیت نهائی
outsides
U
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outside
U
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
auxiliary contours
U
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
semifinal
U
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
depth contour
U
خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
definite
<adj.>
U
نهایی
terminal
U
نهایی
ultimata
U
نهایی
final
U
نهایی
ultimate
U
نهایی
privy
U
نهایی
peremptory
U
نهایی
ultimatum
U
نهایی
definitive
U
نهایی
finals
U
نهایی
conclusive
U
نهایی
terminals
U
نهایی
high limit
U
حد نهایی
closing
U
نهایی
ultimatums
U
نهایی
armageddon
U
مبارزهء نهایی
terminuses
U
ایستگاه نهایی
terminus
U
ایستگاه نهایی
elevation stop
U
حد نهایی درجه
semifinal
U
نیمه نهایی
last word
<idiom>
U
نظر نهایی
try-outs
U
تمرین نهایی
try-out
U
تمرین نهایی
semi-final
U
نیمه نهایی
end user
U
کاربر نهایی
home stretch
U
مرحله نهایی
end strength
U
استعداد نهایی
second check
U
بررسی نهایی
net result
U
نتیجه نهایی
ultimate analysis
U
تجزیه نهایی
final judgement
U
حکم نهایی
final
U
مسابقه نهایی
ultimate strength
U
مقاومت نهایی
end product
U
فراورده نهایی
semi-finals
U
نیمه نهایی
top speed
U
سرعت نهایی
differential cost
U
هزینه نهایی
differential cost
U
ارزش نهایی
semi finals
U
نیمه نهایی
quarter-finals
U
یک چهارم نهایی
quarter-final
U
یک چهارم نهایی
quarter final
U
یک چهارم نهایی
ultimate stress limit
U
حد تنش نهایی
quarterfinal
U
یک چهارم نهایی
finals
U
مسابقه نهایی
grail
U
هدف نهایی
ultimate load
U
بار نهایی
margin utility
U
مطلوبیت نهایی
final result
U
نتیجه نهایی
final report
U
گزارش نهایی
final position
U
وضعیت نهایی
final payment
U
پرداخت نهایی
ultimate stress
U
تنش نهایی
draft
U
نیمه نهایی
drafted
U
نیمه نهایی
final drive
U
گرداننده نهایی
final diameter
U
قطر نهایی
ultimate speed
U
سرعت نهایی
ultimata
U
هدف نهایی
ultimatum
U
هدف نهایی
ultimatums
U
هدف نهایی
final velocity
U
سرعت نهایی
final value
U
ارزش نهایی
final term
U
جمله نهایی
final destination
U
مقصد نهایی
drafts
U
نیمه نهایی
final cut
U
برش نهایی
final act
U
سند نهایی
final assembly
U
نصب نهایی
extra expenses
U
هزینه نهایی
incremental cost
U
هزینه نهایی
final assembly
U
مونتاژ نهایی
incremental cost
U
هزینه نهایی
limiting value
U
ارزش نهایی
additional costs
[expenses]
U
هزینه نهایی
extreme range
U
برد نهایی
extreme position
U
وضعیت نهایی
endings
U
بخش نهایی چیزی
backdoor
U
وسیله نهایی یا زیرجلی
aircraft rigging
U
تنظیم نهایی هواپیما
ending
U
بخش نهایی چیزی
finalising
U
بمرحله نهایی رساندن
face formwork
U
قالب بندی نهایی
terminal ballistics
U
بالیستیک نهایی گلوله
World Series
U
مسابقات نهایی بیسبال
marginal costing
U
هزینه یابی نهایی
tail end
U
قسمت نهایی انتها
finalizing
U
بمرحله نهایی رساندن
finalizes
U
بمرحله نهایی رساندن
finalized
U
بمرحله نهایی رساندن
finalize
U
بمرحله نهایی رساندن
finalises
U
بمرحله نهایی رساندن
finalised
U
بمرحله نهایی رساندن
margin land
U
حد نهایی بازده زمین
end user
U
استفاده کننده نهایی
finishing strokes
U
دست کاری نهایی
terminal repeater
U
تقویت کننده نهایی
finales
U
اهنگ نهایی اخر
front end
U
نرم افزار نهایی
ultimacy
U
حالت نهایی غائیت
final approach
U
مسیر نهایی فرود
final invoice
U
صورت حساب نهایی
final temperature
U
درجه حرارت نهایی
draft report
U
گزارش نیمه نهایی
no wind position
U
محل نهایی هواپیما
ultimate tensile stress
U
تنش کشش نهایی
final measurement
U
اندازه گیری نهایی
margine efficiency of capital
U
بازده نهایی سرمایه
finale
U
اهنگ نهایی اخر
mechanicals
U
نتیجه نهایی تجسمی
final decision
U
رای قطعی و نهایی
ultimate strength
U
مقاومت یا استحکام نهایی
final heading
U
مسیر پرواز نهایی
pay off
U
جزای کیفر نتیجه نهایی
printout
U
نسخه چاپی نتیجه نهایی
margin efficiency of investment
U
بازده نهایی سرمایه گذاری
scope
U
نقطه توجه طرح نهایی
returning
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
end product
U
قطعات حاصله دستگاه نهایی
returns
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
final acceptance
آزمایش قبولی نهایی ناو
printouts
U
نسخه چاپی نتیجه نهایی
reserve price
U
قیمت نهایی بهای قطعی
return
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
final heading
U
سمت پرواز یا حرکت نهایی
final protocol
U
مقاوله نامه یا موافقتنامه نهایی
final drive
U
چرخ گرداننده نهایی شنی
returned
U
گزارش نهایی هیات تحقیق
outputs
U
محصول
output
U
محصول
commodities
U
محصول
line
U
محصول
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com