English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
joint U مفصل پیوندگاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
glenoid fossa or cavity U گودی مفصل کاسه مفصل
confluences U پیوندگاه
synaps U پیوندگاه
p n junction U پیوندگاه "پی ان "
confluence U پیوندگاه
junctions U پیوندگاه
junction U پیوندگاه
junction U پیوندگاه برخوردگاه
commissure U درز پیوندگاه
junctions U پیوندگاه برخوردگاه
umbilicus U پیوندگاه ناف
linkup U وسیله اتصال پیوندگاه
junction U پیوندگاه [جای انشعاب چهارراه ]
alar U متعلق به پیوندگاه درخت یابرگ
hilum U چیز خیلی ریز وکوچک پیوندگاه گیاه
spacious U مفصل
hinges U مفصل
joint U مفصل
hinge U مفصل
voluminous U مفصل
copious U مفصل
anarthrous U بی مفصل
baom joomok U یک مفصل
commissure U مفصل
Hinduism U مفصل
fine drawn U مفصل
inventorial U مفصل
jointless U بی مفصل
linkage point U مفصل
juncture U مفصل
fulsome U مفصل
sockets U مفصل
socket مفصل
coupling U مفصل
copulas U مفصل
inarticulate U بی مفصل
pivots U مفصل
copula U مفصل
pivoted U مفصل
articulation U مفصل
pivot U مفصل
universal joint U مفصل چرخنده
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
choke joint U مفصل چوکی
arthrology U مفصل شناسی
synosteology U مفصل شناسی
ankylosis U جمود مفصل
hip joint U مفصل ران
trunnion U مفصل افقی
toggle joint U مفصل زانویی
synarthrosis U مفصل بی حرکت
detail part U قسمت مفصل
diarthrosis U مفصل متحرک
disjoint U از مفصل دراوردن
swivel joint U مفصل گردان
steering swivel U مفصل فرمان
scape U مفصل اصلی
multiple cable joint U مفصل انشعاب
largo U اهسته و مفصل
knee joint U مفصل زانو
hinge joint U مفصل لولایی
in great detail U با جزئیات مفصل
glene U کاسه مفصل
ginglymus U مفصل لولایی
gimmal U مفصل لولا
abarticulation U مفصل متحرک
ample U فراوان مفصل
articulating U مفصل دارکردن
palaver U گفتگوی مفصل
clips U مفصل کابل
clippings U مفصل کابل
luncheon U غذای مفصل
luncheons U غذای مفصل
articulation U مفصل بندی
clip U مفصل کابل
splicing U مفصل بافته
high tea U عصرانه مفصل
sleeve U موف مفصل
spliced U مفصل بافته
splice U مفصل بافته
articulate U مفصل دارکردن
hip U مفصل ران
hips U مفصل ران
articulates U مفصل دارکردن
swivel U مفصل گردنده
sleeves U موف مفصل
pigtail U مفصل دم خوکی
swivels U مفصل گردان
swivels U مفصل گردنده
articulation U مفصل لولا
arthritis U اماس مفصل
arthritis U التهاب مفصل
swivelled U مفصل گردان
pigtails U مفصل دم خوکی
swivel U مفصل گردان
clipped U مفصل کابل
juncture U پیوستگی مفصل
splices U مفصل بافته
swivelled U مفصل گردنده
facets U بند مفصل
facet U بند مفصل
naker U دمامه عصرانه مفصل
In ditail . Diffusively . U بطور مفصل ( مفصلا")
kettledrum U دمامه عصرانه مفصل
luxation U در رفتگی مفصل استخوان
double jointed U دارای مفصل کاذب
thurl U مفصل خاصره گوسفند
arthritic U مبتلا به اماس مفصل
kettledrums U دمامه عصرانه مفصل
joint resistance U مقدار مقاومت مفصل
clamping sleeve U مفصل مهار کننده
choke flange joint U مفصل چوکی ال شکل
cable jointing sleeve U مفصل انشعاب کابل
cable joint U مفصل اتصال کابل
double-jointed U دارای مفصل کاذب
arthropoda U جانوران مفصل دار
arthropod U جانور مفصل دار
acondylous U بدون بند یا مفصل
diffusively U بطور منتشر و یا مفصل
dimerous U دارای مفصل دوبخشی
disjoint U در رفتن از مفصل درامدن
hitsu shiubi U مفصل انگشت وسط
amplified U مفصل گفتن یانوشتن
kettle drum U دمامه عصرانه مفصل
amplifies U مفصل گفتن یانوشتن
joint U مفصل اتصال ضربهای
arthropathy U ناخوشی بند یا مفصل
amplify U مفصل گفتن یانوشتن
amplifying U مفصل گفتن یانوشتن
gabfest U محاوره طولانی و مفصل
enarthrosis U مفصل کام و زبانهای
acondylose U بدون بند یا مفصل
rabbet joint U بست یا مفصل کنش کاوی
hip joint U مفصل استخوان خاصره وران
arthritic U مربوط به ورم و اماس مفصل
internode U قسمت میان دو بندیا مفصل
submission hold U کانستنس یاشکستن دست از مفصل تاارنج
monographist U نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
dactylus U بند یا مفصل بزرگ پای حشرات
garnets U حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
garnet U حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
to give a long recital of something U دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
programming specification U مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
To explain something in detail . U چیزی را بطور مفصل ومشروح توضیح دادن
to talk something over with somebody U با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
I'll speak at length on this subject. U دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
to detail something U چیزی را مفصل [با همه جزییات] شرح دادن
gomphosis U اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
The specifications of this machine are fully detailed in the catalog . U مشخصات این دستگاه در کاتولوگ مفصل شرح داده شده
sallenders U جوشهای خشک در زیر مفصل خرگوشی پای عقب اسب
recital [of something] U شرح کامل محتویات [شرح مفصل ] چیزی
detailing U شرح مفصل یکان بقیه یکان
detail U شرح مفصل یکان بقیه یکان
amplified U بزرگ کردن مفصل کردن
amplify U بزرگ کردن مفصل کردن
amplifying U بزرگ کردن مفصل کردن
amplifies U بزرگ کردن مفصل کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com