English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
public submission U مناقصه رسمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
return U گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned U گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returning U گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returns U گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
tenderest U مناقصه
tendered U مناقصه
tender U مناقصه
low bids U مناقصه
low tender U مناقصه
tendering U مناقصه
tenders U مناقصه
tendering U مناقصه مزایده
tender U مناقصه مزایده
tendered U مناقصه مزایده
official submission U مناقصه عمومی
tenderest U مناقصه مزایده
tender notice U مناقصه دهنده
bid bond U ضمانتنامه مناقصه
invitation to tender U دعوت به مناقصه
bid U مناقصه مزایده
bids U مناقصه مزایده
bid U پیشنهاد مناقصه
bids U پیشنهاد مناقصه
reviews U بازدید رسمی یاسان رسمی
review U بازدید رسمی یاسان رسمی
officious U نیمه رسمی شبهه رسمی
reviewed U بازدید رسمی یاسان رسمی
officiary U مامور رسمی مقام رسمی
reviewing U بازدید رسمی یاسان رسمی
to advertise for bids U چیزی را به مناقصه گذاشتن
tendered U پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
tender U پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
bid guarantee U ضمانتنامه شرکت در مناقصه
tenderest U پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
bid bond U ضمانتنامه شرکت در مناقصه
tendering U پیشنهاد در مزایده یا مناقصه
to invite tenders for something U چیزی را به مناقصه گذاشتن
by tender U از طریق مزایده یا مناقصه
earnest money U ضمانتنامه شرکت در مناقصه
tender notice U اگهی دعوت به مناقصه
bid U به مناقصه یا مزایده گذاشتن
tenders conditions U شرایط عمومی مناقصه
bids U به مناقصه یا مزایده گذاشتن
solemn form U در CL تصدیق وصیتنامه یا از طریق رسمی یعنی در دادگاه است یا ازطریق غیر رسمی یا عادی است که توسط دفاتر اسنادرسمی به عمل می اید
bid bond U ضمانت شرکت در مناقصه یا مزایده
bidder U شرکت کننده در مناقصه یامزایده
bid bond U ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
tenderer U شرکت کننده در مناقصه یامزایده
tender bond U ضمانتنامه شرکت در مناقصه یا مزایده
invite to tender U دعوت به مناقصه یا مزایده کردن
call for tender U برای مزایده یا مناقصه فراخواندن
bidders U شرکت کننده در مناقصه یامزایده
tender bonds U ضمانت نامههای مناقصه یامزایده
exchange devaluation U تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
institutional U رسمی
orthodox U رسمی
official U رسمی
solemn U رسمی
formmal U رسمی
formal U رسمی
careers U دوره رسمی
bank holidays U تعطیلات رسمی
official U عالیرتبه رسمی
tuxedos U لباس رسمی
tuxedo U لباس رسمی
official U موثق و رسمی
informal U غیر رسمی
insignia U نشان رسمی
unofficial U غیر رسمی
missives U نامه رسمی
officiously U بطورغیر رسمی
careering U دوره رسمی
careered U دوره رسمی
officiates U مقام رسمی
officiate U مقام رسمی
officiated U مقام رسمی
officious U غیر رسمی
missive U نامه رسمی
officiating U مقام رسمی
pronouncement U اعلامیه رسمی
asparagus U مارچوبهء رسمی
career U دوره رسمی
pronouncements U اعلامیه رسمی
letter de chancellerie U نامه رسمی
formal accountability U ذیحسابی رسمی
extra official U غیر رسمی
driss uniform U لباس رسمی
dress uniform U انیفرم رسمی
dress suit U لباس رسمی شب
official authorities U مراجع رسمی
contracts under seal U عقد رسمی
formal education U اموزش رسمی
formal group U گروه رسمی
formal review U سان رسمی
legalization U شناسایی رسمی
mare's tail U هپوریس رسمی
intrant U ورود رسمی
insigne U مدال رسمی
insigne U نشان رسمی
nonformal U غیر رسمی
hansard U مذاکرات رسمی
noterial document U سند رسمی
official document U سند رسمی
formal review U بررسی رسمی
official channels U مجاری رسمی
official channels U طرق رسمی
communique U ابلاغ رسمی
official receipt U رسید رسمی
official religion U دین رسمی
protests U اعتراض رسمی
protests U واخواست رسمی
protesting U اعتراض رسمی
protesting U واخواست رسمی
protested U اعتراض رسمی
protested U واخواست رسمی
officialize U رسمی کردن
protest U اعتراض رسمی
protest U واخواست رسمی
aregular cook U اشپز رسمی
official rate U نرخ رسمی
official communications U ابلاغیه رسمی
official deed U سند رسمی
cognizance U اخطار رسمی
official gazette U روزنامه رسمی
official jurnal U روزنامه رسمی
official language U زبان رسمی
official meeting U ملاقات رسمی
bonspiel U مسابقه رسمی
boarding call U بازدید رسمی
official meeting U اجتماع رسمی
official prices U قیمتهای رسمی
insignia U مدال رسمی
prontonotary U سردفتراسناد رسمی
standard time U زمان رسمی
vestment U لباس رسمی
card-carrying U عضو رسمی
functions U ایین رسمی
functioned U ایین رسمی
tux U لباس رسمی
position U شغل رسمی
state religion U مذهب رسمی
statute mile U مایل رسمی
officials U مقامات رسمی
audience U ملاقات رسمی
positioned U شغل رسمی
function U ایین رسمی
reprimands U توبیخ رسمی
reprimanding U توبیخ رسمی
reprimanded U توبیخ رسمی
reprimand U توبیخ رسمی
stand on ceremony <idiom> U رسمی بودن
throwaway U غیر رسمی
Full dress. Formal dress. U لباس رسمی
returns U گزارش رسمی
returning U گزارش رسمی
returned U گزارش رسمی
return U گزارش رسمی
free and easy <idiom> U غیر رسمی
placard U پروانه رسمی
speedwell U سیزاب رسمی
solemn form U طریقه رسمی
smallage U کرفس رسمی
talking-to U سرزنش رسمی
noting U نامه رسمی
semiofficial U نیمه رسمی
semiformal U نیمه رسمی
official receiver U اعتصاب رسمی
note U نامه رسمی
notes U نامه رسمی
talking to U سرزنش رسمی
audiences U ملاقات رسمی
semi official U نیمه رسمی
formalizing U رسمی کردن
prothonotary U سردفتراسناد رسمی
placards U پروانه رسمی
formalized U رسمی کردن
semi officially U بطورنیم رسمی
formalised U رسمی کردن
formalises U رسمی کردن
formalising U رسمی کردن
formalize U رسمی کردن
formalizes U رسمی کردن
notary public's office U دفتر اسناد رسمی
pro memoria U نامه غیر رسمی
notary public U سردفتر اسناد رسمی
memoire U نامه غیر رسمی
milkweed U پادزهر رسمی استبرق
nonformal education U اموزش غیر رسمی
notarization U گواهی محضری و رسمی
notary public U دفتر اسناد رسمی
official visit U بازدید رسمی فرمانده
official oath U سوگند قانونی یا رسمی
morning dress U جامهی رسمی صبحگاهی
visit of courtesy U بازدید رسمی نظامی
vestment U لباس رسمی اسقف
unofficial news U خبر غیر رسمی
officially represented U دارای نماینده رسمی
studbook U شناسنامه رسمی اسب
stuffed shirt <idiom> U شخص رسمی وجدی
finery [formal] U جامه رسمی جشن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com