Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
quantity demanded
U
مقدار تقاضا شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
demand versus quantity demanded
U
تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
income elasticity of demand
U
تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
law of demand
U
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
quantity of demand
U
مقدار تقاضا
slutsky theorem
U
براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
Other Matches
arc elasticity of demand
U
عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
giffen good
U
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
setting up
U
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets
U
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set
U
1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer
U
دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
table
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabled
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables
U
استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
demanded
U
تقاضا کردن تقاضا
demands
U
تقاضا کردن تقاضا
demand
U
تقاضا کردن تقاضا
shift of a demand curve
U
انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
defaulting
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
U
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index
U
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
dosages
U
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage
U
مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
bandwidth
U
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money
U
مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
requisitions
U
تقاضا
requisitioning
U
تقاضا
request
U
تقاضا
suits
U
تقاضا
prayer
U
تقاضا
prayers
U
تقاضا
requisitioned
U
تقاضا
requisition
U
تقاضا
exigence
U
تقاضا
solicitation
U
تقاضا
postulating
U
تقاضا
postulates
U
تقاضا
postulated
U
تقاضا
postulate
U
تقاضا
requested
U
تقاضا
requesting
U
تقاضا
importance
U
تقاضا
rogation
U
تقاضا
suited
U
تقاضا
requests
U
تقاضا
demand
U
تقاضا
demanded
U
تقاضا
demands
U
تقاضا
suit
U
تقاضا
peak demand
U
بیشترین تقاضا
elasticity of demand
U
کشش تقاضا
plea
U
تقاضا استدعا
requirement
U
تقاضا احتیاج
requisitioning
U
تقاضا کردن
excess demand
U
فزونی تقاضا
demandant
U
تقاضا کننده
requesting
U
تقاضا خواسته
requisitioning
U
چیزمورد تقاضا
requisition
U
تقاضا کردن
pleas
U
تقاضا استدعا
requisitioned
U
چیزمورد تقاضا
requisitioned
U
تقاضا کردن
requisition
U
چیزمورد تقاضا
demanded
U
تقاضا کردن
income elasticity of demand
U
درامدی تقاضا
demanded
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
requested
U
تقاضا خواسته
claimed
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
adjure
U
تقاضا کردن
demand side
U
طرف تقاضا
demand
U
تقاضا کردن
offer and demand
U
عرضه و تقاضا
request
U
تقاضا خواسته
on demand
U
بنا به تقاضا
requests
U
تقاضا خواسته
applier
U
تقاضا کننده
measurement of demand
U
تخمین تقاضا
supply and demand
U
عرضه و تقاضا
law of demand
U
قانون تقاضا
peak demand
U
حداکثر تقاضا
asked
<adj.>
<past-p.>
U
تقاضا شده
requisitions
U
چیزمورد تقاضا
demand elasticity
U
کشش تقاضا
demand pattern
U
الگوی تقاضا
demand schedule
U
جدول تقاضا
within three days of demand
U
در طی سه روز پس از تقاضا
demand management
U
مدیریت تقاضا
application
U
فرم تقاضا
demand function
U
تابع تقاضا
demand curve
U
منحنی تقاضا
demands
U
تقاضا کردن
demand factor
U
ضریب تقاضا
demand factors
U
عوامل تقاضا
information on demand
U
اطلاعات با تقاضا
applications
U
فرم تقاضا
demand shift
U
جابجائی تقاضا
sue
U
تقاضا کردن
demand surface
U
میزان تقاضا
demandable
U
قابل تقاضا
requisitions
U
تقاضا کردن
change in demand
U
تغییر تقاضا
demand shift
U
انتقال تقاضا
sued
U
تقاضا کردن
demand surface
U
سطح تقاضا
demand side
U
ستون تقاضا
suing
U
تقاضا کردن
demand shift
U
تغییر تقاضا
sues
U
تقاضا کردن
demand and supply market
U
بازار عرضه و تقاضا
cross elasticity of demand
U
کشش متقاطع تقاضا
solicits
U
درخواست یا تقاضا کردن از
applicant
U
تقاضا کننده طالب
demands
U
مطالبه تقاضا کردن
arc elasticity of demand
U
کشش کمانی تقاضا
soliciting
U
درخواست یا تقاضا کردن از
request for proposal
U
تقاضا برای پیشنهاد
applicants
U
تقاضا کننده طالب
registrant
U
تقاضا ثبت کننده
solicit
U
درخواست یا تقاضا کردن از
adjure
به اصرار تقاضا کردن
on demand
U
به در خواست به مجرد تقاضا
solicited
U
درخواست یا تقاضا کردن از
price elasticity of demand
U
کشش قیمتی تقاضا
application
U
تقاضا برای چیز
requesting unit
U
یکان تقاضا کننده
applications
U
تقاضا برای چیز
request
U
تقاضا برای چیزی
indenting
U
تقاضا یاسفارش جنس
requests
U
تقاضا برای چیزی
supply and demand law
U
قانون عرضه و تقاضا
measurement of demand
U
اندازه گیری تقاضا
law of supply and demand
U
قانون عرضه و تقاضا
indents
U
تقاضا یاسفارش جنس
demanded
U
مطالبه تقاضا کردن
send away for something
<idiom>
U
تقاضا نامه نوشتن
indent
U
تقاضا یاسفارش جنس
demand paging
U
صفحه بندی تقاضا
demand
U
مطالبه تقاضا کردن
gluts
U
عرضه بیش از تقاضا
glut
U
عرضه بیش از تقاضا
demand for money
U
تقاضا برای پول
requested
U
تقاضا برای چیزی
money demand
U
تقاضا برای پول
demand forecast
U
پیش بینی تقاضا
stock requisition
U
تقاضا جهت کالا
requesting
U
تقاضا برای چیزی
overloads
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overloaded
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overload
U
تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
put in
U
تقاضا کردن پیشنهاد دادن
excess demand
U
تقاضای زیادی مازاد تقاضا
excess demand inflation
U
تورم ناشی از مازاد تقاضا
infinitely elastic demand curve
U
منحنی تقاضا با کشش نامحدود
demand pull inflation
U
تورم ناشی از فشار تقاضا
demand
[of]
U
درخواست
[خواست]
[طلب]
[تقاضا]
[از]
request for quotation
U
تقاضا برای اعلام قیمت
demands
U
تقاضا برای انجام چیزی
demand
U
تقاضا برای انجام چیزی
demanded
U
تقاضا برای انجام چیزی
demand
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demands
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
Application may be filed by ...
U
مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
demand oriented pricing
U
قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
to invite somebody to do something
U
از کسی تقاضا انجام کاری را کردن
clamor
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
invoking
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invokes
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoked
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoke
U
تقاضا از کسی برای انجام کاری
obtrude
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
clamour
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamouring
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
demanded
U
تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
clamours
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
obtruded
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
clamoured
U
غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
obtrudes
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruding
U
بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
check total
U
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
checksum
U
آن را اضافه میکند و مقدار اضافه شده را با مقدار ذخیره شده مقایسه میکند
call-ups
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
demand factors
U
عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
applies
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
apply
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
applying
U
تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-up
U
تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
speculative demand for money
U
تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
input/output
U
سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
X series
U
تقاضا برای ارتباط دادهای روی داده عمومی شبکه
inquiry
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiries
U
کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
layers
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layer
U
بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
valuing
U
مقدار
value
U
مقدار
values
U
مقدار
quantities
U
مقدار
truth table
U
دو مقدار
volume discount
U
مقدار
total
U
مقدار
sprinkling
U
مقدار کم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com