Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 218 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
average
U
مقدار متوسط
averaged
U
مقدار متوسط
averages
U
مقدار متوسط
averaging
U
مقدار متوسط
medium
U
مقدار متوسط
mediums
U
مقدار متوسط
average value
U
مقدار متوسط
mean value
U
مقدار متوسط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mean
U
مقدار متوسط ه از اعداد یا مقادیر
meaner
U
مقدار متوسط ه از اعداد یا مقادیر
meanest
U
مقدار متوسط ه از اعداد یا مقادیر
average
U
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averaged
U
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averages
U
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
averaging
U
میانگین گرفتن به دست اوردن مقدار متوسط
average reaction rate
U
مقدار متوسط واکنش
brake mean effective pressure
U
مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
equation of exchange
U
متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
Other Matches
setting up
U
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets
U
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set
U
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer
U
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
tabling
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
defaulted
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index
U
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
dosage
U
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosages
U
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth
U
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money
U
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
mean sea level
U
ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
check total
U
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum
U
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
meant
U
متوسط
moderating
U
متوسط
osculant
U
متوسط
life expectancies
U
سن متوسط
moderated
U
متوسط
intermedial
U
متوسط
moderates
U
متوسط
moderate
U
متوسط
averaged
U
متوسط
averages
U
متوسط
averaging
U
حد متوسط
tolerable
U
متوسط
modal
U
متوسط
modals
U
متوسط
averaging
U
متوسط
averages
U
حد متوسط
average limit of ice
U
حد متوسط یخ
life expectancy
U
سن متوسط
intermediate
U
متوسط
medium gravle
U
شن متوسط
medium
U
متوسط
meanest
U
متوسط
meaner
U
متوسط
mesne
U
متوسط
mediums
U
متوسط
averaged
U
حد متوسط
mean
U
متوسط
average
U
حد متوسط
average
U
متوسط
mediocre
U
متوسط
middlingly
U
بطور متوسط
girder bridge
U
پل بیلی متوسط
medially
U
بطورمیانه یا متوسط
average voltage
U
ولتاژ متوسط
mediterranean sea
U
بحر متوسط
averagly
U
بطور متوسط
medium frequency
U
بسامد متوسط
midway
U
متوسط میانجی
medium cloud
U
ابرهای متوسط
sort of
U
بمقدار متوسط
sort of
U
بمیزان متوسط
medium carbon steel
U
فولادباکربن متوسط
average total cost
U
هزینه متوسط کل
medium artillery
U
توپخانه متوسط
subaverage
U
زیر حد متوسط
mean price
U
قیمت متوسط
weighted average
U
متوسط وزنی
true power
U
توان متوسط
median gray
U
خاکستری متوسط
medial
U
میانه متوسط
mean velocity
U
سرعت متوسط
mean variation
U
تغییر متوسط
mean time
U
ساعت متوسط
median income
U
درامد متوسط
mean time
U
زمان متوسط
average variable cost
U
هزینه متوسط
mean stress
U
خستگی متوسط
mean speed
U
سرعت متوسط
mean income
U
درامد متوسط
life expectancy
U
عمر متوسط
averagely
U
بطور متوسط
mean life
U
عمر متوسط
medium voltage
U
ولتاژ متوسط
mid range
U
برد متوسط
medium
U
متوسط معتدل
duffers
U
بازیگر متوسط
mean depth
U
عمق متوسط
monthly average
U
متوسط ماهیانه
on the a
U
بطور متوسط
mediocrity
U
اندازه متوسط
middle classes
U
طبقه متوسط
middle class
U
طبقه متوسط
par
U
میزان متوسط
halftones
U
رنگ متوسط
mean daily
U
متوسط روزانه
mean chord
U
وتر متوسط
medium wave
U
موج متوسط
m.f.
U
فرکانس متوسط
middle price
U
قیمت متوسط
secondarily
U
بطور متوسط
normal
U
میانه متوسط
average product
U
محصول متوسط
moderate speed
U
سرعت متوسط
mean deviation
U
انحراف متوسط
intermediate contrast
U
تغایر متوسط
intermediate high voltage line
U
خط فشار متوسط
intermediate hurdle
U
مانع متوسط
intermediate lampholder
U
سر پیچ متوسط
intermediate pressure
U
فشار متوسط
intermediately
U
بطور متوسط
m.f.
U
بسامد متوسط
mediums
U
متوسط معتدل
medium scale
U
در مقیاس متوسط
duffer
U
بازیگر متوسط
thins
U
تیم متوسط
over-average
<adj.>
U
بالاتر از حد متوسط
halftone
U
رنگ متوسط
averaged
U
میانه متوسط
above average
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
above-average
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
average
U
میانه متوسط
average latency
U
رکود متوسط
average input
U
نهاده متوسط
life expectancies
U
عمر متوسط
over-average
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
above-average
<adj.>
U
بالاتر از حد متوسط
above average
<adj.>
U
بالاتر از حد متوسط
averages
U
میانه متوسط
thinnest
U
تیم متوسط
thinners
U
تیم متوسط
thinned
U
تیم متوسط
thin
U
تیم متوسط
above average
<adj.>
U
بیش از حد متوسط
average life
U
عمر متوسط
average latency
U
تاخیر متوسط
averaging
U
میانه متوسط
meanest
U
میانه متوسط
average conditions
U
شرایط متوسط
average depth
U
عمق متوسط
average deviation
U
انحراف متوسط
average discharge
U
بده متوسط
average efficiency
U
بازده متوسط
average expense
U
هزینه متوسط
average cost
U
هزینه متوسط
above-average
<adj.>
U
بیش از حد متوسط
meaner
U
میانه متوسط
over-average
<adj.>
U
بیش از حد متوسط
mean
U
میانه متوسط
average flow
U
جریان متوسط
average product
U
تولید متوسط
average return
U
بازده متوسط
average output
U
محصول متوسط
average revenue
U
درامد متوسط
average payment
U
پرداخت متوسط
average price
U
قیمت متوسط
average productivity
U
بازدهی متوسط
a medium sized car
U
یک اتومبیل متوسط
average yield
U
بازده متوسط
average speed
U
سرعت متوسط
a modest income
U
درآمدی متوسط
every Tom, Dick and Harry
<idiom>
U
طبقه متوسط
mean free path
U
مسافت ازاد متوسط
average variable cost
U
هزینه متوسط متغیر
middle level management
U
مدیریت سطح متوسط
mean error method
U
روش خطای متوسط
working point
U
نقطه فشار متوسط
mean effective pressure
U
فشار موثر متوسط
average reaction rate
U
سرعت متوسط واکنش
mean
U
متوسط میانه روی
intermediate power transistor
U
ترانزیستور با قدرت متوسط
average purchase rate
U
نرخ متوسط خرید
meaner
U
متوسط میانه روی
average productivity
U
بهره دهی متوسط
intermediate range
U
با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
meanest
U
متوسط میانه روی
man in the street
<idiom>
U
مردم عادی یا متوسط
mean freepath
U
مسیر ازاد متوسط
mean high water neaps
U
متوسط ارتفاع اب دریا
average speed
U
سرعت متوسط حرکت
average evoked potential
U
پتانسیل فراخوانده متوسط
average seek time
U
مدت متوسط جستجو
average fixed cost
U
هزینه ثابت متوسط
mean spherical candlepower
U
شمع کروی متوسط
average heading
U
جهت متوسط مسیر
mean solar time
U
زمان متوسط شمسی
mean solar day
U
روز متوسط خورشیدی
mean solar day
U
روز متوسط شمسی
mean sea level
U
سطح متوسط دریا
middle sized
U
دارای اندازه متوسط
average tax rate
U
نزخ متوسط مالیات
medium scale
U
نقشه مقیاس متوسط
medium range
U
با شعاع عمل متوسط
mean horizontal candlepower
U
شمع افقی متوسط
medium energy particle
U
ذره با انرژی متوسط
average degree of polymerization
U
درجه متوسط بسپارش
median lethal dose
U
دوز متوسط کشنده
middle-class person
U
عضو طبقه متوسط
member of the middle class
U
عضو طبقه متوسط
average revenue product
U
درامد متوسط محصول
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com