English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (33 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
magnetizing U مغناطیس کردن یا شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bloop U عبور دادن مغناطیس از روی نوار برای پاک کردن سیگنالهایی که نیازی به آنها نیست
Other Matches
nuclear magnetic resonance U تشدید مغناطیس هسته رزونانس مغناطیس هسته
magneto U مغناطیس
magnetism U مغناطیس
magnetzation U مغناطیس
magnet U مغناطیس
magnets U مغناطیس
remagnetizer U مغناطیس گر
magnetic U مغناطیس
magnets U مغناطیس پایدار
ferrimagnetism U فری مغناطیس
magnetizable U مغناطیس پذیر
magnetization U مغناطیس پذیری
magnetization U مغناطیس گری
magnetization U مغناطیس گردانی
magnetization U مغناطیس کنندگی
magnetization curve U خم مغناطیس پذیری
magnetization work U مغناطیس کنندگی
magnetizing field U میدان مغناطیس گر
field coil U پیچک مغناطیس گر
demagnetize U زدودن مغناطیس
focusing magnet U مغناطیس تمرکز ده
residual magnetism U مغناطیس پس ماند
inductometer U مغناطیس سنج
magnet U مغناطیس پایدار
magnetizing current U جریان مغناطیس گر
magnet coil U پیچک مغناطیس
induced magnetism U مغناطیس القایی
magnetic explorer U مغناطیس یاب
magnetic susceptibility U مغناطیس پذیری
magnetics U علم مغناطیس
elelctromagnetic U الکترو مغناطیس
magneto U دارای مغناطیس
residual magnetism U مغناطیس مانده
purity magnet U مغناطیس خلوص
pyromagnetic U گرما- مغناطیس
remanence U مغناطیس مانده
residual magnetic induction U مغناطیس مانده
residual magnetization U مغناطیس مانده
simple magnet U مغناطیس ساده
thermomagnetic U گرما مغناطیس
mag U مغناطیس agnetic
mags U مغناطیس agnetic
plunger magnet U مغناطیس پیستونی
permeance U مغناطیس رسانایی
permeability curve U خم مغناطیس پذیری
magnetometer U مغناطیس سنج
magnetosphere U کره مغناطیس
magnetosphere U مغناطیس کره
magnetosphere U مغناطیس- سپهر
magnetosphere U مغناطیس- کره
magnotropism U مغناطیس گرایی
natural magnet U مغناطیس طبیعی
organic magnet U مغناطیس الی
p.m. U مغناطیس پایدار
permanent magnet U مغناطیس پایدار
susceptibility U مغناطیس پذیری
bar magnet U مغناطیس میلهای
b h cure U خم مغناطیس پذیری
demagnetization U مغناطیس زدایی
magnetic battery U مغناطیس مرکب
compensating magnet U مغناطیس تصحیح
blow out magnet U مغناطیس جرقه
magnetic compensatory U مغناطیس تصحیح
compound magnet U مغناطیس مرکب
artificial magnet U مغناطیس صنعتی
demagnetization U مغناطیس زدائی
magnetism U مغناطیس شناسی
animal magnetism U مغناطیس حیوانی
magnetism U درس مغناطیس
magnetism U علم مغناطیس
magnetizing force U شدت مغناطیس کنندگی
negative pole U قطب منفی مغناطیس
magnetizing field U میدان مغناطیس گردانی
magnetizing current U جریان مغناطیس گردانی
magnetised U تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
alternating current magnet U مغناطیس جریان متناوب
magnet winding U سیم پیچ مغناطیس
magnetic biasing U مغناطیس گردانی مقدماتی
magnetizability U قابلیت مغناطیس شوندگی
magnetic potential U نیروی مغناطیس رانی
induced magnetism U مغناطیس القاء شده
magnetization vector U بردار مغناطیس کنندگی
magnetization characteristic U منحنی مغناطیس گردانی
coercive force U نیروی مغناطیس زدا
magnezation intensity U شدت مغناطیس کنندگی
magnetises U تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
induced magnetization U مغناطیس گردانی القائی
impedance magnetometer U مغناطیس سنج با تغییرامپدانس
intensity of magnetization U شدت مغناطیس کنندگی
normal magnetization curve U خم مغناطیس پذیری معمولی
demagnetization factor U ضریب مغناطیس زدایی
direct current magnet U مغناطیس جریان مستقیم
magnetizes U تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
demagnetizing field U میدان مغناطیس زدا
blue beam magnet U مغناطیس اشعه ابی
air magnetic circuit U مدار هوایی مغناطیس
ion trap magnet U مغناطیس یون ربا
ageing of magnet U پیر شدن مغناطیس
magnetising U تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
intensity of magnetization U شدت مغناطیس گری
magnetize U تبدیل ماده یا شی به مغناطیس
permanent magnet dynamic U بلندگوی دینامیک با مغناطیس پایدار
magnetostriction U تغییر شکل براثر مغناطیس
magnetics U درس الکترومغناطیس مغناطیس شناسی
demagnetizing turns of armature U دورهای مغناطیس زدای ارمیچر
differential susceptibility and permeabi U مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
ideal magnetization curve U منحنی مغناطیس کنندگی ایده ال
initial susceptibility and permeability U مغناطیس پذیری و نفوذپذیری اولیه
magnetic reversal U عکس عمل مغناطیسی مغناطیس زدائی
magnetized bar U میله مغناطیس شده اهنربای قلمی
high frequency biasing U پیش مغناطیس کنندگی فرکانس بالا
magneto U اهنربای اتش زنه مولد مغناطیس الکتریکی
compass binnacle U پایه قطبنمای مغناطیس stand compass : sys
remanence U چگالی شار باقیمانده در یک ماده بعد از از بین رفتن نیروی مغناطیس کننده
electromagnetic U اختلال داده در نتیجه میدان الکتریکی که توسط مغناطیس ایجاد شده است
electromagnet U اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
A magnet attracts iron. U آهن ربا ( مغناطیس ) آهن را جذب می کند
magnetometer U مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
declinating station U ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew U رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial U خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
captures U اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo U ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified U مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot U جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster U تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orients U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orienting U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orient U جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] U آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
to inform on [against] somebody U کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
concentrating U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
serve U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
buck up U پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
assigning U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
calk U بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
serves U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served U نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrate U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
tae U پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
concentrates U غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assign U مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] U درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
soft-pedalling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled U رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
support U حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
crossest U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
checked U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
wooed U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
preached U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
check U بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
woos U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
sterilizes U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
woo U افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
preaches U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilizing U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
preach U وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
sterilised U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
infringe U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringed U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringes U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringing U تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
cross U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
sterilising U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilize U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crosser U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
sterilized U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
point U اشاره کردن دلالت کردن متوجه کردن نکته
crosses U تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
sterilises U گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
to use effort U کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
correct U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
times U تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
to wipe out U پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
withstands U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstanding U مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
correcting U تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com