English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
styled queen U ملقب یا موسوم به ملکه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
yclept U موسوم مصطلح
ycleped U موسوم مصطلح
nee U موسوم به نامیده شده
pindaric U پیرو سبک مغلق نویسی شاعریونانی موسوم به
entitling U ملقب ساختن
entitles U ملقب ساختن
entitle U ملقب ساختن
nickname U ملقب کردن
nicknamed U ملقب کردن
nicknames U ملقب کردن
nicknack U ملقب کردن
nicknaming U ملقب کردن
intitle U ملقب ساختن
agonic line U خط موسوم روی یک نقشه که نقاطی را که دارای خطا یاانحراف مغناطیسی صفر میباشند به یکدیگر متصل میکند
queens U ملکه
constitutional monarch U ملکه
queen U ملکه
queen dowager U ملکه بیوه
queendom U قلمرو ملکه
queenhood U سمت ملکه
rial U پادشاه ملکه
reginal U ملکه منش
reigining beauty U ملکه وجاهت
queenlike U ملکه وار
queenliness U ملکه منشی
queens bench division U دادگاه ملکه
queenvictoria U ملکه ویکتوریا
reginal U در خور ملکه
reginal U لایق ملکه
ladies-in-waiting U ندیمه ملکه
queenly U درخور ملکه
lady-in-waiting U ندیمه ملکه
queens U ملکه شدن
queen U ملکه شدن
her majesty U در گفتگوی ملکه
empresses U ملکه امپراتریس
empress U ملکه امپراتریس
monarchs U ملکه شهریار
monarch U ملکه شهریار
lady in waiting U ندیمه ملکه
to queen it U ملکه وار رفتارکردن
tzarina U ملکه روسیه تزاری
ladies-in-waiting U مستخدمه مخصوص ملکه
regina U ملکه سلطنت کننده
lady in waiting U مستخدمه مخصوص ملکه
lady-in-waiting U مستخدمه مخصوص ملکه
dido U ملکه افسانهای کارتاژ
queen can do no wrong U ملکه نمیتواند خطا کند
Victoriana U وابسته به دوران ملکه ویکتوریا
Elizabethan U مربوط به بدوره ملکه الیزابت
queen's bounty U دستلافی که ملکه بزن سه قلوزاییده میدهد
Elizabethan architecture U معماری دوره ملکه الیزابت [انگلستان]
infanta U دختر پادشاه و ملکه اسپانیا یاپرتقال
Victorian U مربوط به زمان سلطنت ملکه ویکتوریا
the rose of tehran U زیباترین زن یادختردرتهران ملکه وجاهت تهران
infante U جوانترین پسر پادشاه و ملکه اسپانیا و پرتقال
victorianism U سبک نویسندگی و شعر و طرزتفکر زمان ملکه ویکتوریا
queen of U دختری که در بازیهای روزیکم می بعنوان ملکه برگزیده میشود
order of council U تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
queen can do no wrong U بیان اصل عدم مسئوولیت ملکه یاپادشاه است در سیستم مشروطه
Aesthetic Movement U [جنبش هنرمندان آمریکایی و انگلیسی در احیای طراحی های باشکوه عصر ملکه ویکتوریا]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com