Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
extradite
U
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited
U
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites
U
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing
U
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
republics
U
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic
U
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
indents
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
indenting
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
indent
U
سفارش خرید از کشور بیگانه
enclaves
U
ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
enclave
U
ناحیهای که کشور بیگانه دورانرا گرفته باشد
innocent passage
U
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
short-haul
U
کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
short haul
U
کاروان دریایی که بین سواحل دو کشور بیگانه و ناشناس حرکت میکند
letter of recall
U
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
Burundi
U
کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession
U
تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
provincialism
U
اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
nonaligned
U
کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
non-resident alien
[NRA]
U
بیگانه غیر مقیم
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
imported
U
به کشور اوردن افهار کردن
revolutionize
U
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized
U
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises
U
در کشور ایجاد شورش کردن
import
U
به کشور اوردن افهار کردن
to emigrate
[to]
U
مهاجرت کردن
[به]
[به کشور دیگررفتن]
importing
U
به کشور اوردن افهار کردن
revolutionizes
U
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising
U
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionised
U
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing
U
در کشور ایجاد شورش کردن
deportation
U
تبعید و بیرون کردن فردخارجی از کشور
to raise big problems for the country
U
روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
to raise big problems for the country
U
مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
To smuggle in to ( out of ) a country .
U
جنسی را بداخل ( بخارج ) کشور قاچاق کردن
to face a serious problem for the country
U
مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
to face a serious problem for the country
U
روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
to move one's operation offshore
U
شرکت خود را به خارج
[از کشور]
منتقل کردن
state
U
کشور
fatherlands
U
کشور
realms
U
کشور
territory
U
کشور
realm
U
کشور
countries
U
کشور
country
U
کشور
stating
U
کشور
common wealth
U
کشور
land n
U
کشور
nations
U
کشور
state-
U
کشور
nation
U
کشور
states
U
کشور
stated
U
کشور
soils
U
کشور
soiling
U
کشور
soil
U
کشور
fatherland
U
کشور
territories
U
کشور
peregrinate
U
سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
per pais
U
بوسیله کشور
deportation
U
اخراج از کشور
theocrat
U
خداوند کشور
friendly state
U
کشور خودی
sending state
U
کشور فرستنده
mother countries
U
کشور اصلی
the youth of the country
U
جوانان کشور
state-
U
جمهوری کشور
turkeys
U
کشور ترکیه
Kenya
U
کشور کنیا
the play of europe
U
کشور سویس
Canada
U
کشور کانادا
Kiribati
U
کشور کیریباتی
Laos
U
کشور لائوس
stating
U
جمهوری کشور
forwarding country
U
کشور فرستنده
Morocco
U
کشور مغرب
sea power
U
کشور دریایی
Kuwait
U
کشور کویت
abroad
خارج از کشور
Jamaica
U
کشور جامائیکا
the superme court
U
دیوانعالی کشور
mother country
U
کشور اصلی
secretary of state for home affairs
U
وزیر کشور
friendly state
U
کشور دوست
stated
U
جمهوری کشور
turkey
U
کشور ترکیه
country of origin
U
کشور مبداء
Honduras
U
کشور هندوراس
Hungary
U
کشور مجارستان
state
U
جمهوری کشور
Indonesia
U
کشور اندونزی
states
U
جمهوری کشور
Home Office
U
وزارت کشور
Botswana
U
کشور بوتسوانا
great power
U
کشور با قدرت
Liberia
U
کشور لیبریا
Burma
U
کشور برمه
Cambodia
U
کشور کامبوج
Cameroon
U
کشور کامرون
cloud-cuckoo-land
U
کشور پریون
Holland
U
کشور هلند
Colombia
U
کشور کلمبیا
in these parts
<adv.>
U
در این کشور
in this country
<adv.>
U
در این کشور
home country
U
کشور اصلی
ministry of the interior
U
وزارت کشور
inland
U
درون کشور
Albania
U
کشور آلبانی
Andorra
U
کشور آندورا
Angola
U
کشور انگولا
Argentina
U
کشور آرژانتین
Egypt
U
کشور مصر
Bahamas
U
کشور باهاما
Bahrain
U
کشور بحرین
Bangladesh
U
کشور بنگلادش
interior ministry
U
وزارت کشور
Belize
U
کشور بلیز
high court of
U
دیوانعالی کشور
Greece
U
کشور یونان
Bhutan
U
کشور بوتان
host country
U
کشور میزبان
bordering country
U
کشور همسایه
Djibouti
U
کشور جی بوتی
Ecuador
U
کشور اکوادر
Eire
U
کشور ایرلند
Korea
U
کشور کره
kingdom
U
کشور قلمروپادشاهی
Fiji
U
کشور فیجی
Finland
U
کشور فنلاند
America
U
کشور امریکا
Gabon
U
کشور گابن
Ghana
U
کشور غنا
Ghana
U
کشور گانا
oversea
U
خارج از کشور
Great Britain
U
کشور انگلیس
Guatemala
U
کشور گواتمالا
neighboring state
[American E]
U
کشور همسایه
host nation
U
کشور میزبان
traitors
U
خائن به کشور
traitor
U
خائن به کشور
treason
U
خیانت به کشور
nationwide
U
در سرتاسر کشور
Costa Rica
U
کشور کاستاریکا
neighbouring country
[British E]
U
کشور همسایه
land of the rising sun
U
کشور ژاپن
expulsions
U
اخراج از کشور
Cuba
U
کشور کوبا
expulsion
U
اخراج از کشور
Guyana
U
کشور گیانا
Maldives
U
کشور مالدیو
Niger
U
کشور نیجر
Nicaragua
U
کشور نیکاراگوا
New Zealand
U
کشور زلاندنو
Zambia
U
کشور زامبیا
Czechoslovakia
U
کشور چکوسلواکی
Senegal
U
کشور سنگال
traitor to one's country
U
خائن به کشور
fairyland
U
کشور پریان
Sudan
U
کشور سودان
Nigeria
U
کشور نیجریه
Mexico
U
کشور مکزیک
Mali
U
کشور مالی
Zimbabwe
U
کشور زیمبابوه
dependencies
U
کشور غیرمستقل
respublica
U
کشور جمهوری
attack origine
U
کشور اغازکننده تک
ottoman
U
کشور عثمانی
independency
U
کشور مستقل
Hungary
U
مجارستان
[کشور]
Suriname
U
کشور سورینام
fairylands
U
کشور پریان
Mozambique
U
کشور موزامبیک
Sweden
U
کشور سوئد
Ukraine
U
کشور اوکرانی
Uganda
U
کشور اوگاندا
Tunisia
U
کشور تونس
Togo
U
کشور توگو
Thailand
U
کشور تایلند
Tanzania
U
کشور تانزانیا
Namibia
U
کشور نامیبی
Myanmar
U
کشور میانمار
department of the enterior
U
وزارت کشور
Uruguay
U
کشور اوروگوئه
Vietnam
U
کشور ویتنام
Venezuela
U
کشور ونزوئلا
traitor to the countruy
U
خائن کشور
Nepal
U
کشور نپال
Swaziland
U
کشور سوازیلند
Namibia
U
کشور نامیبیا
Rwanda
U
کشور رواندا
Paraguay
U
کشور پاراگوئه
midland
U
داخله کشور
Somalia
U
کشور سومالی
assyria
U
کشور اشور
Libya
U
کشور لیبی
fisc
U
خزانه کشور
Peru
U
کشور پرو
Philippines
U
کشور فیلیپین
Sri Lanka
U
کشور سریلانکا
Lesotho
U
کشور لسوتو
dependency
U
کشور غیرمستقل
Portugal
U
کشور پرتغال
Malaysia
U
کشور مالزی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com