English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
love U معشوقه دوست داشتن
loved U معشوقه دوست داشتن
loves U معشوقه دوست داشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
amativeness U دوست داشتن
liked U دوست داشتن
like U دوست داشتن
likes U دوست داشتن
take kindly to <idiom> U دوست داشتن
affects U دوست داشتن
affect U دوست داشتن
savouring U فهمیدن دوست داشتن
savor U فهمیدن دوست داشتن
savour U فهمیدن دوست داشتن
savours U فهمیدن دوست داشتن
savoured U فهمیدن دوست داشتن
idolized U بحد پرستش دوست داشتن
idolised U بحد پرستش دوست داشتن
idolises U بحد پرستش دوست داشتن
idolising U بحد پرستش دوست داشتن
idolizes U بحد پرستش دوست داشتن
list U خوش امدن دوست داشتن
idolize U بحد پرستش دوست داشتن
idolizing U بحد پرستش دوست داشتن
to be into somebody [something] <idiom> U کسی [چیزی] را دوست داشتن
To love someone from the bottom of ones heart . U کسی را از صمیم قلب دوست داشتن
A friend in need is a friend indeed.. <proverb> U دوست آن باشد که گیرد دست دوست,در پریشان یالى و درماندگى.
I like to be friends with you. U من دوست دارم با تو دوست باشم.
hetaera U معشوقه
peat U معشوقه
fancy woman U معشوقه
hetaira U معشوقه
girlfriends U معشوقه
girlfriend U معشوقه
girls U معشوقه
ladylove U معشوقه
lady love U معشوقه
dowsabel U معشوقه
doxy U معشوقه
chamberer U معشوقه
maitred'hotel U معشوقه
sweethearts U معشوقه
lass n U معشوقه
sweetheart U معشوقه
girl U معشوقه
luv U معشوق یا معشوقه
mistresses U معشوقه دلبر
mistress U معشوقه دلبر
stallions U معشوقه فاحشه
paramour U عاشق معشوقه
stallion U معشوقه فاحشه
pets U معشوقه نوازش کردن
petted U معشوقه نوازش کردن
gun moll U معشوقه دزد مسلح
pet U معشوقه نوازش کردن
delilah U دلیله معشوقه سامسون
leveret U بچهء خرگوش یکساله معشوقه
I am done with you. U رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am [have] finished with you. U رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
longs U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> U بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longest U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep down U زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
to keep up U از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
masochism U لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
differing U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differs U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differed U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differ U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
abhorring U بیم داشتن از ترس داشتن از
abhors U بیم داشتن از ترس داشتن از
to have by heart U ازحفظ داشتن درسینه داشتن
abhorred U بیم داشتن از ترس داشتن از
proffering U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffered U تقدیم داشتن عرضه داشتن
cost U قیمت داشتن ارزش داشتن
proffer U تقدیم داشتن عرضه داشتن
reside U اقامت داشتن مسکن داشتن
hoped U انتظار داشتن ارزو داشتن
proffers U تقدیم داشتن عرضه داشتن
resides U اقامت داشتن مسکن داشتن
resided U اقامت داشتن مسکن داشتن
hopes U انتظار داشتن ارزو داشتن
hoping U انتظار داشتن ارزو داشتن
hope U انتظار داشتن ارزو داشتن
meaner U مقصود داشتن هدف داشتن
meanest U مقصود داشتن هدف داشتن
mean U مقصود داشتن هدف داشتن
upkeep U بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
friendless U بی دوست
heart to heart U دوست
schoolmates U دوست
heart-to-heart U دوست
heart-to-hearts U دوست
philoginous U زن دوست
philogynist U زن دوست
formalist U دوست
amicable U دوست
schoolmate U دوست
chum U دوست
allying U دوست
dienophile U دی ان دوست
buddy U دوست
bozo U دوست
buddies U دوست
hydrophilic compound U اب دوست
unfriended U بی دوست
hydrophilic U اب دوست
friends U دوست
chums U دوست
leal U دوست
ally U دوست
friend U دوست
hand in glove U دوست یک دل ویکزبان
philhellenic U دوست یونان
hail fellow U دوست صمیمی
halophilous U نمک دوست
philanthrope U بشر دوست
loyalist U دولت دوست
phihellenic U یونانی دوست
phiadelphian U نوع دوست
warlike U جنگ دوست
patiot U میهن دوست
hand and glove U دوست یک دل ویکزبان
heliophilous U افتاب دوست
oxyphile U اسید دوست
hand and glove U دوست همراز
oxyphil U اسید دوست
hand in glove U دوست همراز
philobiblic U کتاب دوست
germanophil U المان دوست
gallophile U فرانسه دوست
psychrophilic U سرما دوست
dendrophilous U درخت دوست
philhellene U دوست یونان
dislikable U دوست نداشتنی
peaceable U صلح دوست
dislikeable U دوست نداشتنی
pornerastic U جنده دوست
chessist U شطرنج دوست
electrophile U الکترون دوست
cater cousin U دوست صمیمی
francophile U فرانسه دوست
philotechnic U صناعت دوست
boyfriend U دوست پسر
friendly state U کشور دوست
boyfriends U دوست پسر
philotechnic U صنعت دوست
his friend's murder U قتل دوست او
loyalists U دولت دوست
anglophile U انگلیسی دوست
hydrophilic compound U ترکیب اب دوست
I need my e U من دوست دارم
hydrophilic U ترکیب اب دوست
hydrophilic U اب دوست علاقمند به اب
humanitarian U بشر دوست
liquorish U نوشابه دوست
lithophilous U سنگ دوست
francophil U فرانسه دوست
bibliophil U کتاب دوست
kissing kind U باهم دوست
isophilic U همجنس دوست
intimado U دوست صمیمی
acidophile U اسید دوست
acidophile U ترشی دوست
nucleophile U هسته دوست
ornithophilous U مرغ دوست
humnanist U همنوع دوست
humansit U انسان دوست
hemophile U خون دوست
myrmecophilous U مورجه دوست
necrophilous U لاشه دوست
negrophil U زنگی دوست
hydrophile U اب دوست علاقمند به اب
negrophil U سیاه دوست
lipophilic U چربی دوست
fraternises U دوست بودن
expressionism U حالت دوست
philanthropists U بشر دوست
philanthropist U بشر دوست
lovable U دوست داشتنی
loveable U دوست داشتنی
fraternizing U دوست بودن
rats U دوست بی وفا
lovelier U دوست داشتنی
dislike U دوست نداشتن
expressionist U حالت دوست
sporting U بازی دوست
patriot U وطن دوست
fraternising U دوست بودن
fraternize U دوست بودن
fraternized U دوست بودن
fraternizes U دوست بودن
unlovely U دوست نداشتنی
patriotic U میهن دوست
patriots U وطن دوست
loveliest U دوست داشتنی
gregarious U گروده دوست
lovely U دوست داشتنی
family man U زن و بچه دوست
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com