English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hallow U مقدس کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
halidom U چیز مقدس جای مقدس
sanctified U مقدس
numinous U مقدس
venerable U مقدس
hallowed U مقدس
saintly U مقدس
saint U مقدس
sanctimonious U مقدس
saints U مقدس
holier U مقدس
sacred U مقدس
heavenly minded U مقدس
holiest U مقدس
inviolable U مقدس
prayerful U مقدس
sacrosanct U مقدس
holy U مقدس
Holy Father U پدر مقدس
tartuffe U مقدس ریایی
tartuffe U خشکه مقدس
Mashhad U هر مقدس مشهد
fiesta U روز مقدس
fiestas U روز مقدس
St U مخفف مقدس
sacred books U کتابهای مقدس
SS U مخفف مقدس
sanctimony U مقدس نمایی
scriptures U کتاب مقدس
scripture U کتاب مقدس
Holy Week U هفتهی مقدس
holy legislator U شارع مقدس
holyday U روز مقدس
halidome U جای مقدس
halidome U چیز مقدس
stoup U قدح اب مقدس
the holy U کتاب مقدس
relics U اثار مقدس
hagiology U ادبیات مقدس
sacred places U جاهای مقدس
Holy Writ U کتاب مقدس
holily U بطور مقدس
sanctimonious U مقدس نما
sanctified airs U مقدس نمایی
Holy Weeks U هفتهی مقدس
tartufe U خشکه مقدس
sancify U مقدس شمردن
moralistic U خشکه مقدس
saints U مقدس شمردن
saint U مقدس شمردن
st.michael U پطرس مقدس
Holly Sepulchre U مقبره مقدس
relic U اثار مقدس
tartufe U مقدس ریایی
shrine U جای مقدس
sanctimoniousness U مقدس نمایی
shrines U جای مقدس
innocent U مبرا مقدس
sanctuary U جایگاه مقدس
the Holy Trinity U تثلیت مقدس
sanctuaries U جایگاه مقدس
dedication cross U صلیب مقدس
religiosity U خشکه مقدس بودن
sacredly U بطور مقدس یا محترم
biblical U مطابق کتاب مقدس
bibliolatry U پرستش کتاب مقدس
anointment U تقدیس با روغن مقدس
it say in the bible that U در کتاب مقدس میگوید
sanctum U قدس جایگاه مقدس
pontify U خودرا مقدس نمودن
mitzvah U حکم کتاب مقدس
mitsvot U حکم کتاب مقدس
biblical U وابسته به کتاب مقدس
postil U تفسیر کتاب مقدس
altar-table U میز مقدس در کلیسا
pali U زبان مقدس بودائیان
hermeneutic U ایین تفسیرکتاب مقدس
guaiacum U عودالانبیاء درخت مقدس
apis U گاو مقدس مصریان قدیم
People of the Book U پیروان کتاب مقدس [ دین]
buret U تنگ مخصوص شراب مقدس
midrash U تفسیر کتاب مقدس یهود
hermeneutics U علم یا ایین تفسیرکتاب مقدس
bibles U بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
altar of credence U [جایگاه نان و شراب مقدس]
scriptural U مطابق متن کتاب مقدس
to U مادریک کلمه مقدس است
it is said in the bible that U در کتاب مقدس می گوید یامینویسد که
martinmas U جشن مارتین مقدس در 11نوامبر
feretory U [صندوق آثار مقدس کلیسا]
buretto U تنگ مخصوص شراب مقدس
lignum vitae U درخت مقدس خشب الانبیاء
bible U بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
veda U کتاب مقدس باستانی هند
vedic U وابسته به وداکتاب مقدس هندو
zion U کوه مقدس اورشلیم قوم اسرائیل
credence U [قفسه یا میز در حرم مقدس کلیسا]
i saw this p in the scripture U این فقره را در کتاب مقدس دیدم
enshrine U ضریح ساختن مقدس وگرامی داشتن
lector U قاری کتاب مقدس در کلیسای کاتولیک
biblicism U پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
revised version U ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
vulgate U نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
lectionary U ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
it say in the bible that U درکتاب مقدس گفته شده است
franciscan U وابسته بدسته راهبان فرقه فرانسیس مقدس
scripturalism U اعتقادبه نص کتاب مقدس دلبستگی بدلائل نقلی
paradigm U ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
lower criticism U انتقاد نسبت به مندرجات متن کتاب مقدس
reliquaries U فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
paradigms U ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
reliquary U فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
futurism U اعتقاد بوقوع پیشگوییهای کتاب مقدس عقیده به اخرت
pierian spring U الهام بخش شعر وسخنوری چشمه مقدس شاعری
inspirationist U کسیکه کتاب مقدس را الهام خدابا وحی میداند
grey friar U عضو جمعیت راهبان یادرویشان فرقه فرانسیس مقدس
ampullae niche U [طاقچه ای در کلیسا برای نگه داشتن ظروف آب مقدس]
altar of repose U [طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
bible U کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
bibles U کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
Chrismon U [حرف اول اسم مقدس از سه واژه ی یونانی به نام مسیح]
fundamentalist U کسیکه نسبت بکتاب مقدس واصول دین پروتستان طرفدارعقایدکهنه است
sangrail U جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
the Holy Grail U جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal U جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal U جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
isagogics U گفتار در تاریخ ادبی کتاب مقدس و شرح گرداوری یاالهام شدن موادان
blue laws U قوانینی که رقص و نمایش ومسابقات و حتی کار را در روز مقدس تحریم کند
blue law U قوانینی که رقص و نمایش ومسابقات و حتی کار را در روز مقدس تحریم کند
iconostasis U [پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
methuselah U " متوشالح " کاهن بزرگ یهود که بنابروایت کتاب مقدس 969 سال زندگی کرده
patron saint U امام یا شخص مقدس حامی شخص
patron saints U امام یا شخص مقدس حامی شخص
hagiology U تاریخ مقدس تاریخ انبیاء
capitulary U کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
sterilizing U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
corrects U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
infringed U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
married under a contract unlimited perio U زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
correcting U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correct U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
infringes U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
to use effort U کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
checks U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
woo U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
checked U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
wooed U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
woos U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
to wipe out U پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
point U اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com