Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
feasibility study
U
مطالعه امکان سنجی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
feasability study
U
مطالعه امکان اجرای چیزی مطالعه اقتصادی بودن امری
feasibility study
U
امکان سنجی
capability study
U
مطالعه امکان انجام کار
feasibility study
U
مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
karyosystematice
U
بخشی از رده بندی موجودات که روابط طبیعی انهارابوسیله مطالعه خصوصیات سلولی موجودات مورد مطالعه قرارمیدهد
edlin
U
در DOS-MS امکان سیستمی که به کاربر امکان می ددهد تغییرات را خط به خط در هر لحظه بر فایل اعمال کند
scheduler
U
امکان نرم افزاری که به کاربر امکان مدیریت جلسات , قرار ملاقاتها یا استفاده از منابع میدهد.
telemetering
U
ارزیابی کردن موشکها مسافت سنجی کردن مسافت سنجی
Windows Explorer
U
امکان نرم افزاری در ویندوز که به کاربر امکان مشاهده پرونده ها و فایل ها روی دیسک سخت فلاپی دیسک , ROM-CD , و هر درایو اشتراکی شبکه را میدهد
Winsock
U
امکان نرم افزاری برای کنترل مودم هنگام اتصال به اینترنت تحت DOS-MS یا ویندوز که به کامپیوتر امکان ارتباط تحت پروتکل TCP/IP میدهد
window
U
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
contrasted
U
هم سنجی
iodometry
U
ید سنجی
odorimetry
U
بو سنجی
contrasts
U
هم سنجی
contrasting
U
هم سنجی
contrast
U
هم سنجی
performance appraisal
U
عملکرد سنجی
piezometry
U
فشار سنجی
alka;imetry
U
قلیا سنجی
diffractometry
U
پراش سنجی
anthropometry
U
مردم سنجی
oscillometry
U
نوسان سنجی
optometry
U
بینایی سنجی
optometry
U
دید سنجی
optical pyrometry
U
تف سنجی نوری
olfactometry
U
بویایی سنجی
anthropometry
U
اندام سنجی
motion study
U
تحرک سنجی
planimetry
U
پهنه سنجی
pluviometry
U
باران سنجی
polarimetry
U
قطبش سنجی
radioscopy
U
تشعشع سنجی
quantitation
U
چندی سنجی
psychometry
U
روان سنجی
psychometrics
U
هوش سنجی
psychometrics
U
روان سنجی
potentiometry
U
پتانسیل سنجی
acetimetry
U
سرکه سنجی
barometric
U
ارتفاع سنجی
acoumetry
U
شنوایی سنجی
actinometry
U
پرتو سنجی
argentometry
U
نقره سنجی
audiometry
U
شنوایی سنجی
bolometri
U
تابش سنجی
colorimetry
U
رنگ سنجی
electrometry
U
برق سنجی
econometrics
U
اقتصاد سنجی
ebulliometry
U
غلیان سنجی
densitometry
U
چگالی سنجی
crymetry
U
انجماد سنجی
craniometry
U
جمجمه سنجی
coulometry
U
کولن سنجی
biometry
U
زیست سنجی
biometrics
U
زیست سنجی
iodimetry
U
یدی سنجی
interfrometry
U
تداخل سنجی
hygrometry
U
رطوبت سنجی
hydrometry
U
ابگونه سنجی
goniometry
U
زاویه سنجی
bathymetric contour
U
خط عمق سنجی
bathymetry
U
عمق سنجی
geodesy
U
زمین سنجی
cost unit
U
واحدهزینه سنجی
salinometry
U
نمک سنجی
volumetric pipet
U
پی پت حجم سنجی
sociometric technique
U
فن گروه سنجی
sociometry
U
جامعه سنجی
sociometry
U
گروه سنجی
spirometry
U
تنفس سنجی
turbidimetry
U
زلال سنجی
turbidimetric analysis
U
کدری سنجی
tachometry
U
سرعت سنجی
telemetry
U
دور سنجی
telemetry
U
مسافت سنجی
timing
U
زمان سنجی
turbidimetry
U
کدری سنجی
seismometry
U
زلزله سنجی
urinalysis
U
پیشاب سنجی
mass spectrometry
U
طیف سنجی جرمی
clock rate
U
نرخ زمان سنجی
clock pulse
U
تپش زمان سنجی
clock interrupt
U
وقفه زمان سنجی
clock generator
U
مولد زمان سنجی
test chart
U
لوحه بینایی سنجی
goniometrical
U
وابسته به زاویه سنجی
clock frequency
U
بسامد زمان سنجی
clinometric
U
وابسته به شیب سنجی
cryoscopic constant
U
ثابت انجماد سنجی
clock skew
U
اریب زمان سنجی
cryoscopic
U
وابسته به انجماد سنجی
crygenic region
U
ناحیه انجماد سنجی
human biometric
U
زیست سنجی انسانی
horology
U
فن وهنر وقت سنجی
horlogic
U
وابسته به زمان سنجی
gravimetrical
U
وابسته به ثقل سنجی
conductometric titration
U
تیتراسیون رسانایی سنجی
clock track
U
شیار زمان سنجی
gravimetric
U
وابسته به ثقل سنجی
clock stagger
U
رتبه زمان سنجی
bolometric magnitude
U
قدر تابش سنجی
optometric service
U
قسمت بینایی سنجی
tamping volumeter
U
حجم سنجی کوبشی
unfathomable
U
غیرقابل عمق سنجی
volumetric flask
U
بالن حجم سنجی
clock signal
U
علامت زمان سنجی
pressure taping
U
انشعاب فشار سنجی
polariscopic
U
قطب سنجی نور
rain gauge station
U
ایستگاه باران سنجی
telemetry
U
مسافت سنجی رادیویی
anthropometry
U
انسان سنجی جسمانی
pullover gaging
U
کالیبر سنجی کردن
fire capabilities
U
چارت امکان تیر توپخانه نمودار امکان تیر یکانهای توپخانه
stereometry
U
حجم پیمایی جسم سنجی
radar altimetry
U
ارتفاع سنجی به وسیله رادار
absorption spectrophometry
U
طیف نور سنجی جذبی
direct potentiometric method
U
روش پتانسیل سنجی مستقیم
clocks
U
تپش زمان سنجی ساعت
chronometry
U
وقت سنجی بطریق علمی
clock
U
تپش زمان سنجی ساعت
altitude datum
U
سطح مبنای ارتفاع سنجی
thermographic
U
وابسته به گرما سنجی یادمانگاری
light meter
U
اسباب کوچک نور سنجی
telemetry
U
چندی سنجی از راه دور
etude
U
مطالعه
extemporal
U
بی مطالعه
extemporarily
U
بی مطالعه
perusal
U
مطالعه
readings
U
مطالعه
studies
U
مطالعه
reading
U
مطالعه
studying
U
مطالعه
study
U
مطالعه
off hand
U
بی مطالعه
offhanded
U
بی مطالعه
offhandedly
U
بی مطالعه
direct potentiometric measurement
U
اندازه گیری پتانسیل سنجی مستقیم
optometric service
U
بخش بینایی سنجی و چشم پزشکی
gravitas
U
موقع سنجی و خوش طبعی در گفتار
check
U
مطالعه کردن
bolt
[examine]
U
مطالعه کردن
study habits
U
عادتهای مطالعه
portable standard
U
چراغ مطالعه
evaluate
U
مطالعه کردن
dissect
[analyse]
U
مطالعه کردن
motion study
U
مطالعه ی حرکت
praxeology
U
مطالعه رفتارانسان
determine
U
مطالعه کردن
enquire into
U
مطالعه کردن
examine
U
مطالعه کردن
survey
U
مطالعه کردن
studios
U
اطاق مطالعه
studio
U
اطاق مطالعه
system study
U
مطالعه سیستم
explore
U
مطالعه کردن
scrutinize
U
مطالعه کردن
look into
U
مطالعه کردن
investigate
U
مطالعه کردن
studied
U
از روی مطالعه
at sight
U
بی مطالعه قبلی
inspect
U
مطالعه کردن
lucubration
U
مطالعه سخت
surveyed
U
مطالعه مجمل
survey
U
مطالعه مجمل
surveys
U
مطالعه مجمل
unstudied
U
مطالعه نشده
analyse
[British]
U
مطالعه کردن
analyze
[American]
U
مطالعه کردن
assay
U
مطالعه کردن
feasibility study
U
مطالعه امکانپذیری
study
U
مطالعه کردن
impromptu
U
بی مطالعه تصنیف
line gauge
U
وسیله اندازه گیری کلفتی خط ضخامت سنجی خط
well read
U
اهل مطالعه و تحقیق
subject
U
مبحث موضوع مطالعه
analyse
U
جزئیات را مطالعه کردن
well-read
U
اهل مطالعه و تحقیق
subjected
U
مبحث موضوع مطالعه
analyses
U
جزئیات را مطالعه کردن
subjecting
U
مبحث موضوع مطالعه
demography
U
مطالعه مهاجرت جمعیت
sub judice
U
مورد مطالعه دادگاه
psychognosy
U
مطالعه عمیق روانی
thought out
U
سنجیده مطالعه شده
thought-out
U
سنجیده مطالعه شده
self study
U
مطالعه پیش خود
criminology
U
مطالعه علمی جرم
subjects
U
مبحث موضوع مطالعه
psychognosis
U
مطالعه عمیق روانی
ethnography
U
مطالعه علمی نژادها
analysing
U
جزئیات را مطالعه کردن
analyzed
U
جزئیات را مطالعه کردن
to pore
[over; on]
U
به مطالعه دقیق پرداختن
geologic survey
U
مطالعه زمین شناسی
analysed
U
جزئیات را مطالعه کردن
cella
U
[اتاق مطالعه ی راهبها]
to study out
U
با بر رسی یا مطالعه پیداکردن
metallography
U
مطالعه الیاژهای فلزی
teleology
U
مطالعه حکمت غایی
teppetology
U
مطالعه ریشه ای فرش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com