English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 158 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
selection check U مقابله گزینش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
emergency drill U تمرین مقابله با سوانح تمرین مقابله با حوادث غیرمترقبه
check U مقابله کردن مقابله
checks U مقابله کردن مقابله
checked U مقابله کردن مقابله
selection U گزینش
selections U گزینش
election U گزینش
screening U گزینش
selection method U روش گزینش
operating key کلید گزینش
selection ratio U نسبت گزینش
selection ratio U بهر گزینش
selection rules U قواعد گزینش
random selection U گزینش تصادفی
selectivity U گزینش پذیری
selectron U لامپ گزینش
project selection U گزینش طرح
vocational selection U گزینش شغلی
proportional representation U گزینش برپار
choice point U نقطه گزینش
selection board U هیات گزینش
try-outs U مسابقهی گزینش
try-out U مسابقهی گزینش
selectivity diagram U نمودار گزینش پذیری
alternative route U گزینش مسیر دیگر
message switching center U مرکز گزینش پیام
alternate routing U گزینش مسیر دیگر
selectivity coefficient U ضریب گزینش پذیری
free choice method U روش گزینش ازاد
packet switching U ارسال داده ها به صورت بستههای مجزا گزینش بستهای
echo check U مقابله
opposition U مقابله
bucking U مقابله
controlment U مقابله
counterview U مقابله
confrontations U مقابله
confrontation U مقابله
checking U مقابله
transfer check U مقابله
contrasting U مقابله
contrasts U مقابله
check U مقابله
checked U مقابله
checks U مقابله
contrasted U مقابله
collation U مقابله
collations U مقابله
contrast U مقابله
crossecheck U مقابله مجدد
cyclic check U مقابله چرخهای
data check U مقابله داده ها
limit check U مقابله حدود
checks and balance U کنترل و مقابله
checklist U سیاهه مقابله
diagnostic check U مقابله تشخیصی
dynamic check U مقابله پویا
visual check U مقابله بصری
sequence checking U مقابله ترتیبی
opposability U مقابله پذیری
sight check U مقابله نظری
sight check U مقابله چشمی
overflow check U مقابله سرریز
sequence check U مقابله ترتیب
parity check U مقابله توازن
parity check U مقابله ایستایی
spell checker U مقابله گر املائی
sum check U مقابله جمعی
visual check U مقابله دیداری
loop checking U مقابله حلقه
marginal check U مقابله مرزی
modulo n check U مقابله به پیمانه
validity check U مقابله اعتبار
twin check U مقابله توام
system check U مقابله سیستم
parity checking U مقابله توازن
collates U مقابله کردن
repelled U مقابله کردن
repelling U مقابله کردن
repels U مقابله کردن
cross-examination U پرسش و مقابله
cross-examinations U پرسش و مقابله
counter U مقابله کردن
collating U مقابله کردن
countered U مقابله کردن
repel U مقابله کردن
algebra U جبر و مقابله
beards U مقابله کردن
spot checks U مقابله موضعی
retaliation U مقابله به مثل
reciprocity U مقابله به مثل
spot check U مقابله موضعی
collate U مقابله کردن
collated U مقابله کردن
beard U مقابله کردن
countering U مقابله کردن
check boxes U جعبههای مقابله
bucking coil U پیچک مقابله
check list U سیاهه مقابله
built in check U مقابله توکار
check point U نقطه مقابله
arithmetic check U مقابله حسابی
casting out nines U مقابله نه نهی
acounter U مقابله کردن
automatic check U مقابله خودکار
check indicator U نماینده مقابله
collating U مقابله وتطبیق کردن
counter military U مقابله باعملیات نظامی
collates U مقابله وتطبیق کردن
collated U مقابله وتطبیق کردن
reciprocates U مقابله به مثل نمودن
checked U مقابله کردن بررسی
tick off U نشان رسیدگی و مقابله
syntax checker U مقابله نحوه گری
collate U مقابله وتطبیق کردن
check U مقابله کردن بررسی
checks U مقابله کردن بررسی
check indicator U مشخص کننده مقابله
reciprocated U مقابله به مثل نمودن
vertical parity check U مقابله توان عمدی
duplication check U مقابله از راه تکرار
dump check U مقابله حین روبرداری
checking program U برنامه مقابله کننده
parity check U مقابله کردن توازن
machine check interrupt U وقفه مقابله ماشین
reciprocate U مقابله به مثل نمودن
odd even check U مقابله فرد و زوج
longitudinal redundancy check U مقابله افزونگی طولی
hardware check U مقابله سخت افزاری
Touché! U خوب مقابله کردی! [در بحثی]
i raked all algebra U جبر و مقابله را زیر و روکردم
checkpoint restart U اغازگر مجدد نقطه مقابله
programmed check U مقابله برنامه ریزی شده
programmable check U مقابله برنامه ریزی شده
disaster control U روش مقابله با سوانح و بلایا
lrc U Check LongitudinalRedundancy مقابله افزونگی طولی
rencontre U با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
rencounter U با خصومت روبرو شدن مقابله کردن
mask U یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
masks U یک کلمه ماشینی حاوی الگوئی از بیت ها بایت ها یاکاراکترها که برای استخراج یا گزینش قسمت هایی ازکلمات ماشینی دیگر بکار برده میشود
checkpoints U محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
checkpoint U محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
desk checking U فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
check-points U محل بازرسی وسائط نقلیه نقطه مقابله
assistance U کمک یک جانبه کشوری به کشور دیگر بدون اینکه مسئله مقابله به مثل مطرح باشد
north atlantic treaty organization (nato U پیمانی که در 9491 باشرکت 51 کشور به وجود امدو هدف ان در واقع مقابله نظامی با پیمان ورشو وبلوک شرق است
recaption U مقابله به مثل کردن در مورد ضبط اموال یازندانی کردن زن و فرزند وخدمه شخص
retaliation U تلافی کردن مقابله کردن به مثل
reluctate U مقابله کردن بی میلی کردن
countering U مقابله کردن تلافی کردن
countered U مقابله کردن تلافی کردن
counter U مقابله کردن تلافی کردن
resisted U مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
resisting U مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
resists U مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
resist U مقابله با چیزی یا نپذیرفتن چیزی
counter force U نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
winterize U اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com