Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
foreign exchange transaction
U
معاملات ارزی
foreign exchange transactions
U
معاملات ارزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exchange
U
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanged
U
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanges
U
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchanging
U
جای معاملات ارزی و سهامی بورس
Other Matches
swap agreement
U
موافقتنامه مبادلات ارزی قرار معاوضه ارزی
option dealer
U
واسطه معاملات اختیاری دلال معاملات اختیاری
equivalents
U
هم ارزی
degenerates
U
هم ارزی
equivalent
U
هم ارزی
equivalence
U
هم ارزی
degenerated
U
هم ارزی
degenerating
U
هم ارزی
degenerate
U
هم ارزی
exchange control
U
کنترل ارزی
bestowon
U
ارزی داشتن
coefficient of equivalence
U
ضریب هم ارزی
equivalence coefficient
U
ضریب هم ارزی
agent de change
U
دلال ارزی
monetary convention
U
اتحاد ارزی
bill of exchange
U
برات ارزی
equivalence gate
U
دریچه هم ارزی
equivalence operation
U
عمل هم ارزی
magnetic equivalence
U
هم ارزی مغناطیسی
inequivalence
U
ناهم ارزی
equivalence point
U
نقطه هم ارزی
equivalence relation
U
رابطه هم ارزی
exchange restricition
U
محدودیت ارزی
foreign bill
U
برات ارزی
exchange restriction
U
محدودیت ارزی
exchange restricition
U
ممنوعیت ارزی
post equivalence point
U
پس از نقطه هم ارزی
stimulus equivalence
U
هم ارزی محرک
response equivalence
U
هم ارزی پاسخ
ecological equivalent
U
هم ارزی بوم شناختی
preequivalence point
U
پیش از نقطه هم ارزی
mass energy equivalence
U
هم ارزی جرم و انرژی
European Currency Unit
U
سبد ارزی اروپا
devisee
U
ذینفع حواله ارزی
valuta
U
ارزش ارزی پول
transactions
U
معاملات
dealings
U
معاملات
sales
{pl}
U
گردش معاملات
volume of sales
U
گردش معاملات
option dealing
U
معاملات اختیاری
turn-over
U
حجم معاملات
credit transaction
U
معاملات استمهالی
credit transaction
U
معاملات موجل
turn-over
U
گردش معاملات
commercial transactions
U
معاملات تجارتی
overseas trade
U
معاملات خارجی
treament of aliens
U
معاملات بیگانگان
external transaction
U
معاملات خارجی
exchange transactions
U
معاملات برواتی
unauthorized transaction
U
معاملات فضولی
stoopage of trade
U
قطع معاملات
volume of sales
U
حجم معاملات
stoopage of trade
U
منع معاملات
internal transactions
U
معاملات داخلی
sales
{pl}
U
حجم معاملات
dealing for money
U
معاملات پولی
arm's length
U
معاملات ازاد
turnover
U
حجم معاملات
dealer
U
فروشنده معاملات چی
dealers
U
فروشنده معاملات چی
boycotted
U
تحریم معاملات
boycott
U
تحریم معاملات
boycotting
U
تحریم معاملات
boycotts
U
تحریم معاملات
injunctions
U
تحریم معاملات
real estate
U
معاملات زمین
purchase tax
U
مالیات بر معاملات
injunction
U
تحریم معاملات
futures
U
معاملات سلف
turnover
U
گردش معاملات
conveyancing
U
تسهیل معاملات
arbitrage
U
معاملات ارز
hazardous
U
معاملات قماری اتفاقی
swops
U
معاملات سلف ارز
swap
U
معاملات سلف ارز
swapped
U
معاملات سلف ارز
real estate agency
U
بنگاه معاملات املاک
spot market
U
بازار معاملات نقدی
brokers
U
واسطه معاملات بازرگانی
brokering
U
واسطه معاملات بازرگانی
brokered
U
واسطه معاملات بازرگانی
broker
U
واسطه معاملات بازرگانی
swaps
U
معاملات سلف ارز
swopped
U
معاملات سلف ارز
opening of negotiations
U
افتتاح مذاکرات
[معاملات]
swopping
U
معاملات سلف ارز
speculate
U
معاملات قماری کردن
speculates
U
معاملات قماری کردن
speculating
U
معاملات قماری کردن
speculated
U
معاملات قماری کردن
realtor
U
دلال معاملات ملکی
realtors
U
دلال معاملات ملکی
invisibles
U
معاملات غیرقابل رویت
land agent
U
دلال معاملات ملکی
agiotage
U
معاملات احتکاری بروات
exchange control
U
جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
speculating
U
معاملات پرخطر انجام دادن
bargain
U
چانه زنی در معاملات معامله
bargained
U
چانه زنی در معاملات معامله
speculates
U
معاملات پرخطر انجام دادن
bargaining
U
چانه زنی در معاملات معامله
bargains
U
چانه زنی در معاملات معامله
speculated
U
معاملات پرخطر انجام دادن
speculate
U
معاملات پرخطر انجام دادن
My capital is locked up in land.
U
سرمایه ام در معاملات زمین گیراست
speculating
U
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
wheeler-dealers
U
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
lawmerchant
U
قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
speculate
U
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculated
U
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
speculates
U
معاملات قماری یا سفته بازی کردن
wheeler-dealer
U
دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
the iron interest
U
کسانی که در معاملات اهن علاقه مند هستند
procuration fee
U
حق دلالی در معاملات استقراضی و رهن حق التحریر اسناد رسمی
federal reserve system
U
ایالات متحده علیرغم تقسیم به ایالات مختلف دارای پشتوانه ارزی واحد است
conveyancing
U
در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
blotters
U
دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
blotter
U
دفتر باطله دفتر ثبت معاملات
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com