English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 213 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
May I have an iron? U ممکن است یک اتو برایم بیاورید؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
May I have the drink list, please? U ممکن است لطفا صورت نوشیدنیها را برایم بیاورید؟
May I have the menu, please? U ممکن است لطفا صورت غذا را برایم بیاورید؟
May I have some hangers? U ممکن است چند تا چوب لباسی برایم بیاورید؟
May I have some soap? U ممکن است چند تا صابون برایم بیاورید؟
May I have a blanket? U ممکن است یک پتو برایم بیاورید؟
May I have some toiletpaper? U ممکن است چند تا کاغذ توالت برایم بیاورید؟
May I have a bath towel? U ممکن است یک حوله حمام برایم بیاورید؟
May I have an ashtray? U ممکن است یک زیرسیگاری برایم بیاورید؟
Can I have some more ...? آیا ممکن است کمی دیگر ... برایم بیاورید؟
May I have some ...? آیا ممکن است مقداری ... برایم بیاورید؟
May I have some ...? آیا ممکن است کمی ... برایم بیاورید؟
Could you bring me ... ? ممکن است ... برایم بیاورید؟
Other Matches
Please bring me the orifinal letter . U عین نامه را برایم بیاورید
Please take my suitcase. خواهش میکنم چمدانم را برایم بیاورید.
Please take that bag. خواهش میکنم آن کیف را برایم بیاورید.
Please take this luggage. خواهش میکنم این اسباب و اثاثیه را برایم بیاورید.
May I have my bill, please? U ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
Could we have a fork please? U ممکن است لطفا یک چنگال برایمان بیاورید؟
Could we have a plate please? U ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
Can you serve me immediately? U آیا ممکن است غذایم را فورا بیاورید؟
Could we have a napkin please? U ممکن است لطفا یک دستمال سفره برایمان بیاورید؟
Could we have some matches please? U ممکن است لطفا چند تا کبریت برایمان بیاورید؟
perpetuting testtimony U تاسیسی که به وسیله ان شهادتی که ممکن است بعدا" به ان استناد لازم شود و در عین حال ممکن است بعدا" ممکن الحصول نباشد حفظ میشود
remind me ofit U یاد من بیاورید
remind me ofit U ان موضوع را بخاطرمن بیاورید
You should not over – exert yourself. U نباید بخودتان فشار بیاورید
Two coffees please . U لطفا" دو فنجان قهوه بیاورید ( بدهید )
steady on U لوله توپ را به اهستگی تاروی هدف بیاورید
Keep a free(an empty)seat for me. U یک صندلی خالی برایم نگاهدار
Bring me a few sheets of paper . U چند صفحه کا غذ برایم بیاور
I have outgrown my suits. U لباسهایم برایم تنگ شده
I don't [ couldn't ] give a damn about it. <idiom> U برایم اصلا مهم نیست.
It is easy for me. U برایم خیلی آسان است
It is too easy for me. U برایم مثل آب خوردن است
i paid dearly for it U بسیار گران برایم تمام شد
i must answer for the damages U ازعهده خسارت ان باید برایم
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
He told me in so many words . U عینا" اینطور برایم گفت
Mother left me 500 tomans . U مادرم برایم 500 تومان گذاشت
I paid dearly for this mistake . U این اشتباه برایم گران تمام شد
These shoes are too big for me . U این کفشها برایم گشاد است
I've been set up! U برایم پاپوش درست کرده اند!
Drop me a line . U برایم چند خط بنویس ( نامه بفرست )
These shoes are too tight for me. U این کفشها برایم تنگ است
This is my last chance . U این برایم آخرین فرصت است
Tell me hpw you escaped. U برایم بگه چطور فرار کردی
Give me a full account of the events. U جریان کامل وقایع را برایم تعریف کنید
help any one . U برایم خوش قدم بود ( شانس آورد )
The notice is too short [for me] . U آگاهی [برایم] خیلی کوتاه مدت است.
Thats no news to me. U این برایم خبر جدیدی نیست ( قبلا می دانستم )
Please send me information on ... U خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید.
armistise U متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
manageable <adj.> U ممکن
practicable <adj.> U ممکن
workable <adj.> U ممکن
feasible U ممکن
executable <adj.> U ممکن
makable <adj.> U ممکن
thinkable U ممکن
possible [doable, feasible] <adj.> U ممکن
makeable <adj.> U ممکن
makable [spv. makeable] <adj.> U ممکن
feasible <adj.> U ممکن
possible U ممکن
posses U ممکن
posse U ممکن
conceivable U ممکن
achievable <adj.> U ممکن
contrivable <adj.> U ممکن
doable <adj.> U ممکن
impossible U غیر ممکن
possible capacity U گنجایش ممکن
multilevel U با مقادیر ممکن
mayhap U ممکن است
ternary U با سه حالت ممکن
probable error U خطای ممکن
to be posible U ممکن بودن
as far as possible U هر چه ممکن است
possibility U چیز ممکن شق
perhaps U ممکن است
possibilities U چیز ممکن شق
perchance U ممکن است
warnings U توجه به خط ر ممکن
available U ممکن الحصول
warning U توجه به خط ر ممکن
interactive U را ممکن میکند
impracticable <adj.> U غیر ممکن
inexecutable <adj.> U غیر ممکن
unfeasible <adj.> U غیر ممکن
I simply cant concentrate. U حواس ندارم ( حواس برایم نمانده )
leg U مسیر ممکن در یک تابع
i may go U ممکن است بروم
minimise U کوچک کردن تا حد ممکن
probable error U خطای ممکن [ریاضی]
feasible solutions U راه حلهای ممکن
nemo tenetur ad impossible U غیر ممکن وادارکرد
may U ممکن است میتوان
legs U مسیر ممکن در یک تابع
an impossible act U کار غیر ممکن
to the nth degree <idiom> U بالاترین وجه ممکن
as much as possible U هر قدر ممکن است
pron to U با حداکثر سرعت ممکن
perhaps you have seen it U ممکن است انرادیده باشید
ambiguous U آنچه دو معنای ممکن دارد
may i go yes you may U ایا ممکن است من بروم
Can you help me? ممکن است کمکم کنید؟
ramp weight U حداکثر وزن ممکن هواپیما
ultimate strength U حاصلضرب بیشترین بار ممکن
Excuse me. May I get by? ببخشید. ممکن است رد شوم؟
he may come late U ممکن است دیر بیاید
ccd U که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند
WI'll you give the car a wash (wash – down) please. U ممکن است لطفا" اتوموبیل رابشوئید
you have perhaps seen it U ممکن است انرا دیده باشید
Could you put us up for the night ? U ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
Can you help me with my luggage? U ممکن است بارم را حمل کنید؟
Can you tell me where ... is? آیا ممکن است به من بگویید ... کجاست؟
May I park there? U ممکن است اینجا پارک کنم؟
Can you lend me ... آیا ممکن است ... را به من امانت بدهید؟
Can you give me an estimate? U ممکن است یک برآورد هزینه به من بدهید؟
By hook or by crook. somehow. U هر جوری شده ( بهر طریق ممکن )
Can you give me the key, please? U لطفا ممکن است کلید را به من بدهید؟
Would you wait for me, please? U ممکن است لطفا منتظرم باشید؟
meshing U هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
boolean operation U یکی از دو مقدار ممکن درست یا نادرست
bistable U که در موقعیت ممکن روشن و خاموش دارد
it is not p to climb it U نمیتوان از ان بالارفت بالارفتن از ان ممکن نیست
contingency U چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد
bifurcation U سیستمی که در آن فقط دو نتیجه ممکن است
meshes U هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
contingencies U چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد
mesh U هر سیستم با دو یا چند مسیر ممکن در هر اتصال
phoneme U که ممکن است کلمهای را ایجاد کند
give a catch U زدن ضربهای که ممکن است بل گرفته شود
full rubber U حرکت هریک از این سطوح تااخرین حد ممکن
She has everything a woman can wish for. U اوتمام چیزهایی را که یک زن ممکن است آرزوکند دارد
May I have a word with you? U ممکن است دو کلمه حرف با شما بزنم ؟
capacities U انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
capacity U انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
Could we have a table outside? U آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
Can you get it repaired? U آیا ممکن است آن را بدهید تعمیر کنند؟
Could we have a table in the corner? U آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
Could you drive more slowly, please? U ممکن است لطفا کمی آهسته تر برانید؟
i speak under correction U انچه می گویم ممکن است درست نباشد
May I change this? U آیا ممکن است این را عوض کنم؟
Can you send a mechanic, please? U آیا ممکن است لطفا یک یک مکانیک بفرستید؟
optimize U کار کردن چیزی با حداکثر کارایی ممکن
Can you send a breakdown lorry, please? U آیا ممکن است لطفا یک جرثقیل بفرستید؟
an accessible place U جایی که راه یافتن بدان ممکن است
Can you help me with my luggage? U ممکن است اسباب و اثاثیه ام را حمل کنید؟
Would you mind filling in this registration form? U آیا ممکن است این فرم را پر کنید؟
three state logic U دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
Will you tell me when to get off? U ممکن است به من بگویید چه موقع پیاده شوم؟
paths U مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه
Could we have a table on the terrace? U آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
Could we have a table by the window? U آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
Would you change the lamp please? U آیا ممکن است لطفا لامپ را عوض کنید؟
Would you post this for me, please? U ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
Could you help me carry my luggage? U ممکن است در حمل اسباب و اثاثیه ام به من کمک کنید؟
Would you change the tyre please? U آیا ممکن است لطفا لاستیک را عوض کنید؟
Could you check the tyre pressure? U آیا ممکن است باد تایر را کنترل کنید؟
Could you put an extra bed in the room? U آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
tabling U لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
tables U لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
Could you put a cot in the room? U آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟
tabled U لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
table U لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
Would you call the head waiter, please? U لطفا ممکن است مسئول سرپیشخدمت را صدا کنید؟
May I trouble you to pass the salt please. U ممکن است بی زحمت حرف نزنی ( درمقام طعنه )
Could you move the table a little bit ? U ممکن است این میز راقدری تکان بدهی ؟
Will you have our luggage sent up? U آیا ممکن است اسباب و اثاثیه من را بالا بفرستید؟
path U مسیر ممکن یا مجموعه رویدادها یا دستورات در اجرای یک برنامه
branchpoint U نقط های در برنامه که در آن ممکن است جهش رخ دهد
concentrator U گرهای که دسترسی را از یک یا چند ایستگاه به شبکه ممکن می سازد
maximises U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximising U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximize U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximized U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximizes U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximizing U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
rated through put U ماکزیمم توان عملیاتی ممکن برای یک دستگاه داده پردازی
maximised U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
back level U نمونه اولیه محصول که ممکن است توابعی را پشتیبانی نکند
But his body was eventually recovered. U اما ممکن بود او [مرد] فقط مرده بازیافته شود.
prohibitive tax U مالیات گزافی که صدور یاورود کالا را غیر ممکن می سازد
Could we have a plate for the child? U آیا ممکن است بشقابی برای بچه مان به ما بدهید؟
Could we have a table in the non-smoking section? U آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟
limit load U بیشترین باری که ممکن است در حالتی بر یک جزء یا قطعه وارد شود
symbolically U برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
channel U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
symbolic U برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
channeled U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
channeling U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
channels U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
supervening impossibility of performance U غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
channelled U اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
petitioning creditor U بستانکاری که به دادگاه اعلام میکند که ممکن است مدیون ورشکسته باشد
Can you show me on the map where I am? U آیا ممکن است به من روی نقشه نشان بدهید که کجا هستم؟
truth table U روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
frustrations U غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
dense binary code U کدی که تمام حالتهای ممکن الگوی دودوئی در ان بکار برده میشود
sedan U اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
sedans U اتومبیل مسافرتی که ممکن است با تغییراتی برای مسابقه اماده شود
defensive computing U روش برنامه سازی که همه نوع خطای ممکن را در نظر می گیرد
frustration U غیر ممکن شدن اجرای قراردادبه دلیل دخالت وقایع غیرمترقبه
irrationlism U اصول عقایدکسانی که رسیدن به مرحله یقین را از طریق اشراق والهام ممکن می دانستند
relief hole U سوراخی در ورقههای فلزی که تلاقی دو خم را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن میسازد
diplexer U وسیلهای که استفاده از یک انتن را بصورت همزمان یامجزا توسط دو فرستنده ممکن میسازد
user U یکی از دو حالت ممکن برا ی اجرا برنامه چندرسانهای ولی عدم تغییر آن
switches U نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود
switched U نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود
switch U نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود
The culpable action may be done wilfully or by negligence. U عمل قابل مجازات ممکن است آگاهانه یا با سهل انگاری انجام شود.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com