Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fishable
U
مناسب یا مجاز برای ماهیگیری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
jacklight
U
ماهیگیری غیرمجاز در شب بکمک نورافکن نورافکن برای شکار غیر مجاز در شب
open season
U
فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
visiting correspondent
U
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
trial and error
<idiom>
U
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
keystroke
U
برسی هر کلید انتخاب شده برای اطمینان یافتن از اینکه برای عملی مناسب است
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
game fish
U
ماهی مجاز برای صیادی
lure
U
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lured
U
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
lures
U
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
luring
U
وسیلهای برای ماهیگیری باچند قلاب
spools
U
قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
spool
U
قرقره استوانهای برای پیچیدن نخ ماهیگیری
fair weather
U
مناسب برای
sportfisherman
U
قایق موتوری بزرگ برای ماهیگیری دورازساحل
jump fishing
U
ماهیگیری سیار برای کشف محل ماهیها
surfcasting rod
U
چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
fly dope
U
ماده اغشته به طعمه ماهیگیری برای شناورشدن
running
U
مناسب برای مسابقه دو
airworthy
U
مناسب برای پرواز
suitable for children
U
مناسب برای بچه ها
cantabile
U
مناسب برای اواز
fill the bill
<idiom>
U
مناسب برای همه جا
skiable
U
مناسب برای اسکی
winterish
U
مناسب برای زمستان
airworthiness
U
مناسب برای پرواز
in pride of grease
U
مناسب برای کشتن
bail
U
فلزی بشکل لا وصل به قرقره ماهیگیری برای پیچیدن نخ
dipsey sinker
U
نوعی وزنه برای فرو بردن قلاب ماهیگیری
put and take fishing
U
انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
date of grace
U
مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
gressorial
U
مناسب برای راه رفتن
readied
U
مناسب برای استفاده از یا فروش .
buyer's market
U
بازار مناسب برای خریدار
readying
U
مناسب برای استفاده از یا فروش .
readies
U
مناسب برای استفاده از یا فروش .
fencible
U
مناسب برای نرده کشی
ready
U
مناسب برای استفاده از یا فروش .
office
U
مناسب برای استفاده در شرکت
market value
U
قیمت مناسب برای خریداروفروشنده
roadworthy
U
مناسب برای بکاربردن درجاده ها
offices
U
مناسب برای استفاده در شرکت
jump speed
U
سرعت مناسب برای پرش باچتر
sawtimber
U
الوار مناسب برای اره کشی
to be
[look]
somewhat
[the]
worse for wear
[person, thing]
U
مناسب نبودن برای پوشیدن
[جامه ای]
He's not suited for a doctor.
U
او
[مرد]
برای یک پزشک مناسب نیست.
jump altitude
U
ارتفاع مناسب برای پرش چتربازان
lyrical
U
مناسب برای نواختن یاخواندن باچنگ
fair drawing
U
طرح مناسب برای چاپ و تکثیر
backing
U
کمان نوارپیچی شده برای ازدیادمقاومت نخ دخیره دور قرقره ماهیگیری
snap swivel
U
حلقه گردان با گیره فلزی برای وصل کردن طعمه ماهیگیری به ان
log wood
U
درخت بقم
[در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
slots
U
منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slot
U
منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
flag days
U
روزهای مناسب یا نامناسب برای حرکات موتوری
ski run
U
سرازیری یا مسیر مناسب برای اسکی بازی
that is i. to this purpose
U
برای این مقصود مناسب یاکافی نیست
slotting
U
منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
gorge portion
U
محل مناسب برای ایجاد سد دربستر رودخانه
amphimictic
U
مناسب برای تولید و تناسل واختلاط نژاد
bug taper
U
ریسمان مناسب برای استفاده از طعمه زیر اب
keeper
U
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keepers
U
ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
center of gravity limits
U
محدوده مجاز برای جابجاشدن گرانیگاه هواپیما بدون اختلال در وضعیت پرواز ان
piggyback
U
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggybacks
U
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
constructive placement
U
تعیین محل برای بارگیری یاتخلیه مناسب کشتیها
The fire is fit to roast the meat.
U
این آتش برای کباب کردن گوشت مناسب است
fits units with ... connection
U
مناسب برای دستگاه هایی با اتصال ...
[الکترونیک مهندسی برق]
intermediate contingency
U
قدرت موتور توربوشفت پایین تر از سطح اضطراری که معمولا برای مدت 03 دقیقه مجاز میباشد
sector
U
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sectors
U
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
verification
U
بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
to suggest it is appropriate to do so
[matter]
U
پیشنهاد می کند که برای انجام این کار مناسب باشد
[چیزی ]
fourth generation computers
U
زبانهایی که برای کاربر فاهر مناسب دارند و هوشمند طراحی نشده اند
voicing
U
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
voices
U
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
CD WO
U
مناسب برای ذخیره سازی متون آرشیو و یا آزمایش ROM-CD پیش از دوباره کاری
voice
U
توانایی کامپیوتر برای تشخیص کلمات خاص در صدای انسان و ایجاد پاسخ مناسب
legit
U
نمایش مجاز تاتر مجاز
drop
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
dropping
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drops
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
dropped
U
خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
conversion
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
populating
U
1-حافظه یا انتخابهای مناسب برای کامپیوتر.2-تخته مدار چاپ شده که در سوکتهای خالی قط عاتی دارند
populate
U
1-حافظه یا انتخابهای مناسب برای کامپیوتر.2-تخته مدار چاپ شده که در سوکتهای خالی قط عاتی دارند
populates
U
1-حافظه یا انتخابهای مناسب برای کامپیوتر.2-تخته مدار چاپ شده که در سوکتهای خالی قط عاتی دارند
enumerated type
U
فضای ذخیره سازی داده یا رده بندی با استفاده از اعداد برای نمایش برچسبهای مناسب انتخاب شدنی
fibre optics
U
لایههای مناسب شیشهای یا پلاستیکی محافظت شده برای ارسال سیگنالهای نوری که داده سریع منتقل می کنند
hand-held
U
کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست
routing
U
مشخص کردن یک مسیر مناسب برای پیام از شبکه , روش جدید مسیریابی داده به کامپیوتر مرکزی وجود دارد
semaphore
U
مشخصات دو کار و تصدیق مناسب برای جلوگیری از قفل کردن یا سایر مشکلات وقتی که هر دو نیاز به وسیله جانبی یا تابعی دارند
telegenic
U
دارای استعداد شرکت دربرنامههای تلویزیونی مناسب برای برنامه تلویزیونی
ergonomics
U
بخشی از طراحی نرم افزار یا سخت افزار تا برای استفاده مناسب و امن شود
wife's equity
U
عبارت است از مقدار مناسب و معقولی ازاثاث البیت و ..... که زن میتواند برای خود و اطفالش نگهدارد و شوهر حق تصرف در ان یا انتقال دادنش راندارد
free drop
U
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
arm
U
وسیله مکانیکی در درایو دیسک برای مکان دهی به نوک خواندن / نوشتن روی شیار مناسب از دیسک
fittest
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
fit
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
fits
U
شایسته بودن برای مناسب بودن
controlled environment
U
محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
fractional T
U
روش تقسیم فرفیت از خط ارتباطی T با نرخ مگابیت در ثانیه به کانالهای کوچکتر کیلوبایت در ثانیه که مناسب تر و ارزانتر برای استفاده مشتری هستند
object code
U
خروجی یک کامپایلر یا اسمبلرکه خود کد ماشینی قابل اجرابوده یا برای پردازش بیشتربه منظور تولید چنین کدی مناسب است کد مقصود برنامه مقصود
conversion
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions
U
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
axle stub
U
اکسل کوتاه بدون حرکتی که چرخها و پینهای مفصلی وسیله نقلیه برای راندن ماشین بر روی ان سوار شده و مناسب حرکت زاویهای محدودی است حول پینهای مفصلی
early token release
U
در شبکه FDDI یا Ring-Token سیستمی که به دو Token اجازه حضور در شبکه حلقهای میدهد که مناسب برای وقتی است که ترافیک خط بالا است
CSMA CD
U
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
c
U
رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
authorized level of organization
U
سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
piscary
U
حق ماهیگیری
angling
U
ماهیگیری
fishing
U
ماهیگیری
handline
U
ماهیگیری با نخ
angle
U
ماهیگیری
fishing
U
ماهیگیری حق ماهیگیری
angles
U
ماهیگیری
toluene
U
حد مجاز
permissive
U
مجاز
authorized
U
مجاز
allowable
U
مجاز
authorrized
U
مجاز
permitted
U
مجاز
at liberty
U
مجاز
metonymy
U
مجاز
authorised
U
مجاز
rated
U
مجاز
commissioned
U
مجاز
certified
U
مجاز
licensable
U
مجاز
permissible
U
مجاز
allowed
U
مجاز
admittable
U
مجاز
admissibll
U
مجاز
legal
U
مجاز
licensed
U
مجاز
tropologic
U
مجاز
lawful
U
مجاز
admissible
U
مجاز
trawlers
U
کرجی ماهیگیری
chums
U
طعمه ماهیگیری
jug fishing
U
ماهیگیری با بطری
monofilament
U
نخ نایلونی ماهیگیری
fishing tackle
U
ابزار ماهیگیری
trawler
U
کرجی ماهیگیری
angling
U
ورزش ماهیگیری
baits
U
طعمه ماهیگیری
bait
U
طعمه ماهیگیری
forward cast
U
پرتاب نخ ماهیگیری
angle
U
قلاب ماهیگیری
ice fishing
U
ماهیگیری از سوراخهای یخ
fishable
U
قابل ماهیگیری
baited
U
طعمه ماهیگیری
chum
U
طعمه ماهیگیری
piscary
U
محل ماهیگیری
foulest
U
نخ ماهیگیری اشفته
fishing
U
ورزش ماهیگیری
fisheries
U
محل ماهیگیری
casting rod
U
چوب ماهیگیری
fish hook
U
قلاب ماهیگیری
fishline
U
ریسمان ماهیگیری
fisherman's bend
U
گره ماهیگیری
fishing rod
U
چوب ماهیگیری
angles
U
قلاب ماهیگیری
fishhook
U
قلاب ماهیگیری
fishing rods
U
چوب ماهیگیری
fisheries
U
شیلات ماهیگیری
fishery
U
محل ماهیگیری
piscatorial
U
وابسته به ماهیگیری
fouls
U
نخ ماهیگیری اشفته
piscatory
U
وابسته به ماهیگیری
fouler
U
نخ ماهیگیری اشفته
fouled
U
نخ ماهیگیری اشفته
fishery
U
شیلات ماهیگیری
foul
U
نخ ماهیگیری اشفته
fishing gear
U
اسباب ماهیگیری
reeled
U
قرقره ماهیگیری
sport fish
U
ماهیگیری تفریحی
snell
U
بندقلاب ماهیگیری
reeling
U
قرقره ماهیگیری
reels
U
قرقره ماهیگیری
surf fishing
U
ماهیگیری در موج
reel
U
قرقره ماهیگیری
frees
U
مجاز منفصل
freeing
U
مجاز منفصل
speed limit
U
سرعت مجاز
tolerance
U
خطای مجاز
tolerance
U
تفاوت مجاز
complementing
U
حد مجاز مکمل
freed
U
مجاز منفصل
free
U
مجاز منفصل
authorized bank
U
بانک مجاز
circuit allocated use
U
مدارچانلهای مجاز
legitimized
U
مجاز کردن
safe load
U
بار مجاز
complements
U
حد مجاز مکمل
licit
U
روا مجاز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com