Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
back water curve
U
منحنی برگشت اب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
curvilineal
U
دارای خطوط منحنی محدودبخطوط منحنی
phillips curve
U
منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
back to battery
U
برگشت لوله به حالت اول عمل برگشت لوله توپ
evolute
U
بسط منحنی مسطح وابسته به منحنی مسطح بعقب برگشته
lead curve
U
خط منحنی گرفتن سبقت درتیراندازی منحنی سبقت توپ
curves
U
خط منحنی منحنی مسیر
curve
U
خط منحنی منحنی مسیر
curving
U
خط منحنی منحنی مسیر
iso product curve
U
منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
shift of a demand curve
U
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
outsides
U
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
outside
U
اسکی بیرونی در منحنی پیچ لبه خارجی از منحنی پیچ اسکی
auxiliary contours
U
خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
depth contour
U
خطوط میزان منحنی عمق میزان منحنی عمق اب
right of reversion
U
برگشت
recovery
U
برگشت
reversal
U
برگشت
recoveries
U
برگشت
relapsing
U
برگشت
relapsed
U
برگشت
relapse
U
برگشت
returns
U
برگشت
returning
U
برگشت
returned
U
برگشت
retrocedence
U
برگشت
return
U
برگشت
recrudescence
U
برگشت
recrvdescence
U
برگشت
recurrenge
U
برگشت
regression
U
برگشت
reflux
U
برگشت
refluence
U
برگشت
retrocession
U
برگشت
regression line
U
خط برگشت
tergiversation
U
برگشت
regurgitation
U
برگشت
reoccur
U
برگشت
return line
U
خط برگشت
drawback
U
برگشت
drawbacks
U
برگشت
relapses
U
برگشت
reversals
U
برگشت
retrogression
U
برگشت
veer
U
برگشت
veered
U
برگشت
veers
U
برگشت
d.c. reinsertion
U
برگشت سی دی
d.c. restoration
U
برگشت دی سی
capsizal
U
برگشت
back water
U
برگشت اب
turnover
U
برگشت
turnabouts
U
برگشت
recoiling
U
برگشت
recoiled
U
برگشت
reverts
U
برگشت
recoils
U
برگشت
reverting
U
برگشت
upturn
U
برگشت
reverted
U
برگشت
turnabout
U
برگشت
turnrounds
U
برگشت
revert
U
برگشت
turnarounds
U
برگشت
turnaround
U
برگشت
recoil
U
برگشت
irrevocable
U
غیرقابل برگشت
return conductor
U
سیم برگشت
return cargo
U
محموله برگشت
regression equation
U
معادله برگشت
repercussion
U
انعکاس برگشت
retrogress
U
پس رفتن برگشت
retrogressed
U
پس رفتن برگشت
retrogresses
U
پس رفتن برگشت
irrevocability
U
برگشت ناپذیری
return wire
U
سیم برگشت
return current
U
جریان برگشت
retrograde
U
برگشت دهنده
return flow
U
جریان برگشت
flyback pulse
U
پالس برگشت
return pipe
U
لوله برگشت
returnable
U
قابل برگشت
backward reaction
U
واکنش برگشت
retrocedent
U
برگشت کننده
retrogressing
U
پس رفتن برگشت
grid return
U
سیم برگشت
flashback
U
برگشت شعله
flashbacks
U
برگشت شعله
armstand dive
U
بالانس برگشت
nonlinear regression
U
برگشت غیرخطی
payback period
U
دوره برگشت
return perion
U
زمان برگشت
recurrence interval
U
زمان برگشت
retrogressive
U
برگشت کننده
reflectors
U
برگشت دهنده
reapparition
U
برگشت عود
backspace
U
برگشت به عقب
irriversible
U
برگشت ناپذیر
rematch
U
مسابقه برگشت
ground return
U
برگشت زمینی
regression time
U
زمان برگشت
image reversal
U
برگشت تصویر
regressive
U
برگشت کننده
irremeable
U
برگشت نا پذیر
regression coefficient
U
ضریب برگشت
regression analysis
U
تحلیل برگشت
irreversibility
U
برگشت ناپذیری
linear regression
U
برگشت خطی
reflector
U
برگشت دهنده
short return
U
برگشت کوتاه
irrevocably
U
بطور بی برگشت
reversible
U
برگشت پذیر
reverberation
U
برگشت امواج
reverberations
U
برگشت امواج
turnaround time
U
زمان برگشت
turnaround documents
U
مستندات برگشت
turnaround form
U
شکل برگشت
reverses of fortune
U
برگشت روزگار
backs
U
درعقب برگشت
back
U
درعقب برگشت
downward travel
U
ضربه برگشت
revocable
U
قابل برگشت
turn around time
U
زمان برگشت
reversibility
U
برگشت پذیری
rebound
U
ضربه برگشت
rebounded
U
ضربه برگشت
rebounding
U
ضربه برگشت
turnaround documents
U
اسناد برگشت
rebounds
U
ضربه برگشت
turns
U
برگشت شناگر
turning point
U
نقطه برگشت
return flight
U
پرواز برگشت
irreversible
U
برگشت ناپذیر
re
U
برگشت دادن
track return
U
مدار برگشت
re-
U
برگشت دادن
turning points
U
نقطه برگشت
retrocessive
U
برگشت کننده
turn
U
برگشت شناگر
throw back
U
برگشت به خصال نیاکان
echoes
U
برگشت امواج رادار
microscopic reversibility
U
برگشت پذیری میکروسکوپی
ratchet effect
U
اثر برگشت ناپذیر
turnaround cycle
U
مدت رفت و برگشت
drawbacks
U
برگشت حقوق گمرکی
nonreimbursable
U
غیر قابل برگشت
payback period
U
دوره برگشت سرمایه
plotter repeatability
U
قابلیت برگشت رسام
He came back with his tail between his legs.
U
دست از پ؟ درازتر برگشت
lapsing
U
برگشت انحراف موقت
total reflux head
U
سر تقطیر برگشت کامل
drawback
U
برگشت حقوق گمرکی
day return
U
بلیط رفتو برگشت
backstroke
U
برگشت عقب زنی
reverting
U
برگشت به وضعیت طبیعی
recoveries
U
برگشت به حالت اولیه
back stroke
U
ضربه برگشت پیستون
reverts
U
برگشت به وضعیت طبیعی
echoed
U
برگشت امواج رادار
reverted
U
برگشت به وضعیت طبیعی
atavism
U
برگشت بخوی نیاکان
recovery
U
برگشت به حالت اولیه
magnetic yoke
U
سیم برگشت مغناطیسی
deceleration
U
فرایند برگشت پذیر
echoing
U
برگشت امواج رادار
trips
U
رفت یا برگشت فنر
tripped
U
رفت یا برگشت فنر
trip
U
رفت یا برگشت فنر
revert
U
برگشت به وضعیت طبیعی
cycle time
U
زمان رفت و برگشت
irreversible reaction
U
واکنش برگشت ناپذیر
capital recovery factor
U
ضریب برگشت سرمایه
irreversible process
U
فرایند برگشت ناپذیر
renewable energy
U
انرژی برگشت پذیر
introversion
U
برگشت بسوی درون
echo
U
برگشت امواج رادار
inbound
U
برگشت توپ به زمین
impedance feedback
U
پیوست برگشت امپدانس
grid return
U
سیم برگشت شبکه
regression
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
flip turn
U
برگشت انتهای استخر
step backwards
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
regress
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
irreversible steels
U
فولادهای برگشت ناپذیر
reverberations
U
برگشت دادن امواج
revocable letter of credit
U
اعتبار قابل برگشت
revocable credit
U
اعتبار قابل برگشت
return ticket
U
بلیط رفت و برگشت
reversibility principle
U
اصل برگشت پذیری
high inverse voltage rectifier
U
یکسوکننده با برگشت قوی
lapses
U
برگشت انحراف موقت
lapse
U
برگشت انحراف موقت
regressing
U
پس رفت کردن برگشت
reverberation
U
برگشت دادن امواج
regress
U
پس رفت کردن برگشت
regressed
U
پس رفت کردن برگشت
regresses
U
پس رفت کردن برگشت
regurgitation
U
برگشت خون استفراع
crump
U
منحنی
roundest
U
منحنی
curve tracer
U
منحنی کش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com