English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
resistance to plastic deformation U مقاوم در برابر تغییر شکل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
resistance to deflaction U مقاوم در برابر تغییر شکل خمشی
Other Matches
water resistant U مقاوم در برابر اب
resistance to failure U مقاوم در برابر ترک
lightfast U مقاوم در برابر نور
swelling resistant U مقاوم در برابر تورم
resistance to cracking U مقاوم در برابر شکستگی
resistance to tempering U مقاوم در برابر بازپخت
creep resistant U مقاوم در برابر خزش
resistant to heat U مقاوم در برابر گرما
torsion resistant U مقاوم در برابر پیچش
acid resistant U ماده مقاوم در برابر اسید
resistance to corrosion U مقاوم در برابر زنگ زدگی
stainless steel U فولاد مقاوم در برابر خوردگی
fracture proof U مقاوم در برابر شکستگی نشکن
acid fast U مقاوم در برابر رنگ بری اسید
photoresist U روش تبدیل تصاویر فتوگرافیک پس از تغییر فضاهای مقاوم نسبت به نور. در مسافت PCB به کار می رود
hardened site U حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
fastness of color U عدم تغییر رنگ [در برابر نور، آب و فرسایش]
to keep pace with something <idiom> U با چیزی برابر راه رفتن [یاد گرفتن] [تغییر کردن] [اصطلاح]
howitzer U توپی که طول لوله ان برابر با 02 تا03 برابر کالیبر باشد
double U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled up U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
doubled U سیستمی که فرفیت ذخیره سازی دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهای روی سطح دیسک دو برابر میکند
densities U سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
density U سیستمی که حجم ذخیره سازی درایو دیسک را با دو برابر کردن تعداد بیتهایی که روی سطح دیسک می توان گذاشت دو برابر میکند
isodomun U [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon U [بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
sensitive to corrosion U حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
resistor U مقاوم
resistors U مقاوم
resistant U مقاوم
renitent U مقاوم
resister U مقاوم
resisters U مقاوم
refractory U مقاوم
tolerant U مقاوم
plasma plating U مقاوم
triplicate U سه برابر سه برابر کردن
adamant U مقاوم یکدنده
moment of resistence U لنگر مقاوم
resistive force U نیروی مقاوم
forcing cone U مخروط مقاوم
rigid cores U هستههای مقاوم
stand up <idiom> U مقاوم بودن
weatherproof U مقاوم در برابرهوا
counterpoise U نیروی مقاوم
adamantly U مقاوم یکدنده
hardened site U پایگاه مقاوم
stabile U مقاوم در برابرگرما
resisting moment U لنگر مقاوم
end strings U نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان
unclocked U مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت
transitions U عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition U عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
drag force U نیروی مقاوم حرکت
drag chain conveyor U نقاله با زنجیر مقاوم
heat fast paint U رنگ مقاوم گرما
windproof U مقاوم در مقابل باد
wear resistant U مقاوم در بربر سائیدگی
heat resisting steels U فولادهای مقاوم حرارتی
internal resisting moment U لنگر مقاوم درونی
passive earth pressure U رانش مقاوم خاک
shell proof U مقاوم در مقابل گلوله
passive earth pressure U فشار مقاوم خاک
hangovers U تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangover U تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
income effect U اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
varies U تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
vary U تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن
earthquake proof foundation U غیر مقاوم درمقابل زلزله
resisters U اسباب مقاوم دربرابر برق
resister U اسباب مقاوم دربرابر برق
deadman U پایه استقرارسنگر دستک مقاوم
defendant U مقاوم درمقابل زور و فشار
defendants U مقاوم درمقابل زور و فشار
resistor U اسباب مقاوم دربرابر برق
resistors U اسباب مقاوم دربرابر برق
thermistor U الت مقاوم درمقابل برق
insulant U ماده مقاومت کننده مقاوم
without recourse U عبارتی که درفهر نویسی اسناد قابل انتقال بکار می رود و به وسیله ان فهر نویس مسئوولیت خودرا در برابر فهر نویسان بعدی نفی میکند و تنها خودرا در برابر کسی که سند رابرایش صادر کرده است مسئول قرار میدهد
phosphate esters U مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
plastic U تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
bomb proof U پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
incolen U الیاژهای مقاوم اهن و کرم با نیکل زیاد
cold wet clothing U لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
monel U الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
pressure cabin U هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
cassettes U پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
cassette U پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
variable area nozzle U نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند
change over U تغییر روش تغییر رویه
changing U تغییر کردن تغییر دادن
changed U تغییر کردن تغییر دادن
changes U تغییر کردن تغییر دادن
change U تغییر کردن تغییر دادن
immune U مقاوم دربرابرمرض بر اثر تلقیح واکسن دارای مصونیت قانونی وپارلمانی
stiff U مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffest U مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffer U مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
plasma plating U ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
splash proof enclosure U حفافت در برابر قطرات اب حفافت در برابر باران حفافت در مقابل ریزش قطرات اب
cylinder liner U رگکش سخت و مقاوم در برابرسایش در جدار داخلی سیلندراز جنس الیاژهای سبک یامواد نرم دیگر
fm U فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
carbon seal U وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
cycled U تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles U تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle U تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
counter march U تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
fet U وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
angular travel U تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
gradient circuit U مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
accelerators U ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
accelerator ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
level with each other U برابر
square U برابر
tripled U سه برابر
two fold U دو برابر
triple U سه برابر
ninefold U نه برابر
triples U سه برابر
eq U برابر با
tripling U سه برابر
versus U در برابر
equal U برابر
one hundred times as many U صد برابر
equaled U برابر
for U در برابر
one fold U یک برابر
paripassu U برابر
equipollent U برابر
squares U برابر
homological U برابر
sixfold U شش برابر
equals U برابر
he is twice the man he was U دو برابر
doubled up U دو برابر
equalling U برابر
vs U در برابر
decuple U ده برابر
double U دو برابر
euqal U برابر
abreast U برابر
doubled U دو برابر
as much a U دو برابر
sextuple U شش برابر
bracketed U برابر
tantamount U برابر
squared U برابر
threefold U سه برابر
equaling U برابر
opposites U برابر
even <adj.> U برابر
breast U برابر
breasts U برابر
opposite U برابر
three fold U سه برابر
symmetric U برابر
equalled U برابر
tenfold U ده برابر
squaring U برابر
identical U برابر
equilateral U دو پهلو برابر
quintuple U پنج برابر
parallels U برابر خط موازی
lifelong U برابر یک عمر
reduplicate U دو برابر کردن
counterweight U وزنه برابر
EC U پیشوند برابر با ex-
mustn't U برابر است با not must
counterweights U وزنه برابر
parallelling U برابر خط موازی
senary U شش برابر ششگانه
parallelled U برابر خط موازی
equalizer U برابر کننده
par U برابر کردن
trebled U سه برابر کردن
peer to each other U برابر با یکدیگر
deuce U برابر درامتیاز 04
trebly U بطور سه برابر
trebles U سه برابر کردن
trebling U سه برابر کردن
triply U بطور سه برابر
triplex U سه برابر کردن
triple precision U دقت سه برابر
triple precision U با دقت سه برابر
equalizers U برابر کننده
counterbalance U نیروی برابر
septuple U هفت برابر
parallelize U برابر کردن
plain U صاف برابر
plainest U صاف برابر
paralleling U برابر خط موازی
plains U صاف برابر
paralleled U برابر خط موازی
sevenfold U هفت برابر
parallel U برابر خط موازی
sextuple U شش برابر کردن
counterbalances U نیروی برابر
counterbalanced U نیروی برابر
treble U سه برابر کردن
treble our casualties U سه برابر تلفات ما
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com