Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 146 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tangible benefits
U
منافع مشهود فواید عینی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
invisible hand
U
فرد در تعقیب منافع شخصی خود بطورخودکار به حداکثر کردن منافع جامعه کمک میکند
public works
U
فواید عامه
external benefits
U
فواید خارجی
environmental benefit
U
فواید زیست محیطی
prima facie
U
مشهود
right under one's nose
<idiom>
U
مشهود
obvious
U
مشهود
evident
U
مشهود
visible
U
مشهود
perceivable
U
مشهود
object of testimony
U
مشهود به
apparent
U
مشهود
conspicuous defect
U
نقض مشهود
signalize
U
مشهود کردن
open theft
U
سرقت مشهود
imperceivable
U
غیر مشهود
sensible
U
مشهود بارز
evidentiary effect
U
اثر مشهود
evidentiary effect
U
نتیجه مشهود
abiotrophy
U
تحلیل و فساد عضوبدون علت مشهود
vista
U
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
vistas
U
منظره مشهود از مسافت دور چشم انداز
concrete
U
عینی
irreplaceable
U
عینی
chose in possession
U
حق عینی
objective
U
عینی
objectives
U
عینی
veridical
U
عینی
objective data
U
دادههای عینی
eye witness
U
گواه عینی
objective anxiety
U
اضطراب عینی
non fungible
U
مال عینی
individual duty
U
واجب عینی
objective reality
U
واقعیت عینی
eye witness
U
شاهد عینی
objective method
U
روش عینی
objective test
U
ازمون عینی
things in possession
U
اموال عینی
eyewitness
U
شاهد عینی
eye-witness
U
شاهد عینی
eye witness
U
شاهد عینی
eye-witness
U
گواه عینی
eye witness
U
گواه عینی
tangible property
U
اموال عینی
tangible property
U
دارائی عینی
objective type
U
سنخ عینی
objective value
U
ارزش عینی
objectivism
U
عینی نگری
ocular witness
U
شاهد عینی
personal duty
U
فرض عینی
personal duty
U
واجب عینی
res gestae
U
حقایق عینی
retortion
U
تلافی عینی
eyewitness
U
گواه عینی
objectivity
U
عینی بودن
concrete intelligence
U
هوش عینی
concrete operations
U
عملیات عینی
concrete thinking
U
تفکر عینی
facsimile
U
رونوشت عینی نمابرد
lextalionis
U
قانون کیفر عینی
objective psychology
U
روانشناسی عینی نگر
facsimiles
U
رونوشت عینی نمابرد
revenue
U
منافع
perquisite
U
منافع
earnings
U
منافع
perquisites
U
منافع
intangible
U
مال غیر عینی نا هویدا
eyewitness
U
شاهد عینی گواه خوددیده
eyewitnesses
U
شاهد عینی گواه خوددیده
eye-witnesses
U
شاهد عینی گواه خوددیده
harmony of interests
U
هماهنگی منافع
public interest
U
منافع عامه
class interests
U
منافع طبقاتی
spillover benefits
U
منافع خارجی
tangible benefits
U
منافع مرئی
conflict of interest
U
برخورد منافع
public benefits
U
منافع عمومی
economic interest
U
منافع اقتصادی
conflict of interest
U
تضاد منافع
pure interest
U
منافع خالص
unions
U
اشتراک منافع
benefit spillovers
U
نشر منافع
private benefits
U
منافع خصوصی
union
U
اشتراک منافع
harmony of interests
U
سازگاری منافع
public interest
U
منافع عمومی
vested interests
U
منافع مقرره
fictitious dividens
U
منافع موهوم
vested interest
U
منافع مقرره
capital gains
U
منافع سرمایهای
fictious dividened
U
منافع موهوم
windfall gains
U
منافع اتفاقی
mutual interests
U
منافع مشترک
net benefits
U
منافع خالص
social security benefits
U
منافع تامین اجتماعی
separable accretions and benefits
U
نمائات و منافع منفصله
undistributed earnings
U
منافع تقسیم نشده
solidarity
U
اشتراک منافع ومسئولیتها
emblements
U
منافع حاصله از زمین
undistributed earnings
U
منافع توزیع نشده
beneficial ownership
U
مالکیت به نسبت منافع
rent
U
مال الاجاره منافع
windfall gains
U
منافع باد اورده
gains from trade
U
منافع حاصل از تجارت
self regard
U
حفظ منافع شخصی
vesture
U
منافع و نمائات زمین
valuation of benefits
U
ارزش گذاری منافع
the profits and accretions which are an
U
منافع و نمائات متصله مال
measurement of benefits and costs
U
اندازه گیری منافع و هزینه ها
original and derivative estate
U
اصل مال یا نمائات یا منافع ان
it is p to our interests
U
برای منافع مازیان اوراست
explees
U
اجاره بها یا منافع زمین
emblements
U
منافع حاصله اززمین مزروعی
protection and indemnity club
U
باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
pray in aid
U
دعوی مطالبه منافع ناشی ازمحتویات یک سند
shifting use
U
مالکیت منافع زمین با درج شرط به نفع ثالث
severalty
U
مالکیت انفرادی منافع زمین اجاره داری انحصاری
p&l club
U
club indemnity protectionand باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
saving
U
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
apportionment
U
افراز سرشکن کردن هزینه به چندسال به نسبت منافع حاصله در هر سال
profits a prendre
U
درCL عامل در حق علف چر وسایر منافع حاصله از زمین هم ذیحق میشود
potential substitution
U
حالتی که یک کالا جانشین عینی نداردولی موادی وجود دارند که تحت شرایط خاص می توانندجانشین ان شوند
intervener
U
در CL علت وروددعوی ثالث ممکن است نفع شخصی یا لزوم حفظ منافع جامعه باشد
observer
U
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers
U
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
leases
U
در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
lease
U
در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
pork barrel
U
برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
unfriendly act
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
dedications
U
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication
U
اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
contra preferentum rule
U
درصورت گنگ بودن متن قرارداد بنحوی تعبیر میگرددکه حداقل منافع نویسنده قرارداد را دربر داشته باشد
consuls
U
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
consul
U
نمایندهای است که از کشوری به کشوردیگر اعزام میشود تا مصالح و منافع شخصی و تجاری اتباع کشور متبوع خود را درکشور مرسل الیه حفظ کند سر کنسول
tangible assets
U
دارائیهای ثابت دارائیهای عینی
estate in common
U
درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
term
U
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
termed
U
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
terming
U
مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
capital gain
U
منافع حاصل از فروش یاتعویض اقلام دارایی به قیمتی بیش از ارزش دفتری اضافه ارزش سرمایه سرمایه باز یافته
tangible costs
U
هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
facsimiles
U
رونوشت عینی رونوشت
facsimile
U
رونوشت عینی رونوشت
totalitarianism
U
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
international labour organization
U
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com